ايران رساله
پروژه پایان نامه تأمین مالی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه پایان نامه تأمین مالی با word دارای 99 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه پایان نامه تأمین مالی با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پروژه پایان نامه تأمین مالی با word

چکیده  
مقدمه  
فصل اول  
تاریخچه حسابداری  
منظور از حسابداری صنعتی (بهای تمام شده)چیست؟   
مقایسه جایگاه حسابداری مالی و حسابداری بهای تمام شده در موسسات تولیدی  
طبقه بندی هزینه هت چگونه است؟   
منظور از طبقه بندی طبیعی هزینه ها چیست؟   
گزارشهای حسابداری صنعتی و روش تهیه آنها   
گزارشهای درون سازمانی در موسسات تولیدی   
تأثیر گزارش حسابرسی بر بازده سهام   
نقش حرفه حسابرسی در جامعه  
مدل های نقش حسابرسی   
هدف حسابرسی و انواع اظهار نظر حسابرسی  
تاثیر اظهار نظرحسابرس بر فعالیت شرکت ها  
اطلاعات حسابداری و قیمت سهام  
ارتباط بین سود و ارزش سهم در شرایط اطمینان و بازار کامل  
ارتباط بین سود و ارزش سهام در شرایط عدم اطمینان و بازار ناقص  
تاثیر اظهار نظر حسابرسان بر قیمت سهام  
مواردی از تحقیقات انجام شده در رابطه با گزارشهای حسابرسی  
بررسی های آماری  
تحلیل یافته ها  
آزمون فرضیه  
قضاوت و تصمیم گیری   
نتیجه بررسی  
فصل دوم  
روش های تنظیم بودجه  
روشهای برآورد و تنظیم درآمدها  
روشهای برآورد هزینه ها ( طرف دیگر بودجه )  
بودجه ریزی افزایشی   
بودجه برنامه ای   
بودجه عملیاتی   
مقایسه بودجه برنامه ای و بودجه عملیاتی   
روش های برآورد هزینه در بودجه عملیاتی .   
نظام بودجه بندی طرح و برنامه   
بودجه بندی برمبنای صفر   
بودجه ربزی بر مبنای هدف   
فصل سوم  
سیستم هزینه و مالی  
سیستم لحظه ای مالی  
سیستم بیع متقابل  
فصل چهارم  
حسابداری حقوق و دستمزد  
مقدمه  
اجزاء و عناصر سیستم حقوق و دستمزد کدامند  
وظیفه دایره کارگزینی چیست  
وظیفه دایره ثبت ورود و خروج پرسنل چیست  
وظیفه دایره حسابداری حقوق و دستمزد چیست  
قرارداد کارو شرایط اساسی انعقاد کار چگونه است  
منظور از مزایای مستمر و غیر مستمر چیست  
مدت کار  
اضافه کاری چیست و چه شرایطی دارد  
حقوق  
حسابداری حقوق و دستمزد  
حقوق و مزایای کارکنان  
لیست حقوق و دستمزد  
کنترلهای داخلی حسابداری حقوق  و دستمزد  
مراحل پرداخت حقوق  
نگاهی به نحوه سیستمی شدن حقوق و دستمزد در صنعت بیمه  
منابع و مأخذ  

بخشی از منابع و مراجع پروژه پروژه پایان نامه تأمین مالی با word

نشریات سازمان حسابرسی ( شماره های 124 الی 121 و 114 و 110 و 108 و 107 و 105 و 87 و 63 الی 60 و 34 )
بررسیهای حسابداری و حسابرسی ، فصلنامه علمی پژوهشی ، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی انشگاه تهران
تحقیقات مالی ، فصلنامه علمی و پژوهشی ، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران
حسابرس ، فصلنامه تحلیلی پژوهشی ، سازمان حسابرسی
حسابدار ، ماهنامه انجمن حسابداران خبره ایران
مجموعه مقالات حسابرس ، سازمان حسابرسی
اصول حسابرسی نشریه 87 ، سازمان حسابرسی جلد اول ، چاپ اول سال 1371 – صفحه
مجموعه مقالات سازمان حسابرسی تابستان 72 ، مقاله فلسفه حسابرسی و نقش آن در تحلیل گزارشگری – احمد حمید راوری
استانداردهای حسابرسی نشریه 124 سازمان حسابرسی اسفند 1377 بخش

10مجموعه قوانین ، مقررات و آئین نامه – سازمان بورس اوراق بهادار تهران – 1378 – صفحه

11Fleak.S.K (1988) the Going – concern Audit Opinion and share price Behavior Published Ph.D.Dissertaion . University of Missouri Columbia UMI Dissertaion Services

12. Sung K.Choi , Debra . jeter journal of  Accounting and econimics 15 ( 1992 ) North – Holland

منظور از حسابداری صنعتی (بهای تمام شده)چیست؟

حسابداری صنعتی شاخه ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته و باتجزیهو تحلیل گزارشهاو بررسی راههای تولید روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان می کند.در واقع حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیارمهم در اختیار میریت میباشد تا مدیران را در برنامه ریزی ، کنترل ونظارت وبررسی نتایج فعالیتها، یاری نماید. مدیریت با استفاده از حسابداری صنعتی ،بهای تمام شده تولیدات را محاسبه می کند و کنترل خود را برروی هزینه های مواد ،دستمزد و و سایر هزینه های تولید اعمال می کند. مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشنددر تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایرتصمیم گیریها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهندشد

به عنوان مثال فرض کنید در صورتی که هدف تغییر نوع محصول تولید شده یا افزایش تولید باشد باید اطلاعات دقیقی از هزینه تولید وجود داشته باشد تا بتوان تصمیم گرفت که اگر ماشین آلات جدید خریداری شوند مقرون به صرفه است و یا ماشین آلات تعویض شوندو یا اینکه ماشین آلات اجاره گرفته شوند و یا بهتر است حقوق پرسنل افزایش داده شود ویا باید مقدار پرسنل افزایش داده شودو بسیاری از انواع تصمیمات مدیریت درموارد مشابه فوق الذکر مشروط بر اطلاعات حسابداری بهای تمام شده می باشد . گاهی تصور می شود کابرد حسابداری صنعتی و بهای تمام شده محدود به کارخانجات و صنایع تولیدی می باشد هرچند شاید مشهورترین کاربردآن در این جهت باشدولی سایر موسسات نیز از حسابداری بهای تمام شده بهره برده و از روشهای حسابداری بهی تمام شده در بانکها ، شرکتهای بیمه ، عمده فروشیها، شرکتهای حمل ونقل ،شرکتهای هواپیمایی ،دانشگاههاو بیمارستانها در جهت کارایی بیشتر استفا ده می گردد. بعنوان مثال در یک بیمارستان کنترل هزینه ها و تعیین بهای تمام شده هزینه های بستری شدن و درمان یک بیمار ، با استفاده از حسابداری بهای تمام شده صورت می پذیرد و موادمصرفی ، دستمزد پزشک وسایر هزینه های مرتبط شناسایی و ثبت کنترل می گردندتا بهای تمام شده مشخص شود . یا شرکتهای حمل و نقل سعی در محاسبه و تعیین هزینه حمل بهای تمام شده حمل یک کیلوکالا و یکنفر مسافر را دارند

مقایسه جایگاه حسابداری مالی و حسابداری بهای تمام شده در موسسات تولیدی

حسابداری مالی در موسسات وظیفه تهیه گزارش وضعیت مالی و در واقع صورت سود و زیان ، ترازنامه و صورت گردش وجوه نقد را به عهده دارد و بیان می کند که در طول دوره مالی چه نتایجی حاصل شده است اما حسابداری بهای تمام شده در کنار حسابداری مالی گزارشاتی ازجزئیات تولید و مراکز ایجاد هزینه ارائه می دهد و به صورت دقیق تر مقدار مصرف مواد ، میزان تولید، ساعات کار انجام شده وهزینه های سایر عوامل تولید را در اختیار مدیریت قرارمیدهد تا بر اساس این اطلاعات و گزارشات مدیریت تصمیم گیری ،کنترلو برنامه ریزی کند.باید بدانید واحد حسابداری مالی و واحد حسابداری بهای تمام شده تحت نظر مدیر مالی می باشند و در واقع واحد حسابداری مالی و واحد حسابداری بهای تمام شده بازوان مدیریت مالی می باشند

اشاره شد که حسابداری بهای تمام شده گزارشاتی از جزئیات تولید و مراکز هزینه و عوامل ایجاد کننده هزینه در اختیار مدیریت قرار می دهد و با توجه به اینکه سعی در تعیین بهای تمام شده تولید یک واحد کالا در هر یک از مراحل ساخت را دارد به آن حسابداری بهای تمام شده می گویند و به نظر می رسد اولین گزارشی را که یک حسابدار صنعتی باید تهیه کند جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته باشد

جدول بهای تمام شده کالای فروش در واقع همان چرخه یا شکل کلی حسابداری صنعتی میباشد که به صورت گزارش ارائه می شود .این جدول از 5 بخش تشکیل شده است

1. بخش مواد مستقیم که اطلاعاتی در ارتباط با مواد مصرف شده ارائه می دهد

2. بخش دستمزد مستقیم که اطلاعاتی را در ارتباط هزینه حقوق کارگران خط تولید ارائه
می دهد

 3. بخش هزینه های سربار تولید که اطلاعاتی را درارتباط با سایر هزینه های تولید ارائه
می دهد

 4. بخش کالای در جریان ساخت

 5. بخش کالای ساخته شده

ملاحظه می کنید برای تهیه اولین گزارش حسابداری صنعتی با مفاهیم و اصطلاحات جدیدی همچون مواد مستقیم ،دستمزد مستقیم ،سر بارو سایر موارد مواجه خواهید شدهر چند اصول حسابداری صنعتی با حسابداری مقدماتی وتکمیلی که فرا گرفتید یکسان می باشد ولیکن برای فراگیری حسابداری صنعتی لازم است ابتدا با مفاهیم حسابداری صنعتی و طبقه بندی هزینه ها در حسابداری صنعتی آشنا شوید که در ادامه آنها را بررسی خواهیم نمود و سپس مباحث حسابداری صنعتی را به صورت تخصصی تر مطرح خواهیم کرد

 

طبقه بندی هزینه ها چگونه است ؟

هرینه ها در حسابداری صنعتی از دیدگاههای متفاوتی طبقه بندی شده اند.به شکل زیر که خلاصه طبقه بندی هزینه ها را نشان میدهد توجه کنید تا در ادامه آنها را به صورت کلی تر بررسی نمائیم

هزینه ها به 3 طبقه تقسیم می شوندو هر طبقه بندی خود به گروههایی تقسیم خواهد شد

1. طبقه بندی طبیعی هزینه ها

 2. طبقه بندی هزینه ها بر اساس ارتباط آنها با تولید محصول 3 طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط با حجم وتعداد تولید

منظور از طبقه بندی طبیعی هزینه ها چیست؟

در این طبقه بندی ابتدا هزینه ها به

الف) هزینه ها ی ساخت (تولید )و ب ) هزینه های تجاری تفکیک خواهد شد

الف:

1 . هزینه های ساخت

هزینه هایی می باشند که در کارخانه ها جهت تولید کالا و محصول مصرف و ایجاد میشوند مانند مواد اولیه مصرفی ، هزینه دستمزد و سایر هزینه های تولید

ب:

1. هزینه های تجاری

هزینه هایی می باشند که برای ساخت محصول و در قسمت ساخت نشده بلکه در سایر بخشهامانند بخش اداری ، بخش توزیع و فروش ، سایر قسمتها ایجاد می شوند به طور معمول به هزینه های تجاری هزینه های تجاری هزینه های عملیاتی نیز گفته می شود

2. منظور از طبقه بندی هزینه ها بر اساس ارتباط آنها با تولید محصول چیست؟

در حسابداری صنعتی ، هزینه ها بر اساس ارتباط با تولید به 2 گروه الف) مستقیم ب) غیر مستقیم تقسیم می شوند

الف:

2. هزینه های مستقیم

همچنانکه مشخص می باشند که ارتباط مستقیم با تولید دارند و می توان آنها را در کالاهای تولید شده مشخص نمود یا به مرحله ای از ساخت یا سفارش تولید ارتباط داد. مشخص ترین این هزینه ها مواد اولیه و دستمزد مستقیم تولید می باشد . موادی که مستقیمادر تولید یک کالا نقش دارند مواد مستقیم تولید می باشند به عنوان مثال چوبی که در ساخت میز و صندلی ، چرمی که در ساخت کفش و یا شیری که در ساخت بستنی به کار می رود مواد مستقیم تولید می باشند و یا دستمزد کارگرانی که در خط تولید کار می کنند و در تولید کالا نقش دارند دستمزد مستقیم تولید محسوب می شود

 ب:

2. هزینه های غیر مستقیم

هزینه های غیر مستقیم هزینه هایی می باشند که در تولید محصول نقش اصلی رانداشته هر چند برای تولید محصول لازم اند و برای ساخت محصول ایجاد می شوند لیکن ارتباط مستقیمی با محصول ندارند این هزینه ها را به سادگی نمی توان به یک مرحله از ساخت و یا سفارش معین و مشخص ارتباط داد هر چند این هزینه ها در طی تولید صورت پذیرفته اند مانند هزینه های سوخت و برق مصرفی سالن و کارگاه تولید ، روغن مصرفی جهت ماشین آلات تولیدی و سایر موارد مشابه و یا حقوق و دستمزد غیر مستقیم پرداختی در جهت تولید مانند حقوق سر کارگران و یا نگهبانان که به عنوان هزینه های غیر مستقیم شناسایی می شوند و یا هزینه ی استهلاک ساختمان کارخانه ه نمی توان آن را به یک تولید مشخص مرتبط کرد نمونه های غیر مستقیم می باشند مواد غیر مستقیمی که در جهت تولید مصرف می شوند نیز می توانند به عنوان هزینه های غیر مستقیم تلقی می شوند موادی مانند چسب مصرفی در ساخت کفش و یا در ساخت میز و صندلی مواد غیر مستقیم تولید محسوب می شوند البته همچنانکه اشاره شد وجود این هزینه ها الزامی است ولی به دلیل نا چیز بودن و یا غیر الرامی بودن به یک محصول آنها را به عنوان غیر مستقیم شناسایی می کنند به هزینه ها ی غیر مسنقیم سربار ساخت یا سر بار تولید نیز گفته می شود

3. منظور از طبقه بندی هزینه ها بر اساس ارتباط آنها با تغییر حجم و تعداد تولید چیست؟

در این طبقه بندی که خود به سه گروه تقسیم می شود ارتباط تغییر هزینه با تغییر در حجم تولید بررسی می گردد باید بدانیم برخی از هزینه ها تغییر مقدار و تولید اثری بر آنها نخواهد داشت و برخی دیگر با تغییر در حجم تولید تغییر کرد که با توجه به این شرایط هزینه ها به سه گروه

الف) هزینه های ثابت

ب ) هزینه های متغییر

ج ) هزینه های نیمه متغییر تقسیم می شوند

الف

3.هزینه های ثابت

هزینه های ثابت هزینه هایی می باشند که با تغییر حجم تولید تا سطح مشخصی از تولید تغییر نخواهد کرد .باید بدانید به طور کلی هزینه های ثابت دارای مشخصاتی می باشند که هر این خصوصیات در هزینه مشاهده شد می توان آن را به عنوان این گروه از هزینه ها طبقه بندی کرد

ـ اول آنکه : این هزینه ها در سطوح مختلف تولید در کل ثابت میباشند

ـ دوم آنکه : سهم هزینه ثابت یک واحد کالا با افزایش تعداد تولید کاهش می یابد و بر عکس

ـ سوم آنکه : کنترل وقوع این هزینه ها از طریق مدیران اجرایی صورت می پذیرد

نمونه بارز و مشخص این هزینه ها : حقوق مدیران تولید، استهلاک ساختمان و ماشین آلات ،بیمه ساختمان و ماشین آلات ، اجاره محل کارخانه و سایر موارد مشابه می باشد

گزارشهای حسابداری صنعتی و روش تهیه آنها

در حسابداری مقدماتی اشاره کردیم استفاده کنندگان از گزارشهای حسابداری دو دسته می باشند

الف ) استفاده کنندگان درون سازمانی ب )استفاده کنندگان برون سازمانی

و اشاره شد گزارشهای حسابداری تهیه می شوند تا 2 هدف زیر تحقق پیدا کند

1. امکان بررسی توانایی و نکات ضعف موسسات با توجه به تجزیه و تحلیل عملکرد و فعالیتهای موسسات و شرکتها

2. برنامه ریزی و کنترل فعالیتها با توجه به اطلاعات کسب شده از گزارشات مالی گذشته بنابراین موسسات تولیدی نیز دو گروه گزارش تهیه می کنند

1. گزارشهای درون سازمانی 2. گزارشهای برون سازمانی

1. گزارشهای درون سازمانی

گزارشهای درون سازمانی که بطور کلی مورد استفاده مدیران جهت برنامه ریزی ،کنترل و نظارتو تصمیم گیری تهیه می شوند

2.گزارشهای برون سازمانی

گزارشهای برون سازمانی که مورد استفاده کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی خارج از سازمان می باشد نمونه بارز این استفاده کنندگان سرمایه گذاران ، بورس اوراق بهادار ، دولت ، بانکها ، حسابرسان و غیره می تواند باشد

انواع گزارشهای درون سازمانی و برون سازمانی کدامند و توسط چه واحد هایی تهیه می شوند

گزارشهای درون سازمانی در موسسات تولیدی توسط واحدهای حسابداری بهای تمام شده تهیه می گردد و معمولاً هر ماه این گزارشها بر اساس نیاز مدیران تهیه می شوند تا در اختیار آنها قرار گیرد

گزارشهای برون سازمانی در موسسات تولیدی توسط دایره حسابداری تهیه می شود . این گزارشها با توجه به اینکه مورد استفاده اشخاص حقیقی و حقوقی همچون دولت ، بانکها ، سرمایه داران و ; که قبلاً توضیح داده شدند می باشند باید بر اساس استانداردهای حسابداری و اصول پذیرفته شده حسابداری تهیه گردند تا قابلت مقایسه داشته و قابل اتکا باشند . عمدترین این گزارشها به صورت زیر می باشند

1. گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته 2 گزارش سود و زیان 3 ترازنامه 4 گردش جریانات نقدی 5 گزارش تقسیم سود

گزارش برون سازمانی در موسسات تولیدی

1. گزارش (جدول ) بهای تمام شده کالای فروش رفته چیست ؟

برای آنکه گزارشهای درون سازمانی را بهتر بشناسید ابتدا گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته را که یک گزارش برونی می باشد بررسی می نمائیم چرا که در مبحث حسابداری موسسات بارزگانی نیز نیز تا حدودی و به شکل دیگر با آن آشنا شدیده اید

در فصل قبل اشاره شد بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است

1. بخش مواد مستقیم 2 دستمزد مستقیم 3 سر بار 4 بخش کالای در جریان ساخت 5 بخش کالا ساخته شده

 2. گزارش خلاصه سود و زیان چیست؟

دومین گزارش برون سازمانی در موسسات تولیدی گزارش خلاصه سود و زیان می باشد که خود به طور معمول از 4 بخش تشکیل می گردد به گزارش سود و زیان موسسه نمونه توجه کنید

3. ترازنامه در موسسات تولیدی

ترازنامه یکی دیگر از گزارشهای برون سازمانی می باشد که با سایر مو سسات یعنی خدماتی و بازرگانی تفاوتی نخواهد داشت تنها تفاوت اساسی آن بخش موجودی کالا می تواند باشد که در ترازنامه موسسات تولیدی موجودی کالا متشکت از مواد خام ، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده می باشد با نحوه تهیه ترازنامه نیز در حسابداری مقدماتی و تکمیلی به شکل کامل آشنا شده اید

گزارشهای درون سازمانی در موسسات تولیدی

اشاره شد که جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است باید توجه داشته باشید که هر یک از این پنج بخش در واقع یکی از گزارشهای درون سازمانی می باشد

1. گزارش مصرف مواد

به طور معمول موسسات تولیدی هر ماهه گزارشی را از مقدار و یا مبلغ مواد مصرف شده تهیه می کنند که به آن گزارش مصرف کننده مواد گویند.البته همچنانکه اشاره شد این گزارش می تواند مبلغی یا مقدار مصرف مواد اولیه ویا مبلغ مصرف مواد اولیه باشد .باید توجه داشت که بخش اول گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته در واقع یک گزارش مبلغی مصرف می باشد .

تأثیر گزارش حسابرسی بر بازده سهام


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه مقاله معاد و جهان پس از مرگ با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله معاد و جهان پس از مرگ با word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله معاد و جهان پس از مرگ با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله معاد و جهان پس از مرگ با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله معاد و جهان پس از مرگ با word :

الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیا مت

لا ریب فیه و من اصدق من الله حدیثا

)) سوره ی مبارکه ی نساء آیه ی87 ((

افسوس که آنچه برده ام باختنی است

بشناخته ها تمام نشناختنی است

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت

بگذاشته ام هرآنچه برداشتنی است

90 اسم از اسامی قیامت از دیدگاه قرآن

((یوم الحشر)) براساس آیه 45 سوره یونس

((یوم القیامت الساعه)) براساس آیات 186 و187 اعراف

((یوم النسیان )) بر اساس آیات 51 اعراف و 126 طه

((یوم البشارت و التبریک)) براساس آیات 13 حدید و 35 نحل

 

((یوم الشماتت والالتماس)) براساس آیات 50 مومن و98 انبیا

((یوم الشفاعت)) براساس آیات 46 بقره و 53 اعراف

((یوم الشهادت)) براساس آیات 138 بقره 19 و20 و21 فصلت

((یوم الندامت)) بر اساس آیه 55 یونس

((یوم العداوت)) براساس آیات 162 و163 بقره و31 فرقان

 

((یوم عظیم وکبیر)) بر اساس آیه 16 یونس

((یوم الجزا)) بر اساس آیات3 حمد و 12 حج

((یوم الخسران)) بر اساس آیات 46 یونس و 25 هود

((یوم الوفود و الورود)) بر اساس آیات84 مریم و 101 هود

((یوم الفصل)) بر اساس آیات 59 یس و17 عم

((یوم الجمع)) بر اساس آیات 87 نسا و 109 مائده

((یوم الخشوع و التسلیم)) بر اساس آیات 28 و29 نحل و108 طه

 

((یوم الحسرت والتاسف)) بر اساس آیات 28 انفال و 32 انعام

((یوم الذلت)) براساس آیات 28 یونس و 20 صافات

((یوم القضاوت والحکومت))بر اساس آیات 63 انعام و 73 مریم و 95 نحل

((یوم الظلمت)) بر اساس .آیات10 و 11 دخان و 14 حدید

 

((یوم لاریب فیه)) بر اساس آیات 9 و25 آل عمران و 87 نسا

((یوم لا ینفع فیه نسب)) بر اساس آیات 11 تا 15 معراج و 101 مومنون

((یوم لا ینفع شیء)) بر اساس آیات 9 آل عمران و254 بقره

((یوم الاخرت)) براساس آیات 83قصص و 134 نسا

((یوم الوفا )) بر اساس آیات 28 بقره و 25 آل عمران

 

((یوم الشدت و الیاس )) بر اساس آیات 29 فرقان و 70 نمل

((یوما عبوسا )) بر اساس آیات 11 و 12 دهر

((یوم التناد )) بر اساس آیات 42 تا 48 مدثر و 35 مومن

((یوم الحساب)) بر اساس آیات 15 و16 اسراء

 

((یوم المعاد )) بر اساس آیات 4 یونس و134 انعام

((یوم التلاق )) بر اساس آی144 یونس و 16 مومنون

((یوم تبلی السرائر)) براساس آیات 10 و11طارق و8 تغابن و8 و9 مجادله

((یوم الحزن و الخوف والامن)) بر اساس آیات 42 ابراهیم و 112 طه

((یوم المال و المرجع )) بر اساس آیه 105 مائده

 

 

((یوم الوزن)) بر اساس آیه 8 اعراف

((یوم نشر الکتب و قرائتها)) بر اساس آیات 13 و12 اسراء

((یوم التذکر والنظر)) بر اساس آیات 40 نباء و 35 والنازعات

((یوم الکسر)) بر اساس آیه 2 حج

((یوم السوال و الجواب)) بر اساس آیات 35 اسرا و 7 احزاب

((یوم الرویه والاشاره )) بر اساس آیات 85 نحل و 5 زلزال

((یوم لا یقبل شیء)) بر اساس آیات 118 بقره و 70 انعام

((یوم الظالم )) بر اساس آیات 136 و137 انعام و 30 فرقان

 

 

((یوم تبیض وجوه و تسودجوه)) براساس آیات27و28یونس و103آل عمران
((یوم الوعد والوعید)) براساس آیات 18 هود و 84 زخرف

((یوم الجثی )) بر اساس آیات 28 جاثیه و 70 و74 مریم

((یوم التمنی و التودد)) بر اساس آیات 67 و 68 احزاب و 44 شوری

((یوم العرض)) بر اساس آیات 100 و101 کهف و 19 الحاقه

((یوم الوقوف والاستنطاق)) بر اساس آیات 28 و30 انعام و 25 صافات

((یوم العتاب و التوبیخ)) بر اساس آیات 73 زمر و 27 28 نحل

((یوم السلام )) براساس آیات 16 مریم و 34 ق

 

 

((یوم الخزی و الفضاحت)) بر اساس آیات 70 فرقان و 139 آل عمران

((یوم المجادله و البرائه)) بر اساس آیات 114 نحل و 110 نسا

((یوم الطمس و التغلب)) بر اساس آیات 48 نسا و 38 نور

((یوم لا ظل الاظله)) بر اساس آیات 61 نسا و 31 و31و 42 والمرسلات

 

 

((یوم الوزر)) بر اساس آیات 100و101طه و 20فاطر

((یوم الرهن)) بر اساس آیه 42مدثر

((یوم التغابن والنفع والضرر)) براساس آیات 10تغابن و 58 و 110یوسف

((یوم ینفخ فی الصور)) براساس آیات73انعام و18نبا و102طه و103مومنون و19ق

((یوم السکوت التکلم)) بر اساس آیات 107هود و 35و36 مرسلات

((یوم البروز والاجابت )) بر اساس آیات 43و49ابراهیم و55اسرا

 

 

((یوم یدع الداع الی شیءنکر)) بر اساس آیات 6و7و8قمر

((یوم الاغلال والاصفاد)) بر اساس آیات 50ابراهیم و 72و73مومن

((یوم السوق الی الجنه اوالنار)) بر اساس آیات 72و74زمر

((یوم الزفر)) بر اساس آیات 14فرقان و16و17و18معارج و37الرحمن ونازعات

((یوم الیاس )) بر اساس آیه 112طه

((یوم الاهوال)) بر اساس آیات 1تا6واقعه و 98انبیا

((یوم الرمی والکتب)) بر اساس آیه 20 نحل

((یوم عقیم )) براساس آیه 55حج

((یوم الحبط)) بر اساس آیه 26فرقان

((یوم الشکایت)) بر اساس آیه 33فرقان

 

 

((یوم اللقاء)) بر اساس آیه 8روم و 7انشقاق

((یوم الاعتراف)) بر اساس آیات 13سجده و 12مومن

((یوم الفتح)) بر اساس آیات 29و30سجده

 

 

((یوم الویل )) بر اساس آیات 30و31فرقان و 21 صافات

((یوم الرجوع)) بر اساس آیه 46 زمر

((یوم لا مردولاملجا)) بر اساس آیات 11و12و135قیامت و 47 شوری

((یوم الاستغاثه)) بر اساس آیات 10 و11و12دخان

((یوم الآرفه )) بر اساس آیات 59و60و61و62نجم

((یوم لایوخذ الفدیه)) بر اساس آیه 15حدید

 

 

((یوم القارعه والحاقه)) بر اساس آیات 1تا5قارعه و1تا4الحاقه

((یوم الواقعه)) براساس آیات 1و2واقعه و15 الحاقه

((یوم کان شره مستطیر)) بر اساس آیه 8دهر

((یوم یفرالمرءمن اخیه وابیه)) براساس آیات11و12و13معارج و35و36و37عبس

 

 

((یوم الرفجه وطی السماءوشقهاوعهن الجبال)) براساس آیات2حج 2تا5زلزال

((یوم التحیروالضلال والعمی والسکوت)) براساس آیات41مریم و30یونس

((یوم التمنی والتودد)) براساس آیات31آل عمران و42نسا و53اعراف و99و100مومنون

مقدمه:

چرا باید به زندگی بازپسین بیندیشیم ؟

برخی از اشخاص براین باورند که ضرورتی ندارد درباره مرگ و معاد بیندیشیم وازمسائلی که راهی برای
شناخت آن نداریم , سخنی بگوییم ویا کتابی بخوانیم.
آنها می گویند: ما باید به وجدانیات وقوانین جاری کشور, آداب و سنن ملی واجتماعی پای بند باشیم .
به کسی ستم نکرده و حقی را از احدی ضایع نکنیم . از دروغ و خیانت ودزدی و; پرهیز کنیم . کاری بر خلاف وجدان و عملی بر خلاف قانون انجام ندهیم , تا مورد ملامت وجدان ومکافات قانونی قرار بگیریم.

برای اینکه خوش باشیم , نباید به مصائب و دشواری های مردمان محروم کاری داشته باشیم . از مرگ و –میر عزیزان نباید متا ثر شویم . اگر جمعیتی بر اثر زلزله و یا بمب اتمی نابود شوند ,به ما ربطی ندارد . ما برای دردها , رنج ها و بدبختی های مظلومان اشک تاثر نمی باریم;

هم اکنون زندگی جمعی از خانواده ها بر این منوال می گذرد , حتی برخی از مذهب ها عملا زندگی خود را بر پایه ی این عقاید تنظیم کرده اند . ولی به عنوان درآمد پاسخ باید گفت : این گفتارها در حد شعار و حرف مطلوب است . آیا افراد بشر می توانند در جامعه زندگی کنند و از اینگونه مسائل کناره گیرند؟! مگرمی شود انسان خردمند و کنجکاو و متفکر و آینده نگر , ضروری ترین مسائل اعتقادی و فرهنگی را از تفکرات خود حذف کند ؟! مگر می شود درباره مرگ نیندیشید , در صورتی که به قول ((موریس مترلینگ))در زندگی و جهان ما فقط یک حقیقت قابل توجه وجود دارد و آن هم مرگ است ؟! مگر می شود از چنگ اینگونه مسائل فرار کرد؟!

(( مرگ عبارت است از تولدی جاودانی در گهواره ای از نور و آتش هر کس بخواهد تصور وجود مرگ را از مخیله ی خود دور کند , یا از چنگ آن بگریزد بیش تر خود را در چنگال آن گرفتار می بیند . شبح مرگ مانع از دیدن همه ی چیزها می شود. ))1
(( به نقل از کتاب معاد درنگاه دین و عقل اثر محمد باقر شریعتی))

1 – موریس مترلینگ ,مرگ,ترجمه فرامرز برزگر ص 2
رابطه انسان با معاد

این باورجهانی وریشه دارازچند جهت باانسان ارتباط دارد: یکی ازنظرفلسفه تاریخ,که ازارکان((جهان بینی))به شمارمی آید: وقتی انسان به رشد جسمی وبلوغ فکری میرسد, قهرمانان خیر و شر را در کشمکش و نزاع می بیند .دراین جدال همگانی و پیکار دایمی و تاریخی , نمودهای فضیلت ,مغلوب عناصر رذیلت گشته و باطل غالبا بر حق چیره می گردد ,

و تاریخ به طور مقطعی به سود ستمگران رخ می نماید. اما برای وجدان حساس و ضمیر بیدار بشرقابل قبول نیست که خداوندان آزادی وعدالت, مقهوروقربانی آفرینندگان شرارت وجنایت گردند و با فرا رسیدن مرگ آنان , همه چیز پایان پذیرد , و روزی قرار نباشد به حساب این دو قطب متضاد, رسیدگی شود و ((یوم الفصل )) (روز جدایی خائن از خادم ) فرا نرسد .

آرمان های بی نهایت و اندیشه های بی پایان انسانی دومین دلیلی است که ایمان به رستاخیز را با جان آدمی پیوند می دهد . سقراط می گوید :
(( این بذرهای بی حد و حصر برای رویش و پرورش خود , مزرعه ای بی نهایت و زمینه ای نامتناهی لازم دارد .))
از این رو باغبان آفرینش برای روییدن بذرهای ابدیت طلبی و مطلق خواهی بشر , سرزمین دیگری را فراهم ساخته , که از ابعاد زمان و مکان کنونی فراتر است , و می تواند پرورشگاه آرمان های نامحدود بشر باشد .

برای پرورش روح ما مکان تنگ است بیا به عرصه ی میدان لا مکان برویم
دو روز عمر ,تمتع نمی دهد , برخیز که همچوخضر پی عمرجاودان برویم
دل از ملازمت تنگنای تن , بگرفت بیا بیا که به خلوت سرای جان برویم

اشباع حس کنجکاوی و حقیقت یابی انسان , در مورد سرنوشت نهایی عالم و آدم و این که پس از ویرانی جهان ,آیا سایه ی سنگین عدم و خاموشی همه جا را فرا می گیرد ,یا جنبش و -جوشش دیگری در جهان پیدا می شود ,حاکی از ارتباط این ایمان با ذات و فطرت بشری است وبالاخره هر متفکر و روشنفکری می داند برای کتاب زندگی بشرسر فصل های بی شماری وجود دارد ,که چند بخش آن در حیات دنیا تامین می گردد , و فصل های مبهم و تماشایی آن پس از مرگ و ظهور قیامت ,آغاز وپایان می پذیرد .

بی دلیل نیست که این ایمان عمومی , در سرلوحه مسائل اعتقادی و معارف بشری قراردارد , اگر چه در مقابل اقیانوس خروشان جوامع انسانی , خاروخس هایی بوده وهست که بخاطر مسخ فطرت و بیماری روحی ویا فرو رفتن در حیوانیت و وجود تعصبات گروهی و جریانات انحرافی, تلاش کرده اند این فریاد درونی را خفه کرده و این شعله ی مقدس را خاموش نمایند ; غافل از اینکه خاموش کردن این مشعل محیط درونی آدمی را تیره وتار میکند و زمینه را برای یورش خفاشان و شیاطین درونی و برونی, آماده می سازد ,تا انسانیت را تباه ساخته وازآنها جانورانی سفاک و عناصری پلید بسازند. اینک نقش خلاق ایمان به معاد و اثرات فردی و اجتماعی آن راموردبررسی قرارمیدهیم .

نقش ایمان به معاد در زندگی
ماتریالیست ها و هواداران آنها می گویند : ایمان به حیات بازپسین , درامورفردی وجمعی
اثرات منفی می گذارد و قدرت تحرک و نشاط را از آدمی سلب کرده واو را به انزوای سیاسی و اجتماعی می کشاند. دراین صورت او با اعتقاد به مکافات و انتقام الهی , با استعمارواستبداد
نمی جنگد وبه امید ورود به بهشت ونجات ازدوزخ به ذکروعبادت می پردازد وازکارومبارزه
دست می کشد وبه نیازمندی های مادی ومعنوی زندگی که منشا تلاش وفعالیت است ,بی توجه
می شود .

که دراینجابا تحلیل و بیان اثرات مثبت و سازنده ایمان به معاد به این اشکال پاسخ خواهیم داد.

تاثیرمعاد در اندیشه و اخلاق
اسلام جهان بینی و رسالت خود را بر سه پایه اساسی : مبدا, معاد و نبوت بنا گذاشته است . انکار هر یک از آنها را مانند نفی دو اصل دیگر می داند. ازطرف دیگر پایگاه تعلیم و تربیت- اسلامی بر زنده کردن فطرت استوار شده است ; بنابرین اسلام ایمان به معادرا ازارکان حیاتی
انسان می داند که بدون آن ,زندگی برای بشر مفهوم درستی ندارد. مقررات دینی قوانین خشک و بی روح نیست ,که صرفا به خاطر تقلید و تشریفات در حاشیه زندگی تنظیم شده باشد ,بلکه

1- براسا س آیات 30 روم و 40 یوسف
بدون شک انگیزه فعالیت , میل به بقا وعشق به حیات است وانسان برای تامین لوازم و نیازهای زندگی همچو خوراک و پوشاک و مسکن به تلاش برمی خیزد. آیین بشری ,زندگی

محدود و منحصر در حیات چند روزه ی دنیاست. بی شک قوانین بشری که بازتاب نیازها و خواسته های بسیاری ازمردم است,برای همین دنیا وضع گردیده است,اما قوانین الهی,زندگی
انسان ,یک زندگی ابدی و بی نهایت است, وخوشبختی و بدبختی او درگروسعادت و شقاوت زندگی دنیوی اوست ;ازاین روباید یک خط مشی معقول ومنطقی برای بشرتنظیم گردد,نه یک

استراتژی عاطفی. باید مصلحت واقعی افراد تامین گردد. نه هوی وهوس آنها. انسان با شعور فطری ووجدانی خود,معاد راباورمی کند و بدین وسیله حیات ابدی رامی فهمد,که او باید حیات
معقولی داشته باشد و یک لحظه از نیازهای آن غفلت نورزد. ولی یک فرد مادی – که منطقی جزتامین خواسته های حیوانی خود,و آرمانی جز دستیابی به هواهای نفسانی ندارد – اگر خیلی
مترقی باشد ,آرزوداردهمه تمایلات حیوانی انسانها تامین گردد , و معتقد است نیازی به اخلاق و انسانیت نیست.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه پایان نامه امضای دیجیتالی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه پایان نامه امضای دیجیتالی با word دارای 127 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه پایان نامه امضای دیجیتالی با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پروژه پایان نامه امضای دیجیتالی با word

مقدمه  
بخش اول-مدل قانون UNCITRAL درامضاهای الکترونیکی (2001)  
مقاله اول- حدود وحوزه استعمال:  
مقاله دوم- تعریفات:  
مقاله سوم- رفتار وعکسل العمل مساوی تکنولوژیهای امضاء:  
مقاله چهارم- تفسیر وترجمه:  
مقاله پنجم- اصلاح و دگرگونی توسط توافق:  
مقاله ششم- موافقت و انجام کار توسط یک نیازمندی برای یک امضا:  
مقاله هفتم- رضایتمندی و برطرف سازی مقاله ششم:  
مقاله هشتم- هدایت وراهنمایی امضاء کننده:  
مقاله نهم- هدایت و راهنمایی فراهم کننده خدمات سند رسمی‌یا گواهینامه  
مقاله دهم- درستی وقابلیت اعتماد:  
مقاله یازدهم- هدایت و راهنمایی شخص مورد اعتماد:  
مقاله دوازدهم- شناسایی گواهینامه ها و امضاهای الکترونیکی بیگانه:  
بخش دوم- راهنمایی برای صورت قانونی به مدل قانونی دادن UNCITRAL درامضاهای الکترونیکی (2001)  
اهداف این سازمان:  
A-  هدف:  
فصل دوم  
تفسیری برای این مدل از قانون-I هدف و اساس این مدل قانونی  
B – زمینه  
C- تاریخچه:  
II. مدل قانون UNCITRAL بعنوان یک ابزار برای هماهنگ سازی قانونها:  
III نشانه گذاریهای کلی وعمده در امضاهای الکترونیکی- A: عملکردهای این نوع امضاها:  
B: امضاهای دیجیتالی و دیگر امضاهای الکترونیکی:  
امضاهای الکترونیکی در تکنیکهای دیگری از رمز نویسی با کلید عمومی:  
امضاهای دیجیتالی در رمز نویسی با کلید عمومی:  
نظریه های تکنیکی واصطلاحات فنی- (i) رمز نویسی:  
کلیدهای عمومی‌وکلیدهای خصوصی:  
عملکرد اختلاط و بازسازی:  
امضای دیجیتالی:  
تصدیق و تصویب امضاهای دیجیتالی:  
شالوده و زیر سازی کلید عمومی‌ذخیره کنندگان خدمات گواهینامه:  
خلاصه ای از روند امضاهای دیجیتالی:  
سطح تفاوت قابلیت اعتماد با مشاوره قانونی:  
شناسایی تعدادی از اثرات قانونی برای موافقت کردن قوانین کشورهای بیگانه :  
شناسایی توافقهایی میان اشخاص علاقمند به استانداردهای بین المللی:  
خلاصه مطلب  
فصل سوم  
نیازمندیهای ق‍انونی مراجعه با تکنولوژی جدید امضا کردن  
مقدمه  
مقایسه میان امضای رسمی‌و متداول وامضای الکترونیکی  
امضای رسمی‌و متداول  
امضای الکترونیکی:  
مقایسه امضای رسمی‌و متداول با امضای الکترونیکی  
توضیح وتفسیری در مورد طرح کلی:  
اراده و درخواستی برای موافقیت وهمراهی با محتویات سند:  
محتویات سند:  
موقعیتهای مناسب قوانین و اصول جدید:  
اصول و پایه های قوانین UNCID:  
تجزیه و تحلیل قوانین:  
امضای الکترونیکی و قوانین UNCID:  
قوانین UNCID:  
Encryption (رمز دار کردن)  
امضای دیجیتالی  
فصل چهارم  
گسترش ایمنی SOAP  
وضعیت:  
قوانینی پردازش:  
راه حل امضای مربوط به انگشت یا سر پنجه:  
نیاز در مشاغل و تاسیسات صنعتی تجارتی:  
تفاوت روشهای ایمن وقابل اعتماد  
ساختار ها ومزیت ها  
مثالهایی از عناصر تشکیل دهنده و اجرای کار  
رقابت و مبارزه طلبی:  
کاربردها  
صحت و اعتبار:  
درستی و صحت  
اجر و صورت عمل دادن  
تعدادی از الگوریتم های امضا دیجیتالی:  
حالت رایج استفاده – قانونی کاربردی:  
مقدمه:  
سیستم رمز نویسی با کلید سری فیصل دهنده:  
سیستم رمز نویسی با کلید عمری فیصل دهنده:  
سیستم کلید عمومی‌فیصل داده شده (n,i):  
نتیجه گیری:  
مرجع :  
ضمائم  

مرجع

S.ALK, H.Meijer طرحهای علامتگذاری وامضای دیجیتالی برای شبکه های ارتباطی کامپیوتر- پیشرفت تدریجی داشتن در مورد قابل تبادل نظر ارتباطات اطلاعاتی IEEE- شهر مکزیکو- اکتبر 1981 -41 تا pp

مقاله اول- حدود وحوزه استعمال

این قانون در جایی بکار می‌رود که امضاهای الکترونیکی در محتویات فعالیتهای بازرگانی استفاده می‌شوند که در اصل هیچ دستوری از قانون اداره شده برای محافظت ومصرف کنندگان را در بر نمی‌گیرد وشامل آنها نمی‌شود

مقاله دوم- تعریفات

برای اهداف این قانون

a ) امضای الکترونیکی در اصل اطلاعاتی را معنی می‌دهند که بطور منطقی به شکل الکترونیکی، با یک پیام اطلاعاتی ضمیمه و یا همراه می‌شود که ممکن است برای شناسایی کردن امضا کننده در رابطه با پیام اطلاعاتی و نشان دادن موافقت امضا کننده در مورد اطلاعت گنجانده شده در پیام اطلاعاتی استفاده شد

B) گواهینامه و سند رسمی‌در واقع یک پیام اطلاعاتی یاتایید وتصدیق رکورد دیگری را معنی می‌دهد که ارتباط میان یک امضا کننده واطلاعات ایجاد شده از یک امضا را در بر دارد

C) پیام اطلاعاتی در حقیقت اطلاعات ایجاد شده فرستاده شده، دریافت شده یا خیره شده توسط ابزار الکترونیکی و اپتیکال و یا ابزاری شبیه به آنها را معنی می‌دهد که نه تنها به مبادله اطلاعات الکترونیکی (EDI)، پست الکترونیکی، تلگرام، تلکس و تله کپی محدود نمی‌شود بلکه یا بر روی واسطه خود عمل می‌کند یا بر روی واسطه شخصی که آن را ارائه می‌دهد عمل می‌کند

d) امضاء کننده با الواقع شخصی را معنی می‌دهد که اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء را منعقدمی‌کند که این مطلب یا بر روی واسطه خودش عمل می‌کند ویا بر روی واسطه شخصی که آن را ارائه می‌دهد عمل می‌کند

e) فراهم کننده خدمات گواهینامه یا سند رسمی‌در اصل شخصی را معنی می‌دهد که اسناد رسمی‌وگواهینامه ها را صادر می‌کند وممکن است خدمات دیگری که وابسته به امضاهای الکترونیکی هستند را فراهم کند

f) شخص مورد اعتماد ومطمئن در اصل شخصی را معنی می‌دهد که می‌تواند در زمینه و  بنیاد یک گواهینامه یا سند رسمی‌و یا یک امضای الکترونیکی عملیاتی را انجام دهد

کمیسیون، متن زیر را برای کشورهای مشترک المنافع انگلستان که ممکن است گسترش وتوسعه قابلیت استعمال این قانون را طلب کنند، ارائه و پیشنهادی می‌دهد: این قانون در جایی بکار می‌رود که در اصل امضاهای الکترونیکی مورد استفاده می‌گیرند، به استثنای موقعیتها و شرایطی که در پایین اعلام شده است. واژه بازرگانی یا تجاری باید به یک تفسیری گسترده اتلاق شود که موضوعات و مباحث برخاسته از همه رابطه ها و ارتباطات یک ماهیت و طبیعت بازرگانی و تجاری را بپوشاند، خواه اینکه قرار دادی و پیمانی باشد یا نباشد که البته شامل ارتباطات یک ماهیت تجاری می‌شود اما محدود به معاملات و داد و ستدهای زیر نمی‌شود که عبارتند از: هر معامله تجاری که برای ذخیره کردن یا معامله کالا و خدمات بکار می‌رود، توافق توزیع، نمایندگی و یا معرفی کالای تجاری، بصورت فاکتور در آوردن و فاکتور، اجاره دادن، ساختار و بنای کارها، تجزیه و تحلیل ومشورت کردن، طرح کردن و ساختن و اداره کردن، جواز دادن، سرمایه گذاری کردن، از لحاظ مالی اداره کردن و یا همکاری کردن در شغل و حرفه، حمل کالاها و مسافران توسط راههای هوایی، دریایی، راه آهن و جاده است

مقاله سوم- رفتار وعکسل العمل مساوی تکنولوژیهای امضاء

هیچ چیزی در این قانون به استثنای مقاله پنجم نباید اثر قانونونی هر روش بوجود آورنده امضای الکترونیکی را که نیازمندیهایی که به مقاله ششم، پاراگراف اول نسبت داده می‌شود را مستثنی، محدود و یا محروم ومعزول کند در غیر اینصورت نیازمندیهای قانون کاربردی و قابل استعمال را ظاهر می‌کند

مقاله چهارم- تفسیر وترجمه

(1)         در تفسیر ترجمه این قانون، در نظر داشتن بنیاد تفسیری و نیاز به پیشرفت در متحده الشکلی و یکسانی استعمالش و اعتبار کالا از مسائل عمده و قابل توجه در این قانون است

(2)         درخواستها و سوالات مرتبط با مطالب و مباحث اداره شده توسط این قانون که بطور تشریحی در آن مستقر نمی‌شوند. در شکلی یکنواخت و یکسان با اصول کلی ای   که این قانون بر روی آنها پایه ریزی می‌شود. مقرر و نشانده می‌شوند

مقاله پنجم- اصلاح و دگرگونی توسط توافق

مواد و بندهای این قانون ممکن است فسخ و یا کاسته شوند و یا اینکه اثر آنها توسط توافق می‌توانند متفاوت شوند، مگر اینکه موافقت قانونی و معتبر نباشد و یا اینکه تحت قانون قابل استعمالی موثر واقع نشود

مقاله ششم- موافقت و انجام کار توسط یک نیازمندی برای یک امضا

(1) در جایی قانون نیاز به امضای یک شخص دارد که نیازمندی در ارتباط با یک پیام اطلاعاتی ظاهر می‌شود. اگر یک امضای الکترونیکی به همان اندازه و درجه اطمینان استفاه شود آنگاه این امضاء برای هدفی که در آن پیام اطلاعاتی بوجود آورده می‌شود و یا ارتباط داده می‌شود. اختصاص داده خواهد شد

(2)پاراگراف اول به این منظور بکار می‌رود که ببینیم آیا نیازمندی که در آن هست در شکل یک ضمانت نسبت داده می‌شود و یا اینکه آیا این قانون به سادگی، نتایجی را برای فقدان یک امضاء فراهم می‌کند یا نه!

(3)یک امضای الکترونیکی مورد توجه و رسیدگی قرار می‌گیرد برای مطمئن شدن از هدف بر طرف کردن نیازهایی که در پاراگراف اول نسبت داده می‌شود، اگر

a)  اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء که در محتویات متن است فقط به شخص امضاء کننده ونه هیچ شخص دیگری نسبت داده می‌شود

b)  اطلاعات و دانستی های بوجود آمده توسط امضاء که در زمان امضاء کردن پدیدار شده اند تحت کنترل امضاء کننده ونه هیچ شخص دیگری است

c)  هر اصلاح، تغییر و تبدیلی که بعد از زمان امضاء کردن در یک امضای الکترونیکی بوجود می‌آید. قابل آشکار سازی است

d)  جایی که یک هدف از نیازمندی قانونی برای یک امضاء در اصل فراهم کردن تعهد واطمینان جهت درستی وصحت اطلاعاتی است که بعد از زمان امضاء کردن بوجود می‌آید.با هر اصلاح، تغییر و تبدیلی که بعد از زمان امضاء کردن قابل آشکار سازی است. مرتبط می‌شود

4) پاراگراف سوم توانایی هر شخص را محدود نمی‌کند به

a) دایر ومستقر کردن در هر روش دیگری که برای هدف بر طرف سازی نیازمندیهایی که به پاراگراف اول نسبت داده می‌شود و قابلیت اطمینان یک امضای الکترونیکی را فراهم می‌کند

b ) ذکر واظهار کردن گواهی غیر قابل اعتماد و اطمینان یک امضای الکترونیکی

5) بندها و مواد این مقاله برای مطالب داخل کروشه ];[ پایین بکار نمی‌رود

مقاله هفتم- رضایتمندی و برطرف سازی مقاله ششم

(1) (هر شخص، سازمان و یا اختیارات واعتبارات، خواه خصوصی باشند یا عمومی، بصورت قانونی در آوردن کشور مشترک المنافع انگلستان بعنوان یک کشور ذی صلاحیت تفکیکی ومشخص می‌شود) می‌تواند تعیین کند که امضاهای الکترونیکی، بندها و مواد مقاله ششم این قانون را قانع و رفع حالت می‌کند

(2) هر تعیینی که تحت پاراگراف اول ساخته می‌شود باید محتوی استاندارد های بین المللی شناخته شده باشند

(3) هیچ چیزی در این مقاله بر روی عملکرد دستورات قانون بین المللی خصوصی اثر نمی‌گذارد

مقاله هشتم- هدایت وراهنمایی امضاء کننده

(1)         جایی که اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء می‌توانند برای بوجود آوردن یک امضایی که اثر قانونی دارد، بکار روند هر امضاء کننده باید

A) توجه مستدلی را برای اجتناب و پرهیز از کاربرد غیر مجاز در مورد اطلاعات ایجاد شده توسط امضایش را تمرین کند

B) بدون تاخیر و وقفه غیر ضروری و زائد. ابزار و وسایلی را مورد استفاده قرار دهد که توسط فراهم کننده خدمات گواهینامه و اسناد رسمی‌مطابق با مقاله نهم این قانون ساخته می‌شود و یا به عبارتی دیگر تلاشهای مستدلی را بکار می‌برد که برای اطلاع دادن به هر شخصی که می‌تواند بطور مستدل توسط امضاء کننده برای اطمینان حاصل کردن از خدمات و یا فراهم کردن خدمات در تقویت و پشتیبانی از امضای الکترونیکی استفاده کند اگر: (i) امضاء کننده بداند که اطلاعات بوجود آمده توسط امضاء بطور قرار داد غیر رسمی‌و قولنامه تسویه و مصالحه شده است و یا (ii) شرایط محیطی، رویدادها وچگونگی انجام این رویدادهای شناخته شده یک شروعی را برای یک ریسک اساسی و مهم به امضاء کننده ارائه دهد که در اینصورت اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء بطور قرار دادی غیر رسمی، تسویه و مصالحه شده است

(c)در جای که یک سند رسمی‌و گواهینامه برای تقویت و پشتیبانی از امضای الکترونیکی استفاده می‌شود، توجه مستدلی را برای اطمینان یافتن از صحت، درستی و تکمیل همه موضوعات ارائه های ساخته شده توسط امضاء کننده تمرین می‌کند که مربوط به سراسر گواهینامه یا سند رسمی‌هستند و یا اینکه در چرخه موجودیش احاطه شده در این سند رسمی‌می‌باشند

(2)         یک امضاء کننده باید در برداشته باشد نتایج قانونی عدم موفقیتش را که توسط آن نیازمندیهای پاراگراف اول بر طرف می‌شود. در بر داشته باشد

مقاله نهم- هدایت و راهنمایی فراهم کننده خدمات سند رسمی‌یا گواهینامه

(1)         جایی که یک فراهم کننده خدمات گواهینامه یا سند رسمی، خدماتی را برای حمایت و پشتیبانی از یک امضای الکترونیکی فراهم می‌کند که می‌تواند برای اثر قانونی بعنوان یک امضاء استفاده شود که البته فراهم کننده خدمات گواهینامه باید

a)  مطابق با نمایشها  و ارائه هایی که توسط آن و با توجه به تجربه ها، کارها و سیاستهایش ساخته می‌شود، عمل می‌کند

b)  توجه مستدلی را برای اطمینان یافتن از صحت، درستی و تکمیل همه موضوعات نمایشها وارائه های ساخته شده توسط امضاء کننده بوجود آمده است راتمرین کند که مربوط به همه جوانب گواهینامه و سند رسمی‌هستند و یا اینکه در چرخه موجودیش احاطه شده در این سند رسمی‌می‌باشند

c)  ابزار قابل دسترس و مستدلی را فراهم کند که توانایی تهیه یک شخص مورد اعتماد را برای تحقیق و ثابت کردن گواهینامه یا سند رسمی‌داشته باشد

(i)شناسایی کردن فراهم کننده خدمات گواهینامه یا سند رسمی

(ii) امضاء کننده که در گواهینامه یا سند رسمی‌شناخته می‌شود، کنترلی بر روی اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء در زمانی که سند رسمی‌گواهینامه فرستانده می‌شود دارد

(iii) اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء در زمان صدور گواهینامه و یا قبل از آن معتبر و قانونی می‌باشند. (d) ابزار قابل دسترس و مستدلی را فراهم کند که توانایی تهیه شخص مورد اعتماد را برای تحقیق و اثبات کردن گواهینامه یا سند رسمی‌داشته باشد یا در  غیر اینصورت

(i) روش بکار برده شده ای را برای شناسایی امضاء کننده استفاده کند

ii)هر محدودیتی در هدف یا ارزیابی برای اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء و یا گواهینامه ممکن است استفاده شود

iii) اطلاعات ایجاد شده توسط امضاء معتبر و قانونی هستند و بصورت قرار داد غیر رسمی‌و قولنامه، تسویه نمی‌شوند

(iv) هر محدودیت در هدف یا توسعه و گسترش مسئولیت و آمادگی مقرر شده، توسط فراهم کننده خدمات گواهینامه یا سند رسمی‌تصریح می‌شود

(v) دانستن این مطلب که آیا ابزار موجود به امضاء کننده توجه و تذکری مطابق با مقاله هشتم، پاراگراف اول (b ) در این قانون می‌دهد یا نه  (vi) فهمیدن این مطلب که آیا خدمات زمانبدی شده و فسخ شده ارائه می‌شود یا نه e جایی که خدمات تحت پاراگرافهای فرعی (v) (d)  ارائه می‌شوند. یک ابزاری را برای امضاء کننده فراهم می‌کند که تذکری را مطابق یا مقاله هشتم، پاراگراف اول (b) در این قانون می‌دهد. جایی که خدمات تحت پاراگرافهای (vi) (d) ارائه می‌شود، قابلیت دسترسی به یک خدمات بهنگام و فسخ شده ای را اطمینان می‌دهد. (f) سیستمهای مورد اعتماد، روندهای عمل و منابع بشری را در انجام خدماتش مورد استفاده قرار دهد

(2) یک فراهم کننده خدمات گواهینامه یا سند رسمی‌باید نتایج قانونی عدم موفقیتش را برای نیازمندیهای پاراگراف اول روفع آنها در برداشته باشد

مقاله دهم- درستی وقابلیت اعتماد

برای اهداف مقاله نهم، پاراگراف اول (f) در این قانون تعیین و با توسعه هر سیستم، روندهای عمل ومنابع بشری مورد استفاده قرار داده شده توسط یک فراهم کننده خدمات گواهینامه یا سند رسمی، مورد اعتماد هستند که البته شامل فاکتورهای زیر می‌شود

 (aمنابع بشری و مالی که شامل وجود مساعده ها، سرمایه ها وچیزهای با ارزش ومفید می‌شود

(b کیفیت سیستمهای نرم افزاری وسخت افزاری

(c روندهای عملی که برای پیشرفت تدریجی دادن هر گواهینامه یا سند رسمی‌و استعمالاتی برای گواهینامه ها و نگهداری رکوردها استفاده می‌شود

 (dقابلیت دسترسی به اطلاعت برای امضاء کنندگان شناخته شده در گواهینامه و اشخاص مورد اعتماد نهانی

 (eقابلیت تنظیم و توسعه تحقیق و بازرسی توسط یک شخص ونیروی مستقل

 (fوجود یک اظهار نامه و یا بیانیه توسط یکی از کشورهای مشترک المنافع انگلستان، یک اعتبار نامه یا فراهم کننده خدمات گواهینامه با در نظر داشتن برآوردی که سابقا ذکر شده بود

 (gهر فاکتور مناسب دیگر

مقاله یازدهم- هدایت و راهنمایی شخص مورد اعتماد


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه کارآموزی شرکت سخت افزار با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه کارآموزی شرکت سخت افزار با word دارای 76 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه کارآموزی شرکت سخت افزار با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه کارآموزی شرکت سخت افزار با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه کارآموزی شرکت سخت افزار با word :

بخشی از فهرست پروژه کارآموزی شرکت سخت افزار با word

مقدمه................................................................................................................................1
سرآغاز..............................................................................................................................2
کاربرد راحت.....................................................................................................................4
- یک رابط برای همه دستگاهها .........................................................................4
- پیکربندی خودکار.............................................................................................4
- به دور از تنظیمات کاربر...................................................................................4
- آزاد کردن منابع سخت‌ افزاری برای وسایل جانبی ........................................4
- سادگی کابل......................................................................................................5
- Hot pluggable..............................................................................................5
- عدم احتیاج به منبع تغذیه..............................................................................5
سرعت..............................................................................................................................6
قابلیت اطمینان................................................................................................................7
قیمت پایین......................................................................................................................7
صرفه‌جویی در مصرف انرژی...........................................................................................7
قابلیت انعطاف..................................................................................................................8
پشتیبانی توسط سیستم عامل........................................................................................9
پشتیبانی وسیله جانبی..................................................................................................10
مجمع ابزار آلات USB...................................................................................................11
این پورت کامل نیست....................................................................................................12
- از دید کاربران.................................................................................................12
- پشتیبانی نشدن توسط سخت افزارهای قدیمی............................................12
- محدودیت سرعت...........................................................................................13
- محدودیت فاصله.............................................................................................14
- ارتباطات نظیر به نظیر....................................................................................14
- تولیدات شکل‌دار............................................................................................14
- از دید ارتقاء دهندگان....................................................................................15
- پیچیدگی پروتکل...........................................................................................15
- پشتیبانی در سیستم عامل............................................................................15
- گیرهای سخت افزاری.....................................................................................16
- مبالغ................................................................................................................16
USB در برابر IEEE _ 1394.....................................................................................17
حداقل نیازهای کامپیوتر................................................................................................17
- کنترل کننده میزبان.......................................................................................18
- سیستم عامل..................................................................................................18
- اجزا..................................................................................................................18
- اجزای یک اتصال............................................................................................19
- تجهیزات لازم برای ارتقاء...............................................................................20
- انتخاب تراشه..................................................................................................21
اجزای یک کنترلر USB....................................................................................21
- پورت USB ....................................................................................................22
- بافرهای داده USB ........................................................................................22
- CPU..............................................................................................................23
- حافظه برنامه...................................................................................................24
- حافظه داده ....................................................................................................26
- رجیسترها.......................................................................................................26
- I/O های دیگر................................................................................................26
- ویژگیهای دیگر..............................................................................................27
ساده سازی پروسه ارتقاء..............................................................................................27
- انتخاب معماری...............................................................................................27
- تراشه‌هایی که از ابتدا برای USB طراحی شده‌اند......................................28
- تراشه‌هایی بر اساس خانواده‌های آشنا.........................................................28
- تراشه‌هایی که به میکرو کنترلرهای خارجی متصل می‌گردند......................29
- مرجع خصوصیات تراشه................................................................................30
- برنامه تراشه نمونه..........................................................................................30
- انتخاب راه انداز..............................................................................................30
- ابزارهای اشکال‌زدایی.....................................................................................31
- بردهای ارتقا از فروشندگان تراشه................................................................31
- بردهای از منابع دیگر.....................................................................................32
- نیازمندیهای پروژه.........................................................................................33
نگاهی به بعضی از تراشه‌ها...........................................................................................35
- EnCore محصول شرکت سیپرس...............................................................35
- معماری CPU................................................................................................35
- کنترلر USB..................................................................................................36
- EZ _ USB شرکت سیپرس........................................................................37
- معماری CPU................................................................................................37
- کنترلر USB..................................................................................................38
PCI 16C7X5 شرکت میکروچیپ ............................................................................42
- معماری............................................................................................................42
- کنترلر USB...................................................................................................42
NET 2888 شرکت نت چیپ
- کنترلر USB
USB 9603 شرکت National Semiconductor.....................................................44
- کنترلر USB...................................................................................................46
PDIUSBD 11/1 محصول فیلیپس...........................................................................46
- معماری...........................................................................................................46
- کنترلرهای USB...........................................................................................47
Strong ARM اینتل...................................................................................................47
- کلاسهای دستگاهها.......................................................................................48
- استفاده از کلاسها..........................................................................................48
- اجزای یک مربع خصوصیات کلاس................................................................49
- کلاسهای تعریف شده.....................................................................................50
- مطابقت یک دستگاه با یک کلاس ................................................................52
- وسایل جانبی استاندارد.................................................................................52
- صفحه کلید ، ماوس و دسته بازی .................................................................52
- دستگاههای انبارش توده‌ای..........................................................................53
- چاپگرها.........................................................................................................55
- دوربینها و اسکنرها .......................................................................................55
- برنامه‌های صوتی............................................................................................56
- مودم‌ها...........................................................................................................57
- کاربردهای غیر استاندارد..............................................................................57
- دستگاههایی که داده‌ها را با یک سرعت کم منتقل می‌کنند......................58
- به روز رسانی دستگاههای RS _ 232..........................................................59
- دستگاههای مراکز فروش...............................................................................60
- جایگزینی دستگاههای با پورت موازی غیر استاندارد..................................61
- ارتباطهای کامپیوتر به کامپیوتر....................................................................63
- پیوندهای بی‌سیم...........................................................................................63

USB یک مدار واسطه سریع و قابل انعطاف برای اتصال دستگاهها به کامپیوتر است. همه کامپیوترهای امروزی حداقل یک جفت پورت USB داند. این پورت قابل استفاده توسط تمام ابزارهای جانبی استاندارد از جمله صفحه کلید، ماوس، دیسک‌گردانها و حتی دستگاههای تخصصی‌تر، می‌باشد. USB از ابتدا به منظور ایجاد رابطی راحت و آسان طراحی گردیده است که در آن کاربر نیاز به پیکربندیهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری ندارد.
به طور خلاصه، USB با مدار‌های واسط قبلی بسیار متفاوت است. یک دستگاه USB قادر است که چهار نوع پاسخ دهد که به وسیله آنها کامپیوتر، دستگاه را شناخته و آماده تبادل داده با آن می‌شود. همه دستگاهها باید بر روی کامپیوتر دارای راه‌اندازی باشند که به عنوان پلی بین برنامه کاربردی و سخت افزار USB عمل می‌کند.
برای ارتقا و ساخت یک دستگاه USB و طراحی نرم‌افرهای ارتباط با آن، شما باید اطلاعاتی درباره چگونگی نحوه کار سیستم عامل کامپیوتر داشته باشید. همچنین باید تراشه کنترلی، کلاس و روشهای ارتقا پروژه‌تان را معین کنید.





سرآغاز
مطالعه در زمینه سخت افزارهای کامپیوتری معمولاً مستلزم داشتن اطلاعات قبلی در این زمینه است. هر نوآوری در این صنعت باید قابل تطبیق با پدیده‌هایی باشد که قبل از آن آمده‌اند. این مسئله هم در مورد کامپیوترها و هم در مورد وسایل جانبی آنها صدق می‌کند. حتی وسایل جانبی‌ای که به نوبه خود انقلابی را در زمینه سخت‌افزار ایجاد کرده‌اند، باید از رابطهایی استفاده کنند که کامپیوتر‌ها از آنها پشتیبانی کنند.
اما اگر امکان طراحی یک رابط وسایل جانبی را داشته باشید، چه نکات و خصوصیاتی را مد نظر قرار خواهید داد. در اینجا فهرستی از آنچه که ممکن است مورد نظر شما باشد آورده شده است:
کاربرد راحت: به گونه‌ای که نیازی به آشنایی با جزئیات نصب نخواهیم داشت.
سرعت: به گونه‌ای که رابط باعث پایین آمدن سرعت ارتباط نشود.
قابلیت اطمینان: به گونه‌ای که خطا‌ها کاهش یابد و امکان اصلاح خودکار خطا‌هایی که اتفاق می‌افتد وجود داشته باشد.
قابلیت تطبیق: به گونه‌ای که انواع مختلفی از وسایل جانبی بتوانند از این رابط استفاده کنند.
ارزانقیمت: به گونه‌ای که کاربران (و کارخانه‌هایی که از این رابط برای تولیدات خود بهره می‌برند) متحمل هزینه زیادی نشوند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه مقاله معنا و مبنای سکولاریسم با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله معنا و مبنای سکولاریسم با word دارای 30 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله معنا و مبنای سکولاریسم با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله معنا و مبنای سکولاریسم با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله معنا و مبنای سکولاریسم با word :

معنا و مبنای سکولاریسم

اهتمام اسلام به امر سیاست و حکومت و جهاد و جعل قوانین برای حفظ مواریث معنوی، یعنی توحید، معارف روحی و اخلاقی، عدالت اجتماعی، مساوات و عواطف انسانی است.

محمد جواد نوذری
سکولاریسم اشاره به تحولاتی دارد که پس از از عصر نوزایی در مغرب زمین به وقوع پیوست و منجر به جدایی دیانت از سیاست شد. اهمیت بحث از سکولاریسم از آن رو است که در خلال آن تا حدودی با فرهنگ غرب آشنا می شویم. درک سیاست غرب، که در کشور ما نیز شیوع یافته و بدان دامن زده می شود، در گرو آشنایی با فلسفه فکری معاصر غرب است. بنابراین، بحث از سکولاریسم، علاوه بر آن که جنبه سلبی ارتباط دیانت با سیاست را می کاود، کلید فهم سیاست، در عصر جدید به شمار رفته و ما را در شناخت غرب و غرب زدگی مدد می رساند. با توجه به آن چه گفته شد، این بحث را با پرسش های ذیل پی می گیریم:

مفهوم سکولاریسم چیست؟
ریشه ها و علل گرایش به سکولاریسم کدامند؟
مبانی و اصول سکولاریسم کدامند؟

مفهوم سکولاریسم

سکولاریسم ( Secularism ) واژه ای انگلیسی است و از ریشه لاتین « Seculum »، به معنای یک برهه زمانی معین، گرفته شده است. در فارسی به معنای ناسوتی، دنیوی گرایی، بشری، عرفی، زمینی و گیتیانه آمده است. در فارسی، اصطلاحی که مبین تمام حقیقت واژه سکولاریسم باشد، ارائه نشده است. از این رو، واژه انگلیسی آن در فارسی به کار برده می شود. معادل فرانسوی سکولاریسم، « Laicite » یا « Seculoise » است که در فارسی، از آن به لائیک تعبیر می شود.

برای سکولاریسم، تعریف های متعددی ارائه شده است که برخی ناظر به بعد فکری است؛ نظیر آن که گفته شود: سکولاریسم نظام عام عقلانی است که در آن، روابط میان افراد، گروه ها و دولت بر مبنای عقل تنظیم می گردد.» این تعریف، چون تنها به یکی از اصول سکولاریسم اشاره دارد، تعریفی کامل نیست. برخی تعریف ها ناظر بر روند شکل گیری سکولاریسم است که در خلال آن، به تدریج، حقوق، وظایف و امتیازات کلیسا به نهادهای غیرمذهبی منتقل می شود. برخی تعاریف دیگر، سکولاریسم را به مثابه یک نظام منسجم فکری می انگارند که پس از رنسانس به صورت یک نگرش یا جهان بینی در آمده و با نگرشی که در قرون وسطی حاکم بود، تمایز ماهوی دارد و مبنای آن، انسان گرایی، تجربه گرایی و عقلانیت است.

از آن چه گذشت، روشن شد که سکولاریسم اشاره به جدایی دین از سیاست دارد، به گونه ای که هیچ یک از آن دو، در حوزه دیگری دخالت نکند. در مقایسه بین سکولاریسم و لائیک، تلقی عمومی برآن است که سکولاریسم به معنای جدایی دین از سیاست و در نتیجه، پذیرش دین به عنوان یک رابطه صرفاً فردی میان فرد و خداوند است؛ اما لائیک به معنای ضدیت با دین و الحاد است؛ ولی برخی نویسندگان، آن را مترادف با سکولاریسم و در بردارنده مفهومی نسبی و تشکیکی می دانند که طیف وسیعی، از الحاد تا پذیرش دین به عنوان یک نهاد، را در بر می گیرد. زمینه های شکل گیری سکولاریسم

 

نوزایی (رنسانس) به معنای تجدید حیات حاکی از احیای فرهنگی است که در یونان و روم باستان رایج بوده است. در تاریخ باستان، که تا قرن پنجم بعد از میلاد ادامه داشت، ادیان رایج، با غیب و ماورای طبیعت ارتباطی نداشتند، بلکه اساطیری و طبیعی بودند. خدایان، مظهر نیروهای طبیعت بودند و با نام های مختلفی خوانده می شدند. ادیان رومی و یونانی، هر دو فاقد جنبه های عرفانی و معنوی مظاهر شرقی بود.

گرایش روم به مسیحیت و رسمیت یافتن آن، موجب رسوخ خرافاتی شد که ریشه در فرهنگ روم و یونان داشت. در این زمینه، پادشاهان نقش به سزایی داشتند. در قرون وسطی تعارض امپراتوران و کلیسا، منجر به حاکمیت کلیسا شد. کلیسا به نام دین، داعیه دفاع از دین را داشت؛ اما برخلاف جهت فطرت آدمی گامی برمی داشت. این امر، دیر یا زود، مردم را متوجه انحرافاتی می ساخت که به نام دین، از سوی کلیسا عرضه می شد و منجر به عصیان و شورش همگانی، یا در جهت بازگشت به ارزش ها، و حاکمیت دین واقعی، که در اسلام متجلی شده بود می کرد، و یا به انکار غیب و الوهیت و آن چه انتساب به کلیسا داشت، می شد.

رنسانس در حقیقت، به معنای طرد کلیسا و فراموشی واقعیت الهی و دینی است که در قرن چهاردهم، نخست در ایتالیا و سپس در سراسر اروپا با احیای فرهنگ رومی-یونانی زمینه های آن مهیا شد. پیدایش سکولاریسم در غرب، بازتاب حوادثی بود که در قرون وسطی رخ داد. برخی از عوامل موثر در شکل گیری سکولاریسم عبارت بودند از:

الف) نارسایی تعالیم انجیل و مسیحیت
1. بعضی از اصول مسیحیت چارچوبه هایی ارائه می کند که قابلیت دفاع عقلانی ندارند. راه رستگاری در آن، بر ایمان تقلیدی متوقف است که عقل در فهم آن راهی ندارد. مسیحیت معتقد است راه رستگاری، که انسان طالب آن است، در انجیل بیان شده و بشر به امر دیگری ورای آن نیاز ندارد. فقدان یک نظام منسجم عقلانی، قدرت دفاع از دین را از مسیحیان گرفت و با سستی کلیسا، آیین مسیحیت از عرصه اجتماع حذف شد. و چون فاقد شریعت متقن بود، آن گاه که علم بشری خلاءهای قانونی را مورد توجه قرار داد، کلیسا توان مقابله با آن را نیافت.

در مقابل، اسلام آیینی است که بر عقاید، احکام واخلاق استوار است. عقاید، که زیربنای اندیشه دینی به شمار می رود، تقلید بردار نیستند. هر انسانی باید بکوشد با تامل و استدلال، مجموعه باورهای دینی خود را استحکام بخشد. این امر، نشانگر اتقان و استحکام مبانی دین در اسلام است. اگر آیینی به اتقان پایه های فکری خود اعتماد نداشته باشد، به پیروان خویش اجازه تفکر نمی دهد؛ زیرا به بی پایگی آن پی خواهند برد. در حوزه احکام و اخلاق نیز چنین نیست که تنها طبقه و گروه خاصی حق کاوش و مطالعه داشته باشند، بلکه راه برای پویندگان حق و حقیقت باز است؛ اما ضرورت های جامعه، اقتضای نوعی تقسیم کار را کرده است. از سوی دیگر، اسلام آن چه را که همواره برای کمال و سعادت بشر لازم است، مستقیمأ بیان کرده و برای مقررات متغیر، و چارچوبه های کلی تعیین نموده است که فقها و دین شناسان می توانند با توجه به آن ها مقررات و احکام جزئی را استنباط کنند.

2. کلیسا تفسیری موازی و دوگانه از دنیا و آخرت و تقسیم کار میان ارباب کلیسا و امپراتوران ارائه می داد که ریشه در انجیل تحریف شده دارد؛ زیرا براساس آن، چیزی که متعلق به قیصر بود، می بایست به قیصر و آن چه را متعلق به خدا بود، می بایست به کلیسا واگذار می کرد. دوگانگی در سنت کلیسا منجر به تعارض بین کلیسا و پادشاهان در اواخر قرون وسطی و طرد جنبه الهی پادشاهان شد که خود، زمینه زوال نفوذ و کلیسا و سلطه پادشاهان را مهیا ساخت.

در فرهنگ اسلامی، چنین نگرشی مطرود است. دنیا و آخرت در عرض یکدیگر قرار ندارند، بلکه دنیا به مثابه گذرگاهی است که به آخرت منتهی می شود و سعادت آخرت به زندگی این جهانی انسان منوط است. در فرهنگ اسلامی، روحانیت به عنوان کارشناس امور دینی، و نه به عنوان طبقه ویژه، مطرح است. چنان که میان امور معنوی و مادی دوگانگی نیست. از این رو، مدیریت کلان جامعه باید به افرادی واگذار شود که بیش تر با احکام و قوانین اجتماعی سیاسی، آشنایی دارند؛ از سویی، آراسته به اخلاق الهی و باتقوا یند و از سوی دیگر، قدرت مدیریت و آگاهی لازم را در میدان عمل دارا باشند.

3. کلیسا در حالی دسترسی به حقایق را منحصر به خود می دانست که دنیای مسیحیت، فاقد متن و حیاتی مصون از تحریف بود. علاوه بر آن، خرافات بسیاری در دین وارد شده بود که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده است ( یحرفون الکلم عن مواضعه ). کلیسا خود را نماینده خدا و منبع تشریع احکام به طور مستقل می دانست: ( اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباأ من دون الله).

علم، شجره ممنوعه قلمداد می شد وتنها علومی مجال رشد می یافتند که مؤید فرضیه های انجیل باشند و حتی علوم تجربی نیز در تحت سیطره کلیسا بود. برخورد خشن کلیسا با صاحبان اندیشه و تفتیش عقاید، چهره ناخوشایندی را از کلیسا به نمایش گذاشت و به تعبیر شهید مطهری، دین که باید دلیل هدایت و پیام آور محبت باشد به صورتی در آمد که تصور هر کسی از دین و خداوند، خشونت و اختناق و استبداد بود.

در فرهنگ اسلامی، همگان دسترسی به حقایق دارند. البته تفسیر دین، مانند اظهار نظر در هر رشته از علوم و معارف، صلاحیت ها و توانایی ها خاصی را می طلبند که بدون آن ها تفسیر انسان قابل اعتماد نیست. از سوی دیگر، قرآن کریم تنها کتاب آسمانی مصون از تحریف است و با استناد به آن می توان به حقایقی عمیق دست یافت که از قلمرو حس و تجربه خارج است. اسلام پیروان خود را به تعقل، تفکر و نوآوری علمی دعوت می کند.
ب) نهضت اصلاح دینی (رمفرمیسم)

نهضت اصلاح دینی، جریانی بود که طی آن، از نفوذ مذهب به تدریج کاسته شد. مارتین لوتر(1483- 1546م) از پیشگامان این حرکت، با هدف اصلاح و پیرایه زدایی از آیین مسیحیت و برقراری انضباط در آن، دیدگاه های جدیدی را عرضه کرد، اصل خود کشیشی را که مشوق فردگرایی بود، مورد تاکید قرار داد و با این هدف، انجیل را به زبان آلمانی ترجمه کرد. تفکیک دین از سیاست، از دیگر اصول مورد اشاره وی بود. لوتر اظهار داشت که پادشاهان قدرت خود را مستقیماً از خدا می گیرند و وظیفه کلیسا تنها پرداختن به امور معنوی و روحی است.

به هر حال، نهضت اصلاح دینی، در پیدایش طرز فکر جدید، نقشی اساسی داشت و باعث در هم شکستن حاکمیت کلیسا و ظهور فلسفه سیاسی جدید شد. از پیامدهای این حرکت، درگیری فرقه های مذهبی بود که موجب از بین رفتن قداست دین و زمینه سازی برای سکولاریسم شد.
ج) تماس با فرهنگ های ملل جهان

تماس غرب با فرهنگ جوامع دیگر، موجب تحول در نگرش آنان و جذب عناصر مفید و سازنده شد. به ویژه تماس اروپایی ها با مسلمانان، در خلال جنگ های صلیبی، موجب آشنایی آنان با فرهنگ اسلامی گشت. این امر، تاثیر شگرفی در نگرش آنان به دنیا داشت و زمینه ساز ظهور نویسندگان بزرگی در آن سامان شد.
اکتشاف های جغرافیایی نیز موجب باز شدن درهای بسته جامعه اروپا به روی مناطق دیگر گردید که زمینه ساز تحولات جدید در عرصه فرهنگ شد.

بنیادهای فکری سکولاریسم

متولیان جامعه غرب، برای پایه گذاری تمدن خود، از سویی آیین مسیحیت را مورد بی مهری قرار دادند و از سوی دیگر، نظام فکری جدیدی را بر مبنای سکولاریسم پی ریزی کردند. اصول و عناصر قوام بخش سکولاریسم عبارتنداز:

الف) انسان مداری ( اومانیسم)

هویت فرهنگی عصر جدید غرب است. براساس این اصل، انسان، مدار و محور همه اشیاء و خالق ارزش ها و ملاک تشخیص خیر و شر است. در واقع، انسان جای خدا می نشیند و قادر است بدون در نظر قرار دادن دین و ارتباط با ماورای طبیعت، مشکلات زندگی و دنیای خود را حل و فصل کند. بنابراین اصل، انسان با دو اهرم عقل و علم، دیگر نیازی به دین ندارد. اومانیسم ملاک و تکیه گاه تشخیص ارزش ها را خود انسان می داند و مبدا ماورایی برای آن قائل نیست. در واقع، آن چه اصالت دارد، انسان است و خداوند صرفاً می تواند در جهت رفع آلام روحی و نیازهای بشر مورد پذیرش قرار گیرد و خود از اصالت برخوردار نیست. نظام سیاسی اومانیسم، مبنای مشروعیت خود را از مردم و به اصطلاح، «قرارداد اجتماعی» می گیرد، که امروزه در انتخابات و آرای مردمی تجلی می یابد
ب) عقل مداری(راسیونالیسم)

از دیگر مشخصه های سکولاریسم، عقل گرایی است؛ بدین معنا که انسان با استفاده از عقل قادر است همه مسائل را درک کند و به حل آن ها پردازد. داوری نهایی در حل منازعات، به عهده عقل است و عقل، مستقل از وحی و آموزش های الهی، توان اداره زندگی بشر را دارد. عقل مداری، در تاریخ اندیشه سیاسی غرب، به دکارت باز می گردد.

پیش از او، طی دو قرن، فلسفه مدرسی با حملات منتقدان و تشکیک در مبانی فکری آن سست شده بود و سپس دکارت، فلسفه مدرسی را از اعتبار انداخت و فلاسفه نوینی را جایگزین آن ساخت. از نتایج عقل مداری، طرد دین بود؛ زیرا عقلانیت به گونه ای تفسیر شد که دین را ضد عقل معرفی می کرد. از این رو، عقل معیار صحت و سقم قلمداد شد. محاسبه گرایی از پیامدهای عقل مداری است که در پی ریزی تمدن غرب، نقش اساسی را ایفا کرد.

در تفکر اسلامی، عقل ابزار شناخت عقاید اصلی و یکی از منابع استنباط احکام شرعی است و نه تنها با دین سر ستیز ندارد، بلکه در خدمت آن است. آیات و روایات فراوانی دعوت به تعقل و تفکر می کنند، به گونه ای که در برخی روایات، تفکر یک ساعت، معادل هفتاد سال عبادت شمرده شده است. ولی به هر حال، عقل به تنهایی نمی تواند همه نیازهای بشر را برطرف کند و در مواردی که کمیت عقل لنگ است باید از وحی کمک گرفت.
ج ) علم محوری

بنابراین مبنا، ایمان به علم، نقش مذهب را در حیات انسان ها ایفا می کند. به دیگر سخن، یافته های علمی، برای اداره جامعه کافی است. تجربه گرایی توسط فرانسیس بیکن پایه گذاری شد و پژوهش تجربی، جایگزین تفسیر نهادهای سنتی از جهان شد. به همین دلیل، تعارض بین علم و دین، از مسائلی است که پس از رنسانس و با ظهور موج تجربه گرایی رخ نمایاند. از دید اینان، علم بر دین مقدم است و رویکرد افراطی تجربه گرایی، این است که هر آن چه به محک تجربه در نیاید، طرد و انکار می شود.

تقابل علم و دین از هنگامی آغاز شد که تئوری های جدیدی، در فضاشناسی و هیئت، به وسیله کوپرنیک، کپلر و گالیله مطرح شد که با پذیرفته ها و باورهای کلیسا و با ظواهر کتاب مقدس مسیحیان مخالفت داشت. از آن پس تعارض بین کلیسا و علم آغاز شد و به تدریج شدت گرفت. گرچه در ابتدا کلیسا مقاومت های بسیاری کرد، اما در نهایت، شکست خورد و عکس العمل های مختلفی را از خود نشان داد که از جمله آن ها جدایی دین از علم بود. گفته شد که دین زبانی مخصوص به خود دارد و علم نیز زبانی مخصوص به خود. نزد آنان روح دین، صرفاً راز و نیاز با خدا و حداکثر، توصیه های اخلاقی است.

در تفکر اسلامی، همان گونه که بین عقل و دین تعارض نیست، بین علم و دین نیز تعارضی نیست. علم و عالم، از دیدگاه قرآن ارزشمندند: (قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون). در تفکر اسلامی، معرفت تجربی، تنها راه شناخت نیست، بلکه راه های دیگری نیز برای شناخت واقعیت وجود دارند.
د) آزادی و تساهل(لیبرالیسم)

اباحیگری، تساهل و تسامح، از دیگر مؤلفه های سکولاریسم است. در این رهگذر، مذهب و اعتقادات مذهبی، مسأله ای فردی محسوب می شوند و فرد در انتخاب آن ها آزاد است. اصالت بخشیدن به شناخت تجربی و تکیه بر حواس ظاهری، موجب تشکیک در معرف دینی گردید، به گونه ای که با همه سنن و قوانین دینی، اخلاقی و اجتماعی، با دیدی نسبی گرایانه برخورد شد.

در تفکر سکولار، حقایق پراکنده است و هر حزب و گروهی، تنها به بخشی از حقایق دسترسی دارد. نتیجه این امر، تکثرگرایی است و ملاک قانونی شدن، پذیرش اکثریت (نصف + یک) است. سکولاریسم هیچ عقیده جزمی را بر نمی تابد و چون مذهب را امری فردی می انگارد، از دخالت دادنش در عرصه جامعه جلوگیری می کند. به لحاظر فرهنگی، لیبرالیسم منادی فردگرایی است و به لحاظ سیاسی و اقتصادی، منادی حداقل دخالت دولت در امور اقتصادی و سیاسی و است و تنها کار ویژه دولت، ایجاد امنیت در جامعه است.

در تفکر اسلامی، آزادی از ارزش والایی برخوردار است و انسان، آزاد آفریده شده است؛ اما از آن جا که خداوند، خالق بشر و خواهان سعادت او است، ربوبیت الهی اقتضا می کند که در جهت هدایت انسان به کمال، از جانب خداوند، قوانینی وضع شود. بدین رو، در اسلام، آزادی در چارچوب سعادت و کمال انسان مطلوب است.

هـ) سنت ستیزی و نوگرایی
منظور از سنت ستیزی، و دست کم، لازمه آن، دین زدایی است. فرهنگ امروز غرب، براساس تحول، تطور ومبارزه با سنن دینی پی ریزی شده است. ستیز با دین هدفی است که سکولاریسم، با هر یک از اصولی که برشمردیم، آن را تعقیب می کند. اندیشه های نویسندگان پس از رنسانس نیر بر این مدار بوده است. ماکیاول، از پیشتازان سنت ستیزی، دولت را پدیده ای طبیعی که هیچ تعلقی به ماورای طبیعت ندارد، می شمارد و تنها نقشی که برای دین قائل است، آن است که دین را به مثابه ابزاری در دست حکمران می داند تا برای تحقق اهداف خود از آن استفاده کنند

آیا سیاست مذهبی ممکن است؟
گفتگویی درباب امکان وامتناع نگاه دینی به سیاست
معصومین دائماً در جستجوی حکومت بوده اند در سیره معصومین (یازده نفر و حضرت مهدی) جستجوی حکومت وجود داشته است
آنچه می خوانید، گفتگوی دکتر خرمشاد ودکتر سلیمی پس از سخنرانی دکتر خرمشاد است با عنوان سیاست و مذهب و با محوریت جامعه شناسی سیاسی از منظر امام علی(ع) انجام شد.

خرمشاد و سلیمی در پاسخ به پرسش حاضرین در جلسه دیدگاه خود را درباره رابطه دین و سیاست، دین و علم و امکان و امتناع سیاست مذهبی یا گونه ای جامعه شناسی سیاسی مذهبی بیان می کنند:

بعضی این مسئله را مطرح می کنند که شأن دین بالاتر از آن است که جامعه شناسی و حقوق و; وارد آن شود شما در زمینه چه نظری دارید؟
خرمشاد: با این ایده موافقم که دین اساسآ نیامده که جامعه شناسی یا روانشناسی باشد . به عبارتی هدف دین چیز دیگری بوده است ولی این نافی این قضیه نیست که وقتی ما به دین مراجعه می کنیم بردشت خود را از دین منکر شویم وبگوییم رسالت دین این نیست که جامعه شناسی درست کند. این تقلیل دین است. به حد بسیار زیادی جفای به دین است.

در اینجا بایددر نقطه ای بایستم که خود را از دو گروه متمایز کنم. کدام دو گروه؟
گروه اول: گروهی هستند که به شدت متحجرانه به متون دینی نگاه می کنند. به عبارتی قشری گرا، ظاهرگرا و به نوعی متحجر هستند. شاید در یک تعبیر دیگر تعدادی از اخباریون یا کسانی که فقه مدار به متن دینی نگاه می کنند و خود را در الفاظ و عبارات تصریح شده محصور می کنند. مثالی که می شود بیان کرد اینست که در ایران بعد از انقلاب به خصوص در زمان جنگ بحث احتکار بالا گرفت و صحبت از این شد که چه چیزهایی مصداق احتکار است؟ دو بحث مطرح شد: عده ای گفتند چهار چیز (کشمکش، گندم و;) که شارع مقدس آنها را تصریح و بیان کرده است. رأی مقابل آنها این بود که این چهار چیز از ضروریات زندگی آن

روز بود. احتکار یعنی عده ای چیزهایی که از ضروریات هر دوره است انبار می کنند و آن چیزها از مصادیق احتکار خواهد بود. ممکن است امروز نیز بنزین باشد فردا لاستیک باشد و یا زمانی مردم، با بشقاب پرنده می خواهند سفر کنند که این بشقاب پرنده با هلیم کار می کند اگر هلیم را انبار کنند این احتکار است.
ببینید نگاه امام علی به جامعه این است که آن را به 7 طبقه تقسیم می کند و اصطلاح طبقه را هم به کارمی برد. این نگاه وقتی در وادی قدرت صورت می گیرد می شود نگاه جامعه شناسانه. سؤال این است که آیا در حالی که امام علی که می گوید 7 طبقه آیا حتمآ در هر دوره ای باید مصداقهایی برای 7 طبقه پیدا کنیم؟ آیا اگر شد 5تا و یا9 تا، بد می شود؟

این یک روش است. امام علی به عنوان فردی که هم حاکم و هم یک اندیشمند سیاسی است در نگاه به جامعه خودش و توصیه ای که به فردی که او را منصوب کرده می گوید: بدان و بفهم که جامعه 7 طبقه است.
نگاه او به نگاه قدسی نیست. یعنی مثل نماز نیست که چون شارع گفته است نماز صبح دو رکعت است کسی دیگر نمی تواند آن را 3 رکعت و یا 5/1 رکعت کند. این نگاه امام علی نگاه جامعه شناسی سیاسی وناظر به واقعیات جامعه است.

ماکه با واقعیات جدید مواجه می شویم ممکن است رهیافتهای مختلفی اتخاذ کنیم .ممکن است 10 مکتب فکری مطرح شود و ما 2 تای آن را ملاک بگیریم .منافاتی با اصل و ذات دین ندارد. یعنی این نگاه ازآن نوع قدسی که نشود آن را تغییر داد نیست. بلکه نگاهی مبتنی بر واقعیت است. پس چون واقعیت متغیر می شود پس این هم می تواند متغیر باشد.

گروه دوم: که من خود را متمایز از آن می کنم می گویند چون دین داری دگم است و اصول آن ثابت است پس علمی نیست یعنی همان اول با دو مقدمه- با یک صغری و کبری- یک مهر علمی نبودن بر دین می کوبند و می گویند چون دین دارای اصول ثابتی است ،پس نگاه دینی به واقعیات هیچگاه نمی تواند علمی باشد.(این هم جفای به دین است)
در دهه های متوالی این امر باعث شکل گیری مناقشاتی درباره تضاد علم و دین شده است. من با استناد به این نامه می خواهم خود را از این گروه متمایز کنم یعنی بگویم در این ماجرا درست است که امام علی امام دینی است ولی نگاه او به مقوله قدرت یک نگاه واقع بینانه است .به همین جهت می گویم نگاه او ، جامعه شناسی سیاسی است. یعنی نمی گویدچون قرآن گفته است یا پیامبر گفته است پس نتیجه بگیرد و نسخه بپیچد بلکه می گوید:مالک، حکومتهای قبل از تو اینگونه بودند، تو هم از این دو حالت خارج نیستی درست عمل کنی، ارزیابی مثبت می شوی بد عمل کنی ارزیابی منفی می شوی. مالک! مردم دو دسته اند یا در دین با تو برادرند یا در آفرینش با تو برابر. مالک جامعه تو به 7 طبقه تقسیم می شود با این طبقه اینگونه رفتار نکن با آن طبقه اینطور رفتار کن و; اینها از متن جامعه است و کاملآ هم واقع بینانه می باشد. اگر از گروه اول (متحجرین) و گروه دوم فاصله بگیریم، می رسیم به اینجا که از کل دین صحبت نمی کنم بلکه از جامعه شناسی امام علی در نهج البلاغه و به خصوص نامه علی به مالک اشتر صحبت می کنم. و چقدر هم جالب است انگار من متن ابن خلدون را خوانده ام و یا اندیشمندان دیگر را.
سلیمی: من در این موضوع با آقای دکتر خرمشاد اختلاف نظر ندارم. من هم مثل ایشان معتقدم که دین برای جامعه شناسی نیامده و کار دین این نیست که جامعه شناسی ارائه دهد. من در اینجا یک نکته ای را اضافه کنم. در دوره ای بعد از انقلاب در ایران یک نگرش مبتنی بر ک دعیت و تعارض شکل گرفت. چگونه؟ یک فرض گذاشته شد. انگار که جهان دو قسمت است. یک قسمت ما ایرانیها قرار داریم با یک نگرش دینی. و قسمت دیگر هم بقیه جهان هستند با یک نگرش مبتنی بر کفر. ما آمده ایم تا اینها را درست و اصلاح کنیم.
در نگرش مبتنی بر کفر چه چیز هایی وجود داشت؟ علوم اجتماعی جدید، فلسفه، اخلاق و; ما برای اینکه دعیت را در آن تثبیت کنیم در دوره ای گفتیم که هر چه در آن طرف مرزهای ایران است مظهر کفر است اعم از دانش، اخلاق، موسیقی، هنر. کفریات را کنار بگذاریم و از متن دین چیزهایی را به وجود آوریم. مثلآ در اوایل انقلاب گفتیم چیزی به نام جامعه شناسی کفریات را کنار بگذاریم و چیزی به نام جامعه شناسی دینی ایجاد کنیم (از درون متن دینی). روانشناسی کفریات را کنار بگذاریم و در عوض چیزی به نام روانشناسی دینی ارائه کنیم . حتی در دوره ای مطرح کردیم که بنشینیم جامعه شناسی سیاسی اسلامی بنویسیم، روانشناسی اسلامی درست کنیم. علم سیاست اسلامی درست کنیم، استراتژی اسلامی مطرح کنیم. در برخی از رشته های دانشگاهی مثل مدیریت، اقتصاد، علوم سیاسی سعی شد که هویت مستقل را از آن ها بگیرند و گفتند اینها بر معارف اسلامی فرع است و در برخی دانشگاه ها رشته هایی با عنوان معارف اسلامی درست شد و علوم سیاسی را فرع بر معارف گرفتند. نکته ای را که می خواستم بگویم در مورد این نگرش است.
تردیدی نیست در بیانات رهبران دینی نکاتی است که این نکات گویای بخشی از واقعیات موجود در جامعه است که بتوان نام یک نگرش جامعه شناختی بر آن گذاشت. همانطور که جناب دکتر خرمشاد گفتند ممکن است یکی از ائمه و یا یکی از رهبران دینی گفته باشندکه جامعه به این چند دسته تقسیم می شوند.اما آیا این یک نگرش جامعه شناختی است؟ من ترجیح می دهم که بگویم توجه به واقعیات جامعه است.

ما امروزه جامعه شناسی را به عنوان چه می شناسیم؟ شناخت پدیده های اجتماعی با کاربرد ابزارهای علمی. ما یک سری متدهایی داریم که براساس آن جامعه را می شناسیم. شناخت پدیده های اجتماعی با کاربرد متدهای علمی کار دین و رهبران دینی نیست تا نگاه جامعه شناختی از جامعه به ما بدهند. یک رهبر دینی و رهبری که از دید شیعه دارای علم لدنی است برای اینکه در مورد جامعه خود تصمیم بگیرد ناچار است از توجه به واقعیات و دسته بندی آن واقعیات

که این نکته ای بسیار مهم است. یک فردی مثل حضرت علی که شیعه معتقد است واسطه فیض آسمان و زمین است و متصل به منبع الهی، وقتی می خواهد راجع به سیاست در جامعه اش تصمیم بگیرد و یا رهنمود دهد به واقعیات جامعه اش توجه می کند نمی آید یک سری احکامی دهد و بگوید چون من متصل به علم الهی هستم این احکام را می دهم و شما هم چون و چرا نکنید و بروید اجرا کنید، بلکه می گوید به واقعیات جامعه توجه کن و با توجه به واقعیات این چند دسته مردم وجود دارند طبیعت این دسته ایجاب می کند که با آنها اینگونه رفتار کنی.

معصومین دائمآ مطرح می کنند که حکومت باید با رضایت مردم باشد ولی حضرت علی در نهج البلاغه مطرح می کنند که حکومت حق سه خلیفه نبوده این مطلب چگونه با رضایت مردم هماهنگ است؟
سلیمی: باید بین دو چیز تفکیک ایجاد کرد:
1 شایستگی برای حکومت .

2. آیا اجازه به دست گرفتن حکومت را دارند یا نه؟ این دو مفهوم جداگانه هستند. حضرت علی در آنجا که اصطلاح حق را به کار می برد، منظور این است که به لحاظ اندیشه دینی آن افراد شایسته حکومت کردن نبودند و اگر قرار بود کسی برای حکومت انتخاب شود که شایستگی داشته باشد همان حضرت علی است. این مسئله در خطبه شقشقیه به صراحت مطرح شده است که افرادی مثل ابن ابی الحدید معتزلی معتقدند که آن بخش از خطبه جزء سخنان حضرت علی نبوده است. پس شایستگی حضرت علی برای حکومت کردن به گفته خود ایشان از دیگران بیشتر است از این جهت کسی به جز ایشان نباید حاکم می شده است.

نکته بعدی اینکه در گفته حضرت علی که آمده اگر دو فرد در جامعه بودند که یکی شایسته حکومت بود و دیگری شایسته نبود و انتخاب مؤمنین گرایش به آن فرد ناشایست بود آیا آن فرد شایسته باید به زور بر مردم حکومت کند؟ آیاباید به هر طریقی فرد ناشایست را کنار بگذارد و جانشین او شود؟ نه اینطور نیست این دو نکته را باید از هم تفکیک کنیم.

از حضرت علی سؤال می شود که چرا کناره گیری کرد؟ و چرا از برخی از خلفا تبعیت نمود؟ حضرت می فرمایند چون مردم به من گرایش نداشتند. اگر یارانی داشتم که مرا یاری می کردند در این شرایط می توانستم بر آنها حکومت کنم.

نکته اصلی بحث من این است که شایستگی حکومت کردن و حق حکومت عملی بر مردم دو مفهوم جداگانه هستند. شایسته ترین افراد که از دیدگاه شیعه همان امامان هستند بدون رضایت و خواست مردم امکان حکومت کردن ندارند حتی اگر زمانی هم حکومت کردند-همانگونه که در مورد امام حسن بیان شد- و مردم به آنها گرایش نداشتند باید کناره گیری کنند. الگوی رفتاری ائمه از دیدگاه شیعه یک نوع حکم شرعی است. امام حسن در نامه خود به معاویه گفتند: حق قدرت را به تو واگذار می کنم چون مردم به من گرایشی ندارند.

به نظر شما ضرورت تشکیل جامعه دینی چیست؟ و دین اسلام به عنوان آخرین دین وظیفه اش در بعد سیاسی است؟ و یا حکومتهای قبلی هم در این بعد وظایفی را داشته اند؟

خرمشاد: من ناچارم که به صحبتهای آقای سلیمی اشاره کنم. و بحثهایی را هم اضافه نمایم. همانطور که اشاره فرمودند در بحث حضرت امیر و سایر ائمه (اگر به متن دین مراجعه کنیم و دین را از پیامبر تا انتها به عنوان یک کل در نظر بگیریم و اگر بخواهیم نظر دین را در باب سیاست و حکومت بدانیم چاره ای جز این نداریم) بخشی از آنها استنباطات عقلی دارند و بخشی هم استنباطات نقلی.

چند گزاره این است که اگر به آن نگاه کنیم (نگاه شیعی) نمی توانیم منکر آن شویم:
1. حق حکومت از لحاظ شایستگی از آن ائمه است. (حضرت امیر و فرزندان او)
2. معصومین دائمآ در جستجوی حکومت بوده اند در سیره معصومین (یازده نفر و حضرت مهدی) جستجوی حکومت وجود داشته است.
3. آیا این جستجو حکومت به این معنا بوده که به هر طریقی آن را تصاحب کنند و از آن خود بنمایند؟ طبیعتآ خیر. هم به دلیل عقلی و بهم به دلیل نقلی.
دلیل عقلی: چون به طور طبیعی اگر حکومت شوندگان از حکومت راضی نباشند حتی اگر حکومتی هم شکل گیرد نمی تواند تداوم یابد. چون حکومت مقوله ای دو طرفه است (هم حکومت کنندگان و حکومت شوندگان)

دلیل نقلی: اصول و ارزشهای دینی این اجازه را نمی دهد که عده ای با زور بخواهند غلبه کنند در نتیجه اگر مردم به فرد ناشایست تمایل یافتند باید این واقعیت را پذیرفت. ولی وظیفه معصوم در این زمان سکوت نیست بلکه وظیفه او این است که از طریق درست و مشروع یعنی مجاب کردن مردم به ناشایستگی حکومت موجود و عدم تبعیت از آنها و تبلیغ مسأله که حکومت از آن ماست در جستجوی حکومت باشند. کاری که حضرت زهرا انجام دادند و یا قیام امام حسن و یا کاری که امام جعفرصادق در انتهای دوره امویان و آغاز عباسیان و یا حتی اقداماتی که امام رضا انجام دادند و باز هم اقدامات حضرت مهدی در این راستاست.

آقای نائینی برای مشروعیت چهارچوب را از دین می گیرد و یک rage قائل می شود:ازحکومت ایده آل تا حکومت بد. و بعد قاعده ای را مطرح می کند: اگر این حکومتها به حکومت ایده آل نزدیکتر باشند قابل قبول ترند مثل حکومت مشروطه. در زمان انقلاب ایران گروه های تندرو و چپ گرا به جنگ مسلحانه روی آوردند. (حتی به قیمت کشته شدن مردم) امام به عنوان یک متفکر دینی هیچگاه اجازه ترور و جنگ مسلحانه را صادر نکردند و شاید یکی از اختلافاتی که امام با آقای منتظری داشتند تندگراییهایی بود که آقای منتظری داشتند و امام هم آن را تأیید نمی کردند. امام می گفت شاه ناحق است ولی اقداماتی از این قبیل را رد می کردند.

شبیه آنچه در مورد حضرت امیر رخ داد -مردم به سمت او آمدند و از او خواستند که بر آنها حکومت کند و حضرت امیر هم پذیرفت- در مورد امام هم به وقوع پیوست.
حضرت علی حکومتی را در دست گرفت ولی در طی چهار سال حکومت، سه جنگ عمده از سه اپوزیسیون قدرتمند به او تحمیل شد . در مورد آنهایی که در موردشان شبهه وجود داشت حضرت علی هیچ شبهه ای نداشت و در برابرشان مقاومت کرد. با طلحه و زبیر جنگید، با همسر پیامبر هم جنگید. با خوارج که پیشانی هایشان از زهد و تقدس پینه بسته بود جنگید. نیامد بگوید مردم! به رفراندوم مراجعه کنید. بگوئید من بمانم یا بروم (برخلاف آنچه امروزه وجود دارد) این یک بحث عقلی است که نقل آن را تأیید می کند.

ولی در مورد ضرورت تشکیل جامعه دینی استنباط خود من این است که ادیان دارای یک روند تکاملی بودند. یک سری آموزه های تکمیلی داشتند تا بخشهای زیادی از نیازهای انسان را تکمیل کنند خصوصآ ادیان الهی. در مورد دین اسلام: فرقش با دیگر ادیان شاید در این باشد که آموزه های دین اسلام نسبت به آموزه های مسیحیت و یهودیت کمال بیشتری دارد و توان پاسخگویی بیشتری دارد.معنای اکمل الادیان که پیامبر مطرح می کردند این است. در بعد سیاسی هم به نظر می رسد که در مقایسه با سایر ادیان، قطعآ مسیح(ع) به دنبال حکومت سیاسی نبوده ولی در مورد سایر پیامبران دیده شده که سلیمان حکمرانی می

کرده، موسی در جستجوی حکومت بوده و حتی پیامبر اکرم هم حکومت اسلام را تشکیل می دهند:[این می شود از لحاظ نقلی] دلیل عقلیش هم این می شود که اسلام گرایان در قرن اخیر مطرح کردند که آیا می شود به جامعه مطلوب که مورد نظر اسلام است بدون داشتن یک حکومت دست یافت؟ پاسخ یک عده این است که رسیدن به جامعه مطلوب بدون حکومت امکان دارد.

عده ای دیگر می گویند که رسیدن به جامعه مطلوب بدون حکومت ممکن نیست. پاسخ امام و کسانی که الان بحث حکومت اسلامی را مطرح می کنند در این چهارچوب می گنجد.
سلیمی: من در تکمیل سخنان و فرمایشات جناب دکتر خرمشاد این نکته را عرض کنم که حضرت علی آنجایی که جنگید اتفاقآ به رفراندوم مراجعه کرد و نظر مردم را خواست. و تا نظر مردم را نگرفته بود نجنگید و تلاش می کرد تا آنجا که بتواند جنگ نکند چون اصلآ به جنگ راضی نبود. مثلآ در جنگ جما وقتی سپاه جمل جنگ را شروع کردند و در بین راه به بصره رسیدند حاکم بصره را گرفتند و او را شکنجه کردند و حتی موهای صورت و ریش او را کندند. بیت المال را غارت کردند. حضرت علی تلاش کرد ابتدا با آنها مذاکره کند تا جنگی صورت نگیرد.

حتی یک بار اسود دئلی و ابن حصیر را به نزد طلحه و زبیر فرستاد. آنها ،طلحه و زبیر، می گویند که ما برای خونخواهی عثمان آمده ایم و از مردم دعوت می کنیم خلافت را به شورا بازگردانند مردم هر کدام را پسندیدند به حکومت بپذیرند. آن دو به زبیر گفتند که عثمان در بصره کشته نشد برای چه اینجا آمده اید؟ توی ای زبیر! خودت کشته گان عثمان را می شناسی (چون خودش از کشندگان خودش از کشندگان عثمان بود) و بیش از همه، مردم را به کشتن عثمان فرامی خواندی پس باید خودت را تسلیم ورثه عثمان کنی. زبیر! تو اول بیعت نکردی و نگفتی جز علی سزاوارتر کسی نیست؟ زبیر! این گفتار و کردار چگونه جمع می شود؟ طلحه و زبیر با تندی بسیار برخورد کردند و بر جنگ اصرار نمودند. مجددآ حضرت علی سعی می کند با آنها مذاکره کند ولی وقتی فهمید مذاکره فایده ای ندارد گروههایی را می فرستاد تا از مردم بیعت بگیرند ابتدا مالک اشتر را به کوفه و بصره می فرستند تا از مردم بیعت بگیرد ولی مردم بیعت نمی کنند (به دلیل لحن تند مالک). بعد امام حسن و عمار را می فرستد که لحن ملایم تری داشتند تا از مردم بیعت بگیرند. (بیعت لازم بود چون اگر بیعت صورت نمی گرفت سپاهی جمع نمی شد).

حتی نقل شده که در منطقه ای به نام ذی قار که مردم کوفه در آنجا جمع بودند، خود حضرت علی(ع) با مردم سخن می گوید و آنها به یاری می طلبد.
مردم دوباره با او بیعت می کنند (رفراندوم صورت می گیرد) و سپاه تشکیل می شود که حدود ده هزار نفر بودند در حالی که سپاه طلحه و زبیر حدود سه هزار نفر بود ولی با این حال امام ابتدا جنگ نمی کند محمدبن ابوبکر (برادر عایشه) را می فرستند تا با عایشه صحبت کند ولی عایشه نمی پذیرد مجددآ حضرت علی او را می فرستد تا باز هم با او صحبت و مذاکره نماید.

وقتی دو سپاه در مقابل یکدیگری قرار گرفتند حضرت علی خطاب به سپاهیان خود می گوید: کبا آنها جنگ نکنید. بگذارید آنها آغازگر جنگ باشند شما بحمدالله صاحب دلیل و حجت هستید خداوند شما را از ایشان باز می دارد و برای شما دلیل و حجت دیگری آورده است ولی اگر آنها وارد جنگ شدند به مجروحان حمله نکنید. در تعقیب آنها برنیایید. عورتی را آشکار نکنید، کشته ای را مثله نکنید، هیچ حرمتی را هتک نکنید.

بعد از شکست سپاهیان جمل، بعضی از افراد سپاه علی(ع) شروه به هتک حرمت عایسه و اطرافیانش می کنند که حضرت علی به تندی با آنها برخورد می کند و می گوید شما حق ندارید حرمت آنها را هتک کنید و زیر پا بگذاریدو حتی حضرت علی در حین جنگ این مسأله را بیان می کند که : کحتی اگر به امیران و نیکوکاران شما دشنام دهند حق تعرض به آنها ندارید. مخصوصآ زنان، هیچگاه زنی را آزار ندهید.

حقیقتآ حضرت علی با وجود اینکه حق الهی حکومت را متعلق به خود می دانست ولی تا زمانی که کوچکترین رضایتی از جانب مردم احساس نکرد هیچ اقدامی انجام نداد.

در گفته های ائمه شیعه دو مفهوم از هم جدا شده اند: صلاحیت حکومت که ائمه شیعه آن را متعلق به خود می دانستند ولی تا موقعی که رضایت مردم در کوچکترین رفتار سیاسی مشخص شود (حتی رضایت قلبی) حق اقدام سیاسی برای خود قائل نیستند (چه در رأس حکومت باشند و چه نباشند و در باب اندیشه دینی و رابطه اش با سیاست نیاز به بحث جداگانه ای است).
خرمشاد: به منظور تکمیل بحث باید دو نکته را در مورد حضرت علی و جنگهایی که انجام دادند بیان کنم:
1 حضرت علی هیچگاه آغازگر جنگ نبودند.

2. دستور داده بود که فراریان را تعقیب نکنند و نکشند. جز در یک مورد و آن:
در جنگ با خوارج حضرت علی دستور داند که خوارج را تعقیب کنند و تا آخرین نفرشان را بکشند. (به دلیل خطری که از جانب آنها متوجه جامعه اسلامی بود)
ولی حضرت علی در چهار سال و در سه جنگ بزرگ هیچگاه مشروعیت خود را زیر سؤال رفته نمی دید که برای اینکه در حکومت باقی بماند، رفراندوم برگزار کند.
لازم به ذکر است که حضرت علی(ع) خود بیان می کنند (درباره مردم زمانه خود) که: به شما گفتم تابستان بروید و جنگ کنید، گفتید هوا گرم است، گفتم زمستان بروید جنگ کنید گفتید سرد است گفتم بهار بروید گفتید فصل گشت است.

یکی از دلایلی که امام خمینی مردم خود را با مردم زمان حضتر علی مقایسه می کنند در همین جاست و می گوید مردم و جمعیت ایران از مردم در زمان حضرت علی ترجیح دارند این مردم آنقدر از شعور و آگاهی برخوردار بودند که آمدند و همراهی و همکاری کردند و;

حکومت در زمان امام مهدی چگونه است؟ آیا با خون و شمشیر و در سایه جنگ به وجود می آید؟
سلیمی: به نظر می آید مباحثی که در مورد امام زمان مطرح شده گاهی در برخی مسائل گروههایی که خود را متولی امام زمان می دانستند و می دانند در جامعه ما خلط شده است.

چرا یک عده فکر می کنند که امام زمان می آید که گردن عده ای را بزند؟ آبا واقعآ هدف امام زمان جنگ است؟ چه ویژگی در دوارن امام زمان وجود دارد که پیام ایشان سریعآ جهانگیر می شود؟ آیا با گردن زدن پیام جهانگیر می شود؟من به سخن امام خمینی که در صحیفه نور هم موجود است استناد می کنم. ایشان بیان می کنند که: کمی دانید چه کسانی صحبت از خون و خونریزی می کنند؟ من و شمای روحانی. کسانی که چهره کاملآ دگرگون از دین دارند و شروع به تکفیر دیگران می کنند.

خرمشاد: حکومت امام زمان به مقدار زیادی بر رضایت تکیه دارد در احادیث بسیاری صحبت از نماز جماعت میلیونی در مجسد کوفه در زمان امام مهدی می کنند

طبیعی است که فردی مثل امام مهدی با خصوصیاتی مثل عدالت گرایی، معنویت گرایی و; به همان اندازه ای دشمن پیدا می کنند که حضرت علی در بحث عدالت پیدا کرد و طبیعی است که او هم (حضرت مهدی) در آن حکومت دست به شمشیر برد و مبارزه کند و برخلاف تصور رایج، قبول اسلام توسط غیر مسلمانان نه با شمشیر بلکه با رضایت خواهد بود.

و به این اعتبار که حضرت مسیح پشت امام زمان نماز می خواند، بسیاری از مسیحیان به امام زمان روی آورده به او ایمان می آورند. قدرتهای بزرگ هم که با یان حکومت سرسازش ندارند با امام زمان جنگ می کنند.
ولی در میان توده ها اساس بر رضایت است و اگر زمانی مردم به او پشت کردند حضرت مهدی هم به همان صورتی کنار می روند که حضرت علی کنار رفت.

جامعه شناسی دنیوی شدن
دکتر عباس محمدی اصل
دنیوی شدن (Secularizatio) در هنگامه جنگ های دینی به منظور رهائی از اقتدار انتصابی کلیسا طرح گردید. به این منظور دنیوی شدن کوشید رهائی ایدئولوژیک انسان نوین را در پرتو رمزگشائی از این همان گوئی های گزاره های دینی به نظاره بنشیند. در این راستا بود که اولآ حکما کوشیدند به تغییر تفسیر حکمت علل غائی در باب گزاره های این همان گویانه دینی دست زنند و ثانیاً اصحاب علوم اجتماعی و خصوصاً جامعه شناسان در صدد برآمدند از تلازم این

گزاره ها با شرایط زیست اجتماعی خبر دهند. قطع نظر از این تلاش های معرفتی اما به لحاظ وجودی نیز دنیوی شدن مبین بروز فرآیندهای تجربی مهمی در تاریخ جامعه نوین بشری بود که مطالعه فرهنگی آن را برای مورخین و انسان شناسان و جامعه شناسان الزامی می ساخت. در این میان مورخین به تأمل در فرآیند تکوینی دنیوی شدن پرداختند به انسان شناسان به توصیف دنیوی شدن در قالب تطور فرهنگی جامعه بشری دست یازیدند و جامعه شناسان از

کارکردهای ساختی دنیوی شدن مبتنی بر حکمت علل غائی نیست و علیت منفرد تاریخی یا هدفگذاری فلسفی تاریخ را وقعی نمی نهد و از ضرورت منطقی تطور دین به سوی دنیوی شدن چشم می پوشد.

قول به آغاز علم با توصیف وجود و نه تعریف معرفتی سبب می شود بر این پایه دنیوی شدن را عبارت از فرآیند تفکیک پذیری خرده نظام های مختلف نظام اجتماعی خصوصاً فرهنگ، جامعه، سیاست و انتقاد از سلطه نهادها ونماد های دینی دانسته و البته از مبادله دستاورد های کار کردی این خرده نظام ها با دین هم سخن به میان آوریم. پس در فرآیند دنیوی شدن به رهائی فرهنگ و جامعه و سیاست و اقتصاد و از کنترل یا تأثیر اقتدار انتصابی دین نظر داریم؛ ولی هسته اخلاقی تعهدات دینی فرهنگ را برای تدام خردمندی، سامان دهی، مردم سالاری و دادوستدهای اعتباری مالی نفی نمی کنیم. به علاوه دنیوی شدن در خود فرهنگ به تحول ایده های دینی حاکم بر فلسفه، هنر، ادبیات و علم می انجامد. گذشته از این جنبه های عینی، دنیوی شدن سبب می شود در جهان ذهنی نیز شعور آدمی از تفاسیر تقدیرگرایانه رهائی حاصل کند و جز به تغییر برنامه ای سرنوشت خویش نیندیشند.

این همه در حالی است که همه جوامع معاصر یا همه گروه های اجتماعی به یکسان تحت تأثیر دنیوی شدن قرار ندارند؛ چنانکه به نظر می رسد مردان بیش از زنان، میانسالان بیش از جوانان و پیران، شهرنشینان بیش از روستانشینان و صاحبان مشاغل صنعتی بیش از متصدیان مشاغل سنتی به دنیوی شدن گرایش نشان می دهند. همچنین افراد و نهادها و ساخت های حاشیه ای نیز تمایل کمتری به دنیوی شدن از خود بروز داده و خصوصاً ملل و جوامع حاشیه ای برای مقابله با صنعتی شدن و مدرنیه بیشتر از دنیوی شدن می گریزند. این با وجودی است که مبازه با دنیوی شدن حداقل به ذهنی متأمل در این پدیده محتاج است و از این رو است که آگاهی دنیوی رفته رفته به نهادهای سنتی دینی رسوخ کرده و اصلاح آنها را برحسب الزامات زمانی و مکانی ضروری می سازد.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه مقاله در مورد بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله در مورد بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان با word دارای 138 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله در مورد بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله در مورد بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله در مورد بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان با word :

چکیده
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی به مانند افسردگی– اضطراب و کمرویی و ترتیب تولد دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر است که فرضیه های عنوان شده عبارت است از مقایسه افسردگی و اضطراب و کمرویی – در بین فرزندان اول و آخر و رابطه آنها با ترتیب تولد که جامعه مورد مطالعه دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر ابهر است که از بین 850 نفر دانش آموز 80 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده و آزمون بر روی آنها اجرا گردیده که آزمونهای مورد

استفاده آزمون اضطراب و افسردگی و کمرویی است که نتایج بدست آمده را با روش آماری ضریب همبستگی و t متغیر مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ایم و نتایج بدست آمده نشان می دهد که بین ترتیب تولد و افسردگی و اضطراب و کمرویی رابطه معنی داری وجود دارد و تفاوت بین ا

ین مقیاس ها در فرزندان اول و آخر وجود دارد و سطح معنی داری آن برابر 05/0 است .

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه
اختلالات رفتاری ناپسند و خشم برانگیز ممکن است نخستین نشانه های درگیری نوجوانان با یک سلسله عاطفی باشند تند خویی ، پرخاشگری و امتناع از رفتن به مدرسه اغلب مدتها قبل از بر ملا شدن اضطراب نوجوان چهره خود را نشان می دهند که معمولاً این اضطرابها ناشی از محیط خانه و بیرون است و گاه در اثر معلولیت های ناشناخته و جهانی و گاه از طریق ترتیب تولد و اهمیت به فرزندان می تواند باشد اضطراب و افسردگی و موارد دیگر زمانی بروز می کند تضادهای میان خواسته های درونی و محرک ها از یک سو و دنیای بیرون از سوی دیگر و یا میان محرکهای درونی و وجدان شخص وجود داشته باشد که هنگام غلبه اضطراب فرایندهای روانی ویژه ای برای حمایت از فرد در برابر رفتار از کنترل خارج شده بکار می افتد که اینها می تواند به ترتیب تولد و اینکه فرزندان اول و آخر و یا وسط که تحت مراقبت و تربیت قرار می گیرند رابطه داشته باشد و به نوعی که فرزندان اول به علت خود کفایی و مستقل بودن و یا فرزندان وسط به علت فرا گرفتن تجربه های بزرگتر خود و فرزندان آخر به علت وابستگی شدید مورد توجه قرار گرفته اند و اینکه آیا این فرزندان از لحاظ ویژگی شخصیتی می توانند با هم تفاوتداشته باشند که روان شناس معروف قرن 19 که آدلر

است در مورد ترتیب تولد و ویژگی های شخصیتی فرزندان نظرات گوناگونی دارد که می تواند در نوع شخصیت آن نقش داشته باشد و همین طور روابط والدین و برخورد با آنها هم می تواند در گسترش و یا کمبود یک اختلال نقش بسزایی داشته باشد به این صورت که نوجوان باید رفتارش هم کنترل شده باشد و هم آزاد تا بتواند از محیط های اضطراب آور – اجتماعی به خوبی گذر کند تا در آینده به فردی مضطرب و افسرده کمرو تبدیل نشود که ترتیب تولد می تواند این عوامل را کم یا زیاد نشان

می دهد به طوری که در تقسیم بندی آدلر نشان داده شده است که فرزندان وسط به علت تجربه کسب کردن از فرزندان اول و محتاج نبودن به کسی و عدم وابستگی شدید می توان گفت که هم کم مضطرب هستند و کم رو هم نمی توانند باشند . ( سیاسی – 1380 )

بیان مساله
نوجوانی یک دوره انتقالی از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است در این دوره نوجوان با دو مساله اساسی درگیر است بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و بزرگسال و جامعه و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل و رفتار فرد در این دوره گاه کودکانه و گاه همانند بزرگسال است که در طول این دوره معمولاً تعارضی بین این دو نقش در فرد مشاهده می شود .
معیار اصلی قضاوت مردم درباره رشد نوجوانان و تحولات جسمی به زمان بلوغ می رسد که در این دوره نوجوان به محبت و رسیدگی بیشتر احتیاج دارد و دوست دارد که مورد اهمیت قرار می گیرد و این بر عهده والدین است که بارفتار درست خود اهمیت به نوجوان خود او را از بسیاری از اختلالاتی که ممکن است که در این دوره به سراغ او بیاید را دور نگه دارند و اهمیت به ترتیب تولد باعث این می شود که نوجوان به نقش خود در خانه توجه خاصی داشته باشد و همین طور بررسی اینکه آیا فرزندان از جهت ترتیب تولد یعنی فرزندان اول و آخر می تواند از لحاظ دلهره و اضطراب یا خجالت و کمرویی و یا افسردگی داشته باشد و اینکه فرزندان اول نسبت به اینکه استقلال بیشتری را تجربه می کنند می توانند از اختلالات روایی دور شوند تانسبت به فرزندان آخر که وابستگی شدید به خانه و خانواده دارند . ( گنجی – 1380 )

اهمیت و ضرورت تحقیق
در حالی که تعارض و درگیری میان نوجوانان و والدین در فرهنگ غربی به عنوان یک امر مسلم و فراگیر تلقی می شود (( هریس ولیبرت ) 1984 ) به نظر می رسد که این تعارض در میان نوجوانان ایرانی چنان شدتی داشته باشد و آن همه فراگیر باشد به همین دلیل روابط اکثر نوجوانان ایرانی با خانواده هایشان چنان روابط است که معمولاً کشمکش هایی شدید را به وجود نمی آورد که این می تواند به علت ترتیب تولد و اهمیت به سن تولد فرزندان ازر طریق والدین باشد و روابط دوستی و صمیمیت که بین فرزندان و خانواده است ولی در این میان باید یک سری از این روابط از پیش تعیین شده باشد که مشکلات جدید را در خانواده به وجود نیاورند و همین طور والدینی که دارای دو یا چند فرزند هستند باید به ترتیب آنها اهمیت داده و از هر لحاظ به هر دوی آنها توجه داشته باش

ند چون این تفوات ها در خانواده باعث می شود که فرزندان دچار ناراحتیهای مثل افسردگی یا اضطراب شدید و یا حتی خجالت و کمرویی شود که امید است با تحقیقاتی انجام شده بتوان مشکلات فرزندان اول و آخر و وسط را مشخص کرده که این تحقیقات در نهادهای اجتماعی و آموزشی می تواند کاربرد زیادی داشته باشد .

اهداف تحقیق
هدف از تحقیق حاضر بررسی ویژگی های شخصیتی مثل اضطراب و افسردگی و کمرویی بر روی فرزندان و یا به عبارتی ترتیب تولد است که آیا بین ویژگی های شخصیتی و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد و آیا فرزندان اول و آخر از لحاظ اضطراب و افسردگی وکمرویی با هم تفاوت دارند یا نه . این صورت که فرزندان آخر نسبت به فرزندان اول کم اضطراب تر – کم افسرده و کم رو هستند یا نه که جزء اهداف تحقیق حاضر به شمار می روند .

فرضیه های تحقیق
1- افسردگی در بین فرزندان اول بیشتر از فرزندان آخر است .
2- بین افسردگی و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد .
3- اضطراب در بین فرزندان اول بیشتر از فرزندان آخر است .
4- بین اضطراب و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد .
5- کمرویی در بین فرزندان اول بیشتر از فرزندان آخر است .
6- بین کمرویی و ترتیب تولد رابطه معنی داری وجود دارد .

متغیرهای تحقیق
افسردگی متغیر وابسته
ترتیب تولد متغیر مستقل
فرزندان اول و آخر – متغیرهای کنترل شده

تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها و مفاهیم
اضطراب : عبارت است از یک نوع اختلالات روانی که جزء اختلالات نوروتیک به حساب می آید که نوعی دلهره و نگرانی است که با تپش قلب و لرزش و ناراحتی و ترس همراه است و اینکه فرد مدام در دودلی به سر می برد و گاهی این اضطراب در حد بالا باعث ناراحتی و مشکلات فراوانی خواهد بود . ( منصور – 1379 و نمره ای که آزمودنی از آزمون اضطراب کتل بدست آورده است . )
افسردگی : عبارتند از یک نوع اختلالات روانی است که به سه گروه خفیف متوسط و شدید طبقه بندی شده است که از نوع خفیف آن به صورت نورتیک بوده است و نوع شدید آن از نوع طبقه سایکوتیک بوده است که افسردگی با علائمی مانند احساس گناه و تنهایی – احساس خودکشی دوری از دیگری در جمع – حضور نیافتن در اجتماع – کم اشتهایی و بالاخره نمره ای که آزمودنی از آزمون افسردگی بک بدست آمده است . ( منصور – 1379 )
کمرویی : عبارتند از یک نوع اختلالات روانی است که این اختلال هم اگر به صورت شدید باشد به یک نوع بیماری تبدیل خواه شد که کمرویی عبارتند از اعتماد پایین – عدم برقراری رابطه با طرفین و از خود دفاع نکردن – خوب صحبت نکردن – تعرق شدید در مکانهای شلوغ و موارد دیگر و بالاخره نمره ای است که آزمودنی از آزمون کمرویی بدست آورده است . (شاهو – 1380 )

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

اختلالهای اضطراب تعمیم یافته و هراس
گستره ی نخست : قلمرو، تعریف، شیوه های بیان و طبقه بندی اختلالهای اضطرابی
1 تا سال های اخیر، اختلال های اضطرابی، “اختلال های بدنی شکل” و “اختلال های تفرقی” را در مقوله ی روان آزردگی ها قرار می دادند. این اصطلاح در قرن هجدهم توسط پزشک اسکاتلندی، ویلیام کولنبه کار برده شده بود و یک اختلال عصبی شناختی را که به انواع متعددی از اختلال های رفتاری منجر می شد، مشخص می کرد (بوتزین،1988).
در خلال قرن نوزدهم، کسانی را که به رغم سلامت ظاهری جسمانی، دارای رفتارهای انعطاف پذیر و خود- تخریب گر بودند، با عنوان “روان آزرده” متمایز می کردند و این گونه تصور می شد که این اشخاص از نارسا کنش وری ناشناخته ای رنج می برند. سپس در جریان سال های پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، دیدگاه مبتنی بر پدید آیی زیست شناختی روان آزردگی، جای خود را به دیدگاه فرویدی مبتنی بر پدیدآیی روان شناختی داد. فروید اصطلاح روان آزردگی را به معنای دیگری به کار برد و بر این نکته تأکید کرد که این اختلال از علل جسمانی ناشی نمی شود، بلکه ریشه در اضطراب دارد. بدین معنا که وقتی خاطرات و امیال سرکوب شده ی ناهشیار کوشش می کنند تا از سطح ناهشیاری به سطح هشیاری راه یابند، اضطراب به منزله ی علامت هشدار دهنده ی پایگاه “من” آشکار می شود و رفتارهای نورُزی به عنوان شیوه ی بیان اضطراب و یا دفاع علیه آن قلمداد می شوند.
این نظریه ی فروید به صورت گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفت و مبنای طبقه بندی روان آزردگی ها را در طبقه بندی تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا(DSM) تشکیل داد.به عنوان مثال، در دومین طبقه بندی این مجموعه تشخیصی و آماری(DSM II) ، روان آزردگی بدین گونه تعریف شده است : “اضطراب به منزله ی خصیصه ی اصلی روان آزردگی هاست و می تواند به گونه ای مستقیم بیان شود یا آنکه ناهشیارانه و خود به خود، بر اساس مکانیزم های روان شناختی مختلف مهار گردد. ” شکارا مشاهده می شود که این تعریف به طور دقیق با دیدگاه فروید مطابقت دارد (همان منبع).
در دهه های اخیر، نظریه پردازان مختلف و بخصوص نظریه پردازان رفتاری نگر، به مخالفت با این دیدگاه پرداخته اند. انتقاد اصلی آنها متوجه این نکته است که روان آزردگی به گستره ای وسیعتر از آنچه در وضع کنونی، تحت عنوان اختلال های اضطرابی مشخص می شود پوشش می دهد. به عنوان مثال، در آنچه اختلال تبدیل نامیده می شود، اختلالی که مبین از دست دادن غیر ارادی پاره ای از کنش های حسی یا حرکتی (مانند دیدن، شنیدن یا راه رفتن است، فرد به هیچ وجه دچار حالت درماندگی نمی شود، در صورتی که از دیدگاه روان- پویشی، این تبدیل ها به عنوان مکانیزمهای دفاعی اضطرابی تلقی می شوند، موضعی که به رغم تبیین بازخورد “بی تفاوتی تمام عیار” این بیماران، جنبه ی استنباطی دارد و بر داده های قابل مشاهده مبتنی نیست. در حالی که “یک نظام طبقاتی قابل اعتماد نمی تواند بر استنباط متکی باشد” (اولمن و کرانسر،1975).
مسلم است که انتقادهای دیگر نیز در این باره عنوان شده اند. پاره ای از مؤلفان، اضطراب را مانند هوش، سازه ای استنباطی می دانند که بر اساس گزارش های فاعلی، رفتارهای اجتنابی و علایم فیزیولوژیکی سنجیده می شود، در حالی که هنوز درباره ی شیوه های سنجش این نشانه های اضطرابی و چگونگی بروز آنها در افراد متفاوت، اتفاق نظر وجود ندارد (لانگ، 1970/ راچمن،1978). مشکل اصلی این است که اضطراب در افراد مختلف به گونه ای متفاوت بیان می شود. به عنوان مثال، پاره ای از بیماران مضطرب، علایم آشکار فیزیولوژیکی را نشان می دهند بی آنکه از حالات هیجانی شاکی باشند و بالعکس، پاره ای دیگر به برانگیختگی های هیجانی اشاره دارند. ب

نابراین، در حال حاضر هنگامی که دو پژوهشگر درباره ی اضطراب سخن می گویند ممکن است پدیده های متفاوتی را در نظر داشته باشند؛ مثلأ یکی از آنها به سنجش های فیزیولوژیکی استناد کند و دیگری مبنای کار خود را بر گزارش های فاعلی قرار دهد. از اینجاست که به کار بردن اصطلاح کلی اضطراب، بدون مشخص کردن معنای خاصی از آن برداشت می شود، بیش از آنکه به پیشرفت تحقیقات در این زمینه منجر شود تأخیر یا کندی آن را در پی دارد.
و بالاخره باید گفت که اضطراب را نمی توان در قلمرو آنچه تحت عنوان روان آزردگی مشخص می شود، محدود کرد. چرا که چنین احساسی نه تنها در افراد بهنجار وجود دارد، بلکه بیماران افسرده، روان گسسته و منحرفان جنسی هم از این حالت رنج می برند (ناتان و همکاران، 1980). این جنبه ی گسترده ی اضطراب نیز مشکلات بیشتری را در راه فراهم کردن ضوابط تشخیصی، ایجاد می کند. پس می توان از خود پرسید که قلمرو اختلال های اضطرابی بر اساس چه ضوابطی متمایز کردنی است؟
در حد خطوط کلی می توان گفت که اختلال های اضطرابی به مجموعه ای از اختلال های پوشش می دهند که اضطراب یکی از نشانه های اصلی آنهاست. وجه مشترک این اختلال ها، رنج روانی و بخصوص حالت اضطرابی است که به صورت محض یا همراه با نشانه های دیگر، متجلی می شود. بنابراین با در نظر گرفتن موضع گیری های مختلف متخصصان در این زمینه و همچنین با توجه به وجه مشترک این اختلال ها، می توان پذیرفت که هر اختلالی که نشانه ی اصلی آن اضطراب است، خواه این اضطراب به صورت حاد یا پراکنده و مبهم آشکار شود، خواه مزمن یا متناوب باشد، خواه به موقعیت های معین وابسته باشد یا آنکه در موقعیت های متنوع بروز کند، می تواند در قلمرو اختلال های اضطرابی قرار گیرد. با این حال، به منظور اجتناب از هر گونه سوء تفاهم، در سطوری که در پی می آیند به ارائه تعاریف مختلف اضطراب، شیوه های بیان و بررسی نشانه های آن در سطح بالینی خواهیم پرداخت.

2تعریف اضطراب، جنبه ها و جلوه های مختلف آن
اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی هر انسان، در همه ی افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود به گونه ای که می توان گفت، “ا

گر اضطراب نبود، همه ی ما پشت میزهایمان به خواب می رفتیم”.
فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند : اضطراب است که ما را وا می دارد تا برای معاینه ای کلی به پزشک مراجعه کنیم، کتاب هایی را که از کتابخانه عاریت گرفته ایم بازگردانیم، در یک جاده ی لغزنده با احتیاط رانندگی کنیم ; و بدین ترتیب ز

ندگی طولانی تر، سازنده تر و بارورتری داشته باشیم. بنابراین اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که پاره ای از اضطراب های دوران کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آنها را بر فرآیند تحول پذیرفت، چرا که این فرصت را افراد فراهم می آورند تا مکانیزمهای سازشی خود را در جهت مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهند. به عبارت دیگر می توان گفت که اضطراب در پاره ای از مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می کند، امکان تجسم موقعیت ها و سلطه بر آنها را فراهم می آورد و یا آنکه وی را برمی انگیزد تا به طور جدی با مسئولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه ی اجتماعی مواجه شود.
بالعکس، اضطراب مرضی نیز وجود دارد، چرا که اگر حدی از اضطراب می تواند سازنده و مفید باشد و اگر اغلب مردم اضطراب را تجربه می کنند، اما این حالت ممکن است جنبه ی مزمن و مداوم بیابد که در این صورت نه تنها نمی توان پاسخ را سازش یافته دانست بلکه باید آن را به منزله ی منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای تلقی کرد که فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم می کند، فقط بر اساس راهبردهای محدود کننده ی آزادی و انعطاف فردی کاهش می یابد و طیف گسترده ی اختلال های اضطرابی را که از اختلال های شناختی و بدنی تا ترس های غیر موجه و وحشتزدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد.
پیش از آنکه شیوه های بیان و تظاهرات بالینی اضطراب در جریان تحول را بررسی کنیم، تعاریف عمده ای را که در این باب آورده شده اند ارائه می دهیم:
الف ) اضطراب، عمومأ یک انتظار به ستوه آورنده است، به منزله ی چیزی است که ممکن است در تنشی گسترده و موحش و اغلب بی نام، اتفاق افتد. این حالت که به شکل احساس و تجربه ی کنونی مانند هر اغتشاش هیجانی در دو سطح همبسته ی روانی و بدنی در فرد پدید می آید، ممکن است به یک تهدید عینی “اضطراب آور” (تهدید مستقیم یا غیر مستقیم مرگ، حادثه شوم شخصی یا مجازات) نیز وابسته باشد.
ب) اضطراب عبارت است از واکنش فرد در مقابل یک موقعیت ضربه آمیز،یعنی موقعیتی که زیر تأثیر بالا گرفتن تحریکات اعم از بیرونی یا درونی واقع شده و فرد در مهار کردن آن ناتوان است.
ج) ناراحتی در عین حال روانی و بدنی که بر اثر ترسی مبهم و احساس نا ایمنی و تیره روزی قریب الوقوع در فرد آدمی به وجود می آید.
د) در چهارچوب، رفتاری نگری تجربی، اضطراب به منزله ی یک کشاننده ی ثانوی است که پاسخی اجتنابی را در بر می گیرد. مثلأ در حضور یک محرک غیر شرطی (معمولأ یم شوک یا تکان) ، رفتارهایی از حیوان سر میزند که در حکم نشانه های محرز اضطراب قلمداد می شوند و دفع اد

رار و مدفوع یا حمله به دستگاه های آزمایش و جز آن در شمار آنها قرار می گیرند.
ه) اضطراب به منزله ی حالت هیجانی توأم با هشیاری مستقیم نسبت بی معنایی، نقص و نابسامانی جهانی است که در آن زندگی می کنیم.
و) نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختی های آینده،توأم با احساس بی لذتی یا نشانه های بدنی تنش. منبع خطر پیش بینی شده می تواند درونی یا بیرونی باشد.ربه آمیز کنونی یا با انتظار خطری که به شیئی نامعین وابسته است، تعریف کرد. در واقع، بجز پاره ای از نظریه های رفتاری نگر، از اصطلاح اضطراب معمولأ معنایی وسیعتر از آنچه با تجربه های رنج آور فرد مرتبط است، استنباط می شود.
به عبارت دیگر، اضطراب مستلزم مفهوم نا ایمنی یا تهدیدی است که فرد منبع آن را به وضوح درک نمی کند، در حالی که اصطلاح ترس به احساسی پوشش می دهد که در مقابل یک شیء که به منزله ی شیئی خطرناک محسوب می شود، به وجود می آید. از همین زاویه است که اغلب روان شناسان ترس را از اضطراب متمایز کرده اند. بدین معنا که ترس را واکنش در برابر خطری دانسته اند که با ایجاد حالت احتیاط، اجتناب و گریز در فرد، می تواند از وی در برابر خطرها حمایت کند،در حالی که اضطراب را به عنوان احساسی توصیف کرده اند که نشانه های آن مانند ترسی پراکنده و مبهم است و علت بروز آن نیز مشخص نیست. ضمن آنکه امکان بروز همزمان ترس و اضطراب در یک فردوجود دارد.
این نکته نیز قابل ذکر است که اگر واقعی بودن خطر می تواند به عنوان معیار متمایز کننده ی ترس از اضطراب در بزرگسالی در نظر گرفته شود، استفاده از این ضابطه در کودکان فقط جنبه ی نسبی دارد. چرا که کودک همواره نمی تواند خطرناک را از بی خطر متمایز کند یا یک عمل منع شده ی بی خطر را از عمل خطرناک تمیز دهد.
بنابراین شاید بتوان از زاویه ای دیگر، ترس را از اضطراب متمایز کرد و ترس های شدید، مزمن و موجد مشکلات در زندگی کودک و والدین را در قلمرو اضطراب قرار داد و با در نظر گرفتن این سه ضابطه، آنها را از ترس ها یا اضطراب های بهنجار دوران کودکی و نوجوانی متمایز کرد.
3 شیوه های بیان اضطراب و انواع آن
3-1 شیوه های بیان اضطراب
بیان اضطراب به عنوان یک اختلال هیجانی می تواند محدود یا گسترده باشد. در این زمینه باید چگونگی ادراک حالت اضطرابی از شیوه های بیان آن متمایز شود.
در بیشتر مواقع، بزرگسالان ادراک جسمانی خود را از اضطراب با استفاده از اصطلاحات “دلشوره” و یا بالعکس “بی حالی و وارفتگی” توصیف می کنند. کودک نیز گاهی به طور مستقیم به بیان حالت خود می پردازد،اما اغلب ادراک جسمانی وی در رفتارش آشکار می شود، بدین معنا که یا بزرگسال را جستجو می کند تا در پناه وی بتواند بر خود مسلط شود و یا بالعکس با توسل به برون ریزی هیجانی، کوشش می کند تا خود را از حالت “دلشوره” و فشار ناشی از اضطراب برهاند.

بر اساس مشاهدات بالینی می توان شیوه های مختلف بیان اضطراب در کودک را متمایز کرد :
– در رفتارهای ظاهری پاره ای از کودکان هیچ گونه ترس یا اضطرابی مشاهده نمی شود،اما مکانیزمهای دائم اجتناب و گریز،مبین اضطراب عمیق آنها هستند.
– پاره ای دیگر از کودکان،اضطراب گسترده و ناراحتی بارزی را نشان می دهند، ;
– و بالاخره گروهی دیگر، بلافاصله به بیان نگرانی ها و ترس هایی که به طور روزمره گریبانگیر آنهاست می پردازند و به آسانی از جهان تخیلی خود که زیر سلطه ی خیالبافی های اضطراب انگیز و موحش است،پرده برمی دارند.
بنابراین وجود یا فقدان مطابقت بیت ادراک حالات اضطرابی و چگونگی بیان این حالات را می توان در سطح مشاهدات بالینی مشخص کرد.
3-2 انواع اضطراب
الف) زمینه ی اضطرابی مزمن
اضطراب مزمن به صورت یک ناراحتی کم و بیش دائم در سطح روانی، جسمانی و یا ارتباطی آشکار می شود. در کودکانی که دارای این اختلال هستند حالت مراقبت مفرط و بازخوردهای دفاعی مشاهده می شود،به آسانی از جا می جهند و تظاهرات بدنی متعددی مانند اختلال های خواب و به خصوص بی خوابی ، بی اشتهایی ، اختلال های هضمی،تنفسی یا قلبی را نشان می دهند و به ندرت از احساس اضطراب شکایت می کنند.
از دیدگاه اطرافیان،اضطراب مزمن به صورت “رفتارهای امتناعی” و یا “بلهوسی های” کم اهمیتی جلوه گر می شود که مدتها معنای آن را به درستی درک نمی کنند. این حالات معمولأ هنگامی آشکار می شوند که کودک سرگرم نیست و به رغم تمایل، نمی تواند بازی کند و یا برنامه های خود را تنظیم نماید، اما اگر بزرگسال به وی کمک کند، به سازماندهی فعالیت او بپردازد و در کنار وی باقی بماند، معمولأ ناراحتی کودک کاهش می یابد، تحرک خود را به دست می آورد و احساس شادی می کند.
اضطراب مزمن می تواند به شکل ظاهری احتراز از دیگران یا بی توجهی نمایان شود، واکن

ش هایی که باید برای اطرافیان به منزله ی علایم هشدار دهنده به حساب آیند. با این حال غالبأ کودک مضطرب، بزرگسال یا همدم دیگری را جستجو می کند و همین گریز از انزوا یکی از رگه های متمایز کننده یاضطراب از افسردگی است.
احساس گنهکاری، احساس درست انجام ندادن یا بد انجام دادن کار، احساس تأیید نشدن توسط دیگران و بخصوص بزرگسالان نیز از شیوه های معمول بیان اضطراب در کودک هستند. نگرانی های اضطراب آمیز درباره ی اطرافیان،همراه با حدی از نشخوار فکری، به فراوانی مشاهده می شوند. نگرانی هایی درباره ی خود می توانند جایگزین نگرانی هایی درباره ی دیگران شوند و با احساس خطر بدبختی قریب الوقوع همراه باشند.
کودک ممکن است از “مرگ” و یا “هر چیز دیگر” بترسد، بدون آنکه هراس های واقعی سازمان یافته باشند. این کودک از آسیب هایی که ممکن است توسط عوامل طبیعت بر آنها وارد شوند (له شدن، قطعه قطعه شدن، خفه شدن و;) وحشت دارند، از تصادف، مرگ یا تجاوز می ترسند و اطرافیان در برابر شدت این خیالپردازی ها که معمولأ با خونسردی نسبی کودک همراه است، متعجب می شوند.
این حالات گاهی کودک را به اتخاذ بازخوردی تسلیمی می کشاند که بی تردید به منزله ی آخرین دفاع علیه اضطراب حادی است که در سطور بعد به توصیف آن می پردازیم :
ب)بحران های اضطرابی حاد
کودکان می توانند مانند بزرگسالان، به بحران های اضطرابی حاد دچار شوند. این بحران ها چندین بار در روز یا گاه و بی گاه بروز می کنند، مدت آنها محدود و آغاز و پایانش ناگهانی است. در اکثر مواقع، این واکنش ها در برابر رویدادی ناگهانی یا موقعیتی خاص (مانند مرگ یکی از خویشاوندان یا دوستان، تجربه ی جنسی، مشکلات تحصیلی و جز آن) و در زمینه ی اضطرابی مزمنی بروز می کنند. و اگر چه ممکن است چنین رویدادهایی بروز بحران ها را تسریع کنند، اما فقط در چهارچوب نا ایمنی کودک و پرخاشگری وی علیه خود، می توانند دارای نقشی باشند. در واقع، بحران اضطرابی حاد به منزله ی علامت یک ترس کم و بیش هشیار از رها شدن و از دست دادن محبت والدین یا از خطری جسمانی (معلولیت یا مرگ) است و بحران هنگامی آشکار می شود که کودک احساس نوعی محرومیت کند، محرومیتی که مانع ارضایی می شود که در خور نیازهای کشاننده ی اوست.
– قبل از بروز بحران ،معمولأ شاهد افزایش تدریجی اضطراب و بروز “دفاع هایی” هستیم که کودک برای مبارزه علیه آن به کار می بندد، اما عدم درک اطرافیان موجب می شود تا راهبردهای دفاعی ، مؤثر واقع نشوند و بحدان های اضطرابی حاد به وجود آیند.
– در وهله ی بروز بحران، کودک توانایی مهار خود را از دست می دهد و واقعیت دگرگون می شود تا حدی که گاهی، به دلیل تغییر ادراک واقعیت، به علت هجوم چهره ها و مناظر کم و بیش دیداری به زمینه ی هشیاری کودک می توان از بین رفتن مرجع های فضایی- زمانی و بروز یک وهله ی توهمی را مشاهده کرد. البته نمی توان این حالات را معادلات حالات توهمی بزرگسالان دانست بلکه باید اذعان کرد که چنین حالاتی در کودکانی بروز می کنند که از یک اضطراب مزمن در خلال دوره های دگرگونی شدید خانوادگی، رنج برده اند. در این مواقع معمولأ عمل کردن به صورت نا آرامی کم و بیش مهار نشدنی جانشین بیان روانی اضطراب می شود، مگر آنکه بالعکس، با یک بازداری رفتاری که مشابه حالت بهت زدگی است (انقباض چهره، وجود حالت ملتمسانه در چشم ه

ا و “نقابی از ترس” که نشانگر تأثر کودک از عدم درک اطرافیان است) مواجه شویم. غالبأ در قله ی بحران اضطرابی، حالت ناآرامی شدید و حرکات نامنظم و زایدی مانند به هم مالیدن دست ها یا باز کردن و بستن انگشتان مشاهده می شود. کودک از نزدیک شدن دیگران به خود ممانعت به عمل می آورد و به نظر می رسد که نمی توان او را آرام کرد. علامت های بدنی اضطراب مانند تعرق، لرزش، تشنج، اختلال های تنفسی و قلبی، عارضه هایی امعایی و احشایی نیز دیده می شوند.
تظاهرات شبانه ی اضطراب حاد به صورت کابوس ها و یا وحشتزدگی های شبانگاهی بروز می کنند.
– بعد از وقوع بحران ، کودک خود را رها می کند، خستگی شدیدی بر وی مستولی می شود و به جستجوی پایگاهی اجتماعی ایمنی بخش می پردازد.
ج) واکنش های اضطرابی موقت
این گونه واکنش ها مانند بحران های اضطرابی حاد هستند با این تفاوت که جنبه ی موقت دارند، در خلال بیماری ها، جراحی هاو یا پاره ای از عارضه های توأم با تب ظاهر می شوند، معمولأ در اوج بیماری بروز می کنند و پس از پایان بیماری و حتی پیش از آن (در صورتی که بیماری طولانی باشد) از بین می روند. تداوم اضطراب به اضطراب اطرافیان وابسته است و در معدودی از ریخت های شخصیتی مشاهده می شود.
4 بررسی بالینی نشانه های اضطراب در سطوح مختلف
بررسی چگونگی بروز نشانه های اضطراب در سطوح مختلف الزامی است چرا که تغییر پذیری آنها گاهی تا اندازه ای است که نمی توان به آسانی واکنش های کودک را به حالات اضطرابی نسبت داد. گر چه نشانه هایی را که در سطور زیر بررسی خواهیم کرد در اغلب مواقع به تنهایی جنبه ی مرضی ندارند، با این حال همواره باید از دیدگاه اطرافیان و متخصصان بالینی به منزله ی هشداری محسوب شوند.
4-1 اضطراب در سطح رفتار
الف) اضطراب و خشم
خشم به عنوان یک شیوه ی بیان اضطراب بسیار فراوان است و در اکثر مواقع، وجود یک اضطراب شدید نه تنها کودک را دچار ناپایداری هیجانی شدید می کند بلکه موجب می شود تا در برابر جزیی ترین سرزنش ها یا تذکرها، حساسیت نشان دهد و به صورت مکرر دچار خشم شود. این خشم های ناگهانی که وهله های احساس گنهکاری را در پی دارند، واکنش های منفی اطرافیان را بر می انگیزد و به همین دلیل،شیوه ی برخورد آنها با کودک در چنین مواقعی به گونه ای است که نه تنها آنچه را که وی بیش از هر چیز نیاز دارد، یعنی احساس ایمنی و اطمینان خاطر را در او به وجود نمی آورد، بلکه احساس گنهکاری وی را نیز تشدید می کند.
ب)تخریب گری

هنگام بروز بحران های اضطرابی، کودک ممکن است به تخرییب گری بپردازد، از مهار کردن خود ناتوان باشد و اطرافیان را مجبور کند تا نقش مهار کننده را ایفا کنند.
این بحران ها که به منزله ی “فریاد کمک طلبی” کودک هستند، معمولأ با یک حالت درماندگی شدید همراهند و این نکته را برجسته می سازند که اضطرابی عمیق، وجود کودک را فرا گرفته است. مانند آنچه بعد از بحران های خشم دیده می شود، پس از یک بحران تخریبگری نیز، کودک به شدت نیازمند است تا احساس گنهکاری خود را کاهش دهد و با پناه بردن به بزرگسال، ایمنی خود را دوباره به دست آورد.
ج)اضطراب، فزون کنشی، اختلال توجه
گر چه در مجموعه های تشخیصی اخیر (DSM IV ,ICD 10) ، اختلال های اضطرابی و فزون کشی همراه با نارسایی توجه یا بدون آن، دقیقأ از یکدیگر متمایز شده اند اما در پاره ای از کودکان، نشانه های این دو گروه از اختلالها به صورت همزمان مشاهده می شوند.
فزون کشی و ناتوانی در تمرکز بر یک کار، همراه با گریز نسبی افکار در پاره ای از موقعیت ها، نشانه هایی هستند که روان شناس را در برابر یک جدول بالینی نامنسجم و پراکنده می دهند. در این مواقع رفتار کودک مغشوش و نامنظم است و گذار از یک فعالیت به فعالیت دیگر دیده می شود. بدون آنکه هیچ یک از آنها رغبت وی را برانگیزند یا انگیزه ای را در او ایجاد کنند. در اغلب مواقع کودک نسبت به اشیاء نیز نوعی برانگیختگی نشان می دهد و حرکات خود را به خوبی مهار نمکی کند. تعداد رفتارهای اجتنابی گویای از هم پاشیدگی رفتار اوست. کودک مدام به طرح سؤالاتی می پردازد که در چهارچوب فعالیت او قرار ندارند و از اضطراب انبوه و گسترده ی وی پرده بر می دارند.

د)اضطراب و اختلال حرکتی
اختلال های حرکتی متعددی ممکن است به درجات مختلف با اضطراب توأم باشند. در بین این تظاهرات حرکتی اضطراب، می توان ناتوانی مهار حرکتی را قرار داد که بر اساس بی نظمی حرکات، لرزش و جز آن مشاهده شدنی است. ناتوانی مهار حرکتی گاهی با خنده یا گریه توأم است، حالاتی که از دست دادن مهار خود را به هنگام اضطراب حاد نشان می دهند. در چهارچوب این حرکات توأ با اضطراب، غالبأ ناخن خایی، کندن موهای سر، بدن یا ابرو و همچنین کشیدن موهای سر را قرار داده اند.

4-2 نشانه های اضطراب در سطح بدنی
الف) شاخص های فیزیولوژیکی اضطراب
نخست باید بر این نکته تأکید شود که اضطراب بر حسب تعریف، مستلزم وجود پاره ای از علائم جسمانی است، چرا که هر حالت هیجانی دارای یک مؤلفه ی روانی و یک مؤلفه ی بدنی است. تحقیقاتی که به بررسی شاخص های فیزیولوژیکی اختلال های اضطرابی پرداخته اند، به این نتیجه رسیده اند که تغییرات مشاهده شده در کودکان مضطرب، مشابه تغییراتی است که بر اثر اضطراب در بزرگسالان به وجود می آید. بدین ترتیب، اضطراب در کودک نیز مانند بزرگسال به تغییر ضربان قلب، افزایش فشار خون و بحران های تنفسی منجر می شود. تنگ شدن عروق موجب خشک شدن دهان و پریدگی رنگ می گردد.
انقباض های مری، احساس وجود گلوله ای را در گلو، ایجاد می کنند و گاهی بروز اختلال در مکانیزم های بلع به استفراغ منجر می شود. مشاهدات مختلف، فزون- تنودی مثابه را ب

ر اساس ادرارهای مکرر و همچنین افزایش قابل توجه ضربان نبض را نشان داده اند.
سست شدن اسفنگترها در خلال اضطراب های شدید نیز مبین دفع غیر ارادی ادرار و مدفوع بخصوص در کودکان خردسال است. تنش عضلانی نیز بر اساس نشانه های روانی- حرکتی که پیش تر توصیف شدند، نشان داده می شود.
ب) تظاهرات جسمانی توأم با اضطراب
اختلال های جسمانی می توانند در سطح اول جداول بالینی قرار گیرند و به منزله ی نقابی برای پنهان کردن حالات اضطرابی محسوب می شوند. بنابراین، هرگاه با سردردها، دل دردها و اختلال های هاضمه دیگر مواجه می شویم –اختلال هایی که شدت آنها بر حسب موقعیتهای مختلف می تواند متغیر باشد و یا همزمان با رویدادهای اضطرابانگیز بروز کنند- باید احتمال وجود یک حالت اضطرابی را در نظر بگیریم.
گر چه نمی توان “ادرار بی اختیاری” و “مدفوع بی اختیاری” را، به علت بروز آنها در موقعیت های متنوع مرضی، معادل اختلال های اضطرابی دانست، اما در پاره ای از موارد، این اختلال ها در چهارچوب یک اضطراب مزمن مشاهده می شوند و یا با نشانه های اختلال اضطراب جدایی، هراس ها و اختلال های خواب همراهند.
روان – بی اشتهایی نیز یک علامت کنشی است که می تواند در چهارچوب یک حالت اضطرابی قرار گیرد. همچنین اختلال های خواب در حالت اضطرابی، فراوان به چشم می خورند. در این مواقع، معمولأ اضطراب کودک چند ساعت قبل از خواب آغاز می شود و به هنگام خواب نیز به کوشش هایی برای پنهان کردن ترس خود دست می زند. با این حال اگر ترس به سرعت بر او غلبه کند، به سراغ والدینش می رود و نمی خواهد تنها بخوابد. در اکثر مواقع، تلاش والدین به منظور خواباندن کودک به افزایش اضطراب، گریه و اعتراض وی منجر می شود و معمولأ شاهد بروز یک ناآرامی اضطراب آمیز هستیم که در خلال آن کودک به خواب می رود. در این موارد، اگر بزرگسال در کنار وی بخوابد معمولأ‌اضطرابش از بین می رود اما خواب کودک سبک است و جدا شدن بزرگسال از او، بیداری اضطراب آمیزی را در پی دارد.
“وحشت زدگی شبانگاهی” نیز نشان دهنده ی جنبه ی خاصی از اضطراب است که در خلال آن ، یک بحران وحشت زدگی واقعی به وقوع می پیوندد. بروز مکرر این اختلال معمولأ نشانه ی یک اضطراب گسترده است مع هذا وقتی به ندرت بروز کند، امکان عدم وابستگی آن به یک حالت اضطرابی می تواند در نظر گرفته شود.
بیدار شدن نابهنگام صبحگاهی نیز از نشانه های اضطراب در کودک است و مسئله درآمیختگی افسردگی و اضطراب را مطرح می کند.
ج) اضطراب و هیستری تبدیل
هیستری تبدیل در کودک به منزله ی قلمرو نشانه شناختی خاصی است که با مکانیزمهای مرضی مختلف مرتبط است و به یک عامل معین نسبت دادنی نیست. تبدیلهای هیستریکی غالبأ در خلال اضطراب های مزمن یا حاد دیده نمی شوند، بنابراین در چهارچوب مسئله مورد بررسی ما قرار نمی گیرند. مع هذا در مواقعی که تبدیلها ی هیستریکی با نشانه های بازداری عقلی توأم هستند، مجاورت اضطراب و هیستری و همچنین وجود مرزهای مشترک بین آنها می تواند در نظر گرفته شود.
د)خود بیمار پنداری
در پاره ای از کودکان، اضطراب بر اساس ابراز نگرانی نسبت به وضع جسمانی و یا ترس از ابتلای به پاره ای از بیماری ها در آینده، متجلی شود.
چنین شکایاتی که همواره نشان دهنده ی وجود یک اضطراب مزمن در کودک است، تح

ت تأثیر اطرافیان شکل می گیرد و به رغم معاینه های پزشکی اطمینان بخش، ترس از ابتلای به بیماری یا تصور بیمار بودن همچنان پا برجا می ماند. حتی ممکن است که احساس درمان ناپذیری و یا احساس یک خطر حیاتی قریب الوقوع در کودک به وجود آید.
4-3 بیان اضطراب در سطح ارتباطی
در قلمرو ارتباط کودک مضطرب با دیگران می توان سه نوع رفتار را متمایزکرد:
بازداری، اجتناب و وابستگی اضطراب آمیز.
الف) بازداری ارتباطی
هنگامی که کودک با چنین مشکلاتی دست به گریبان است، هر گونه رابطه با دیگری، مجموعه ی امکانات بیانی و ارتباطی وی را دچار بازداری می کند.

ب) رفتارهای اجتنابی
این رفتار شیوه هایی هستند که کودک برای اجتناب از موقعیت ها یا اشیایی که اضطراب شدیدی را در وی برمی انگیزد، به کار می برد. البته بزرگسالان که در اغلب موارد، علت واقعی چنین رفتارهایی را درک نمی کنند آنها را به عنوان منفی گری یا اختلال های رفتاری تلقی می نمایند و به اجبارهایی متوسل می شوند که نتایج بسیار زیان بخشی دارند و مشکلات کودک را افزایش می دهند.

ج) وابستگی اضطراب آمیز
این نوع وابستگی، شیوه ی دیگری است که کودک به منظور اجتناب از موقعیت های اضطراب برانگیز و حمایت از خود در برابر آنها، به کار می برد. در این مواقع، کودک نوعی دلبستگی افراطی نسبت به بزرگسال نشان می دهد که همواره توأم با نارضایتی است و بزرگسال ( معمولأ مادر) را در عین حال خشنود و آزرده می کند.
این وابستگی اضطراب آمیز می تواند به صورت الگوی رفتاری قالبی و یکنواختی درآید و کودک در مجموعه ی روابطش با دیگران من جمله با کودکان دیگر، به آن متوسل شود. چنین الگوی رفتاری غالبأ واکنش های طرد و پرخاشگری را در همسالان و حتی بزرگسالان ایجاد می کند و موجب می شود تا دیگران وی را از خود برانند.

4-4 تجلی اضطراب در سطح شناختی
کودک مضطرب، همه ی انگیزه ها، افکار و رغبت های خود را بر رویدادی متمرکز می کند که برای وی معنا دار است با این حال در مقایسه با آنچه به اجبار از نظر دور می دارد، بسیار ناچیز جلوه می کند. تردیدی نیست که وجود سطحی از اضطراب می تواند نقش برانگیزاننده ی فرایندها

ی عقلی را ایفا کند، مع هذا باید بر این نکته تأکید کرد که فراتر رفتن اضطراب از حا آستانه ای، دارای تأثیری ویرانگر است.
توانایی تمرکز و قدرت حافظه بر اثر اضطراب دچار اختلال می شوند. گر چه بازدهی عقلی فرایند پیچیده ای است که در موقعیت های متنوع بالینی مشاهده می شود، اما رابطه ی آن با اضطراب قابل انکار نیست و بر اساس مشاهدات بالینی متعدد مورد تأیید قرار گرفته است .مع هذا ماهیت ابن رابطه هنوز به طور دقیق مشخص نیست و بر اساس قلمروهای مختلف تحقیقات، به شیوه های گوناگون تبیین شده است.

5 طبقه بندی اختلال های اضطرابی
طبقه بندی اختلال های اضطرابی در روان شناسی مرضی و بخصوص در روان شناسی مرضی تحولی با موانع متعدد مواجه می شود، موانعی که از یک سو، ناشی از شکا گیری تدریجی ساختار شخصیت در دوره های تحول و اهمیت مسائل ارتباطی در این دوره ها هستند، و از سوی دیگر، از عدم توافق مؤلفان مختلف درباره ی گستره ی اختلال های اضطرابی، نشأت می گیرند.
در حال حاضر، به دلیل وجود چنین مشکلاتی و به رغم وجود طبقه بندی های مختلف یک طبقه بندی مشخص که مورد تأیید همه روان شناسان و روان پزشکان قرار گیرد یعنی بتواند به قلمرو اختلال های اضطرابی دوره ی تحول پوشش دهد، از خطر نادیده گرفتن یک اختلال اضطرابی اجتناب کند، امکان بررسی عوامل خطر و چگونگی تحول اختلال ها را فراهم سازد و همچنین ارزشیابی صحیح روش های روان درمانگری را میسور گرداند، در دست نیست.
در این اثر ، به منظور باقی ماندن در حد آخرین یافته های بین المللی، مقوله ی اختلال های اضطرابی را به گونه ای که در چهارمین مجموعه ی طبقه بندی تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا (DSM IV.1994) آمده است، ارائه می دهیم.
همان گونه که پیش تر متذکر شدیم، در این طبقه بندی از ارئه مقوله ای تحت عنوان ” اختلال های نورزی” به منزله ی اختلال هایی که عامل مشترک همه ی آنها اضطراب است خودداری شده و اختلال هایی را که پیشتر د رمقوله ی اخیر قرار می دادند بر اساس الگوهای نشانه شناختی مختلف، در مقوله های جداگانه ای گنجانده اند. بدین ترتیب، مقوله ی اختلال های اضطرابی ، فقط اختلال هایی را که در پی می آیند، در بر گرفته است :
– اختلال اضطراب تعمیم یافته؛
– هراس های خاص با تصریح ریختهای مختلف آن مانند ریخت حیوانی، ریخت طبیعی- محیطی، ریخت موقعیتی و جز آن؛
– هراس اجتماعی؛
– اختلال وحشت زدگی همراه با وسعت هراسی؛
– اختلال وحشت زدگی بدون وسعت هراسی؛
– وسعت هراسی بدون سوابق اختلال وحشت زدگی؛
– اختلال وسواس – بی اختیاری؛
– اختلال تنیدگی پس ضربه ای؛
– اختلال اضطرابی ناشی از شرایط طبی عمومی؛
– اختلال تنیدگی حاد؛
همراه با – اضطراب تعمیم یافته؛
ــ حمله های وحشت زدگی؛

ــ نشانه های وسواس – بی اختیاری؛
– اختلال اضطرابی ناشی از مصرف مواد؛
همراه با : – اضطراب تعمیم یافته،
ـ حمله های وحشت زدگی.
– اختلال اضطرابی تصریح نشده در جای دیگر.
افزون بر اختلال های اضطرابی ذکر شده، اختلال اضطرابی جدایی که ناشی از جدایی از “تصاویر والدینی” است و معمولأ در سنین کودکی متجلی می شود، در قلمرو اختلال هایی که با فراوانی بیشتری در خلال تحول بروز می کنند، قرار داده شده است. مع هذا در فصل هایی که در این اثر به بررسی اختلال های اضطرابی اختصاص یافته اند، به توصیف همه ی اختلال هایی خواهیم پرداخت که احتمال بروز آنها در جریان تحول وجود دارد.

6 شکل گیری اضطراب در جریان تحول
بررسی های اخیر نشان داده اند که اختلال های اضطرابی دارای بیشترین فراوانی در سطح کل جمعیت هستند. اگر چه اضطراب در وهله ی اول، بخصوص در قالب اضطراب بزرگسالی، پدیده ار رایج، شناخته شده و فراگیر به نظر می آید، اما بررسی گام به گام آن از حد کودک شیرخوار و در طول مراحل کودکی و نوجوانی ، نشان دهنده ی اهمیت و وسعت این اختلال و تنوع شکل گیری و گوناگونی نشانه های آن است. تا جایی که برای پاره ای از مؤلفان ، “رفتارهای مرضی را می توان به منزله ی انواع راه حل هایی دانست که کودک در مقابل اضطراب اتخاذ می کند”.
تظاهرات بالینی اضطراب بر حسب سطوح تحول متنوعند و بدین ترتیب می توان اضطراب پیش گامی، اضطراب در کودک پس از اکتساب زبان، اضطراب در نوجوانی و اضطراب در بزرگسالی را متمایز کرد.
6-1 اضطراب پیش گامی
نوزاد انسان با یکی از فراوان ترین رنج های روانی یعنی اضطراب، از آغاز زندگی دمساز است. هر چند متمایز کردن اضطراب از ترس در سطح کودک شیرخوار، آسان نیست.
اضطراب بخشی از زندگی کودک شیرخوار است و در موقعیت های خاص، به دنبال پاره ای از حوادث یا در رابطه با تعارض های بهنجار تحول مشاهده می شود. مع هذا اضطراب می تواند ترجمان یک تحول مرضی نیز باشد.

الف) حالات اضطرابی زود رس
بر اساس تحقیقات گسترده ای که در دهه های اخیر انجام شده اند محققان توانسته اند نشانه های اضطراب در نخستین هفته ها و ماه های زندگی را بهتر بشناسند. مسلمأ تجلیات بدنی این اضطراب بسیار مهم اند. این تظاهرات در سطح خواب و در سطح زندگی تنودی – وضعی – حرکتی مشاهده می شوند. در سطح تنودی با حالت تنش یا فزون – تنودی مواجه می شویم و در سطح

حرکتی و حرکات ، می توان شاهد نوعی از هم پاشیدگی بود. مثلأ کودک سه تا شش ماهه ای که در شرایط خوب ارتباطی زندگی می کند، هنگامی که تنهاست می تواند با جمع کردن دست و پا، به خود متکی شود، در حالی که نوزاد مضطرب حالتی “وارفته” دارد و در “جمع و جود” کردن خ

ود ناتوان است. همچنین می دانیم که یک نوزاد مضطرب، هنگامی که شدیدأ احساس ناایمنی کند،رفتارهای درآویختن و چسبیدن به دیگری و محیط را از خود نشان می دهد (درآویختن تنودی – حرکتی یا دیداری).افزون بر این، بازخورد مراقبت مفرط را به صورت بی حرکتی همراه با سکوت و دقت، که مثلأ در سطح نگاه متجلی می شود، مشاهده کرده اند.
این حالات اضطرابی می توانند به صورت بحران هایی که استیصال نوزاد را نشان می دهند، نما

یان شوند و یا آنکه از خلال حالاتی مستمر و پایدار که وجود اضطراب در آنها کمتر آشکار است مستلزم ردیابی دقیقتری هستند، آشکار گردند.
ب) اضطراب جدایی در کودک خردسال
حالت استیصال یا درماندگی کودک شیرخوار به هنگام جدایی از موضوع دلبستگی خ

ود، از هشت تا نه ماهگی به بعد، پدیده ای بهنجار است (اشپیتز، بالبی). واکنش های بلافاصله کودکان نسبت به جدایی را در محیط طبیعی آنها و در موقعیت های تجربی آزمایشگاهی مورد بررسی قرار داده اند. این واکنش ها از لحاظ شدت و طول مدت بسیار متفاوتند.
هر چند اضطراب جدایی پدیده ای بهنجار است، مع هذا اضطراب جدایی مرضی نیز به شیوه های متفاوتی متجلی می شود. آشکارترین نشانه ی آن استیصال جدایی است که می تواند به صورت وحشتزدگی واقعی نمایان شود. گاهی این واکنش به صورت یک خشم کاذب جلوه گر می شود، خشمی که مبین بروز اضطراب است. در این مواقع، کودک به شخص مورد دلبستگی خود می چسبد و دلمشغولی اصلی و مدام وی ، حضور اوست. کودک امتناع اضطراب آمیز خود را هنگام سپرده شدن به پرستار یا جداییهای دیگر، آشکارا نشان می دهد و این امتناع گاهی با حالت تهوع همراه است. مع هذا این اضطراب را وقتی می توان یک نشانه ی مرضی محسوب کرد که به محدود شدن فعالیت های کودک منجر شود یا مانعی در راه سلامت هیجانی وی ایجاد کند.
6-2 اضطراب در کودک پس از اکتساب زبان
الف) انواع و نشانه های اضطرابی در کودک
کودک مضطرب همواره با احساس ترس مبهمی زندگی می کند و بیم آن را دارد تا هر لحظه، حادثه ای وحشتناک اتفاق بیفتد. در این زمینه ی اضطرابی که با تحریک پذیری و نگرانی نسبت به سلامت همراه است، گاهی با وهله های اضطراب حاد مواجه می شویم که از تأثیر عوامل برونی (بیماری، ورود به مدرسه ، تغییر منزل و ;) یا درونی ناشی می شوند.
انواع اضطراب به صورت مزمن، حاد یا موقت در خلال دوره ی کودکی قابل مشاهده اند و همان طور که پیشتر به تفصیل بیان کردیم، نشانه های مختلف اضطراب به شیوه های متفاوت در سطوح مختلف رفتاری، بدنی، ارتباطی و شناختی آشکار می شوند.
این حالت اضطرابی می توانند پدیده هایی گذرا باشند و در وهله های بحرانی تحول بروز کنند و یا آنکه به گونه های مختلف تحول یابند و به صورت هراس ها یا اختلال های دیگر درآیند.
ب) اضطراب جدایی در کودک
اضطراب جدایی مرضی از سنین پیش دبستانی بروز می کند و ممکن است سالیان دراز پابجا

بماند. چنین اضطرابی در هر موقعیتی که احتمال جدایی وجود دارد، شدیدأ برانیخته می شود و فرد را بر آن می دارد تا از موقعیت هایی که مستلزم جدایی هستند، اجتناب کند.
مشاهدات بالینی نتوانسته اند به وجود ویژگی های شخصیتی خاص در کسانی که دچار اضطراب جدایی شده اند دست یابند. اما در اغلب موارد اختلال پس از یک رویداد تنیدگی زا مانند مرگ یکی از اعضای خانواده یا یک حیوان مأنوس خانگی، یک بیماری شخصی یا بیماری یکی از اعضای

خانواده و تغییر محیط مانند تغییر مدرسه یا منزل، بروز کرده است.
کودکانی که دچار اضطراب جدایی هستند در خارج از منزل یا محل های مأنوس احساس راحتی نمی کنند، از رفتن به منزل دوستان یا خوابیدن در خارج از منزل، انجام خریدهای کوچک و گاهی نیزاز رفتن به مدرسه امتناع می ورزند. نمی توانند تنها در یک اطاق بخوابند،از اشخاص مورد دلبستگی خود جدا نمی شوند و حتی در منزل آنها را مثل سایه دنبال می کنند.
این کودکان غالبأ نیاز دارند که تا وقتی به خواب نرفته اند، کسی در کنارشان بماند و در غیر این صورت،به رختخواب والدین یا برادر و خواهرشان می روند و اگر این اجازه به آنها داده نشود، امکان دارد که پشت در اطاق بخوابند. آنها اغلب دچار کابوس هایی می شوند که نشان دهنده ی ترس عمیقشان است.
کودکان مبتلا به اضطراب جدایی غالبأ از حیوانات، غولها و موقعیت هایی که به نظرشان خطرناک جلوه می کند، وحشت دارند و به عنوان مثال، ترسی مفرط از گم شدن، ربوده شدن، مورد تجاوز قرار گرفتن و یا تصادف کردن در آنها مشاهده می شود. هنگامی که امکان یک جدایی را پیش بینی می کنند و یا آنکه یک جدایی به وقوع می پیوندد، اغلب از دل درد، سر درد، حالت تهوع یا استفراغ شکایت می کنند و حتی نشانه هایی مانند تپش قلب، سرگیجه و احساس مدهوش شدن، بخصوص در نوجوانان دیده می شود.
این کودکان زمانی که از افراد مورد دلبستگی خود جدا هستند اغلب می ترسند که خود یا والدینشان دچار سانحه یا مبتلا به بیماری شوند و یا بیم دارند که گم شوند و هرگز پدر و مادرشان را پیدا نکنند، یا آنکه حالت انزوا، غمگینی ، مشکلات تمرکز بر کار و یا بازی را نشان می دهند.
گروهی دیگر از این کودکان، بدون توجه به حوادثی که ممکن است برای خود یا نزدیکانشان رخ دهند در خارج از خانه، احساس دلتنگی می کنند و حتی دچار حالت استیصال و وحشتزدگی می شوند.
ج) “اضطراب تعمیم یافته” در کودک
درباره ی سن دقیق بروز این اختلال، داده های مشخصی در دست نیست، اما مشاهدات بالینی گویای این نکته اند که معمولأ اضطراب تعمیم یافته به تنهایی در کودکان سیزده ساله و بزرگتر دیده می شود، در حالی که قبل از سیزده سالگی ، این اختلال همزمان با اضطراب جدایی وجود

دارد و می تواند تا بزرگسالی به صورت یکی از اختلال های اضطرابی مانند اضطراب تعمیم یافته یا هراس اجتماعی پا بر جا بماند.
اضطراب تعمیم یافته در فرزندان ارشد خانواده، در خانواده های کم جمعیت، در طبقات اجتماعی- اقتصادی مرفه و در خانواده هایی که همواره درباره ی پیشرفت فرزندانشان نگرانند (حتی وقتی نتایج نها خوب یا حتی عالی هستند) فراوانتر است.
این اختلال بر اساس وجود اضطراب مفرط و نگرانی مشخص می شود. کودکی که دچار چنین اضطرابی است، پیوسته درباره ی رویدادهای آینده مانند امتحانات، مشارکت در فعالیت های گروهی نگران است و از خود می پرسد که آیا می تواند از عهده ی آنچه از وی انتظار دارند برآید؟ و حتی درباره ی درست یا نادرست بودن رفتارهای گذشته اش نیز از خود سؤال می کند.
این اضطراب موجب می شود تا کودک وقت زیادی را به طرح پرسش هایی درباره ی زیانها و خطرهای احتمالی اختصاص دهد و درباره ی توانایی هایش در قلمرو های متفاوت، بخصوص در مورد چگونگی قضاوت دیگران در مورد نتایج کارش، به شدت نگران باشد.
نوع نگرانی های این کودکان معمولأ فراتر از سطح تحول آنهاست و به همین دلیل، فزون – رشد یافته به نظر می رسند. کمال جویی که با تردیدهای وسواس آمیز نسبت به خود همراه است، در آنها دیده می شود. در پاره ای از کودکان نیز تبعیت جویی افراطی به منظور دستیابی به تأیید دیگران، مشاهده شده است.
در پاره ای از موارد، تظاهرات جسمانی مانند ناراحتی های امعایی و احشایی ، سر درد،حالت تهوع، سرگیجه و غیره مشاهده می شوند، بدون آنکه هیچ گونه مبنای عضوی داشته باشند. مشکلات خوابیدن، حالت عصبی و تنش دائم نیز با این اختلال همراهند. نگرانی های کودکان بزرگتر معمولأ پیرامون مسائل پذیرفته شدن در گروه اجتماعی و نمرات تحصیلی متمرکز می شوند.
6-3 بحران اضطراب در نوجوانی
بندرت اتفاق می افتد که در خلال فرآیند نوجوانی، بحرانهای اضطراب مشاهده نشوند. گاهی این اضطراب به طور ناگهانی و زمانی به صورت تدریجی ظاهر می شود، گاهی فراگیر است و زمانی به احساس مبهم و پراکنده ای محدود می گردد، گاهی هفته ها طول می کشد و زمانی بالعکس، فقط در خلال چند ساعت پایان می پذیرد، اما صرفنظر از چگونگی بروز، شدت و مدت آن، اضطراب یک احساس بنیادی است که کمتر نوجوانی با آن بیگانه است.

مسلمأ در بسیاری از موارد، بحران اضطراب محدود باقی می ماند، اما می تواند دریچه ای به این یا آن سازمان یافتگی مرضی باشد یا قبل از استقرار رفتارهای نشانه ای دوام دار ظاهر شود.می توان در خلال نوجوانی، سه شیوه ی بیان اضطراب را متمایز کرد:
1 تحریک بدنی پراکنده که بر اساس تظاهرات بدنی متعدد نمایان می شود.
2 اضطراب روانی فراگیر که علامت مشخصه ی آن، ترس مفرطی است که زندگی روانی را

فرا می گیرد و هراس های ابتدایی، نمونه ای از آن محسوب می شوند.
3 اضطراب به منزله ی “علامت محرک – نشانه” که در آن “من” در مقابل یک خطر بالقوه اضطراب را بر می انگیزد(نظریه دوم فروید درباره ی اضطراب).
به هنگام بحران اضطراب یا بروز اضطراب های دوام دار – یعنی حالاتی که با احساس خطر قریب الوقوعی که دارای موضوع معینی نیست و با احساس از هم پاشیدگی و حتی واقعیت زدایی همراهند – نوجوان بی پناه و درمانده است و نمی تواند علتی برای این حالت عاطفی خود بیابد. با این حال وقتی این وهله های اضطرابی تکرار می شوند یا پا برجا می مانند، نوجوان در تبیین آنها کوشش می کند ، تبیین هایی که در اغلب موارد بر ترس هایی که در مورد وضعیت جسمانی خود دارد متمرکزند.
اختلال اضطراب جدایی می تواند در خلال نوجوانی پایدار بماند و اضطراب تعمیم یافته نیز همزمان با اضطراب جدایی یا به تنهایی در نوجوانان دیده می شود.
نوجوانان و بخصوص پسرانی که به اختلال اضطراب جدایی مبتلا هستند،ممکن است نیاز مفرط خود را به مادر و یا تمایل به بودن با او را انکار کنند، اما رفتارشان نشان دهنده ی اضطراب جدایی است، بدین معنا که ناتوانی یا اکراه خود را از ترک منزل یا والدین نشان می دهند و فقط در موقعیت هایی که مستلزم جدایی نیستند، احساس راحتی می کنند.
7ضوابط تشخیصی اضطراب جدایی و اضطراب تعمیم یافته بر اساس DSM IV
در چهارمین مجموعه ی تشخیص و آماری بیماری های روانی (DSM IV) فقط اختلال اضطراب جدایی در قلمرو بیماری هایی که در خلال تحول بروز می کنند، قرار گرفته است و برای تقلیل حشو و زواید مواد 8 و9 نیز در یکدیگر ادغام شده اند.
به منظور منطبق شدن ضوابط تشخیصی این مجموعه با ضوابط تشخیصی 10 ICD در قلمرو تحقیق، طول مدت لازم برای تشخیص این اختلال از دو هفته به چهار هفته افزایش یافته است. درDSM IV “اختلال فزون- مضطربی” دوره ی کودکی (DSM III R) حذف شده و ضوابط آن در چهارچوب اضطراب تعمیم یافته ی دوره ی بزرگسالی گنجانده شده اند.
برخلاف DSM III R که ضابطه ی الف را بر اساس “نگرانی غیر واقع نگر” متمایز می کرد اینک این ضابطه مستلزم وجود اضطراب مفرط و نگرانی است. یک ضابطه که بر اساس آن، فرد باید مهار کردن نگرانی خود را مشکل بداند، افزوده شده است و بر مبنای تحلیل مجدد داده ها، ضابطه ی ج در حال حاضر فقط دارای شش ماده است که سادگی، اعتبار و انسجام بیشتری را نسبت به مجموعه ی 18 ماده ای DSM III R تضمین می کند.
7-1 ضوابط تشخیصی اختلال اضطراب جدایی بر اساس DSM IV
الف) اضطراب مفرط و نامتناوب و نامتناسب با سطح تحول در رابطه با جدایی از منزل یا از کسانی که فرد به آنها دلبسته است و بر اساس سه نشانه (یا بیشتر) از نشانه های زیر مشخص

می شود:
1 ناراحتی مفرط و پابرجا، هنگامی که جدایی از منزل یا اشخاصی که کودک به آنها دلبسته است، به وقوع می پیوندد و یا پیش بینی می شود.
2 نگرانی مفرط و پابر جا، درباره ی احتمال بروز خطر قریب الوقوع و یا از دست دادن اشخاصی که کودک به طور عمده به آنها دلبسته است.
3 نگرانی مفرط و پابرجا درباره ی وقوع یک رویداد ناگهانی که فرد را از کسانی که به طور عمده به آنها دلبسته است، جدا کند (مثل گم شدن یا ربوده شدن).
4مقاومت پی گیر یا امتناع از رفتن به مدرسه یا جایی دیگر به خاطر ترس از جدایی.
5مقاومت یا ترس پابرجا و مفرط از تنها ماندن یا ماندن در منزل بدون افرادی که کودک به آنها دلبسته است یا بدون حضور بزرگسالانی که در چهار چوبهای دیگر برای وی معنادار هستند.
6 مقاومت پی گیر و یا امتناع از خوابیدن بدون حضور فردی که کودک به طور عمده به وی دلبسته است یا خوابیدن خارج از منزل.
7کابوس های مکرر مبتنی بر موضوع جدایی.
8شکایت های مکرر از نشانه های جسمانی (مثل سردرد،دل درد، حالت تهوع یا استفراغ) به هنگام پیشاپیش گری نسبت به وقوع جدایی و یا جدایی از فردی که به طور عمده موضوع دلبستگی است.
ب) مدت اختلال حداقل چهار هفته.
ج)بروز اختلال قبل از هجده سالگی است.
د)اختلال به ایجاد نارساییها یا ضایعاتی در قلمرو کنش وری اجتماعی، تحصیلی(حرفه ای) یا زمینه های مهم دیگر منجر می شود.
ه) اختلال تنها در خلال فرآیند اختلال فراگیر تحولی، روان گسیختگی یا اختلال روان گسسته دیگری بروز نمی کند و در نوجوانان و بزرگسالان با ضوابط اختلال و وحشتزدگی توأم با وسعت هراسی مطابقت نمی نماید.
تذکر : بروز زودرس اختلال (قبل از شش سالگی) تصریح شود.

اختلال های افسردگی و آشفتگی – افسردگی
1نکات کلی
در زندگی همه ما روزهایی وجود دارند که همه چیز را سیاه می بینیم، هیچ چیز شادی ما را بر نمی انگیزد و هیچ امیدی به موفقیت نداریم. بد خلق و غمگین هستیم ، احساس تنهایی، خلأ، ناامیدی و گنهکاری بر ما چیره می شود و اضطراب ما را فرا می گیرد; .
همه ی ما با چنین حالتها و احساس هایی که اغلب پس از شکست ها یا فقدان ها و یا ش و کم مقابله می کنیم. اما آنچه موجب می شود تا چنین احساسهایی به صورت اختلال های روانی درآیند، نوع و تعداد نشانه ها، شدت و طول مدت و همچنین حدی است که به جریان بهنجار زندگی روزمره آسیب می رسانند. در قلمرو زندگی بهنجار و در زمینه ی تجربه ی آسیب شناختی، این احساس ها و شیوه ی دریافت آنها را با مفهوم “افسردگی” مرتبط ساخته اند.
از زمانی که بقراط نخستین نظریه ی علت شناختی افسردگی را با عنوان عارضه ی سودا ارائه کرد، فرضیه های متعددی درباره ی مبنای افسردگی مطرح شده اند و کوشش های فراوانی برای درمانگری آن، انجام گرفته اند.
معادل اصطلاح سودا در زبان یونانی، اصطلا مالیخولیا ست که امروزه نوع خاصی از افسردگی را مشخص می کند. به رغم پایدار ماندن مفهوم مالیخولیا در خلال قرون، همواره معانی مبهم و متفاوتی به آن نسبت داده شده است که با معنای کنونی مالیخولیا که عبارت است از اختلال عمیق خلقی و بر اساس غمگینی مرضی مشخص می شود، متفاوت بوده است.
در قرن نوزدهم، مؤلفان در گروه هذیانهایی که “تک جنونی” نامیده می شدند، “هذیان جزیی غمگینی” یا “مالیخولیای هذیانی” را متمایز کردند. در وهله ی بعد، مفاهیم جنون ادواری (فالره) و جنون دو شکلی (بایارژه) به منظور متمایز کردن افسردگی های راجعه که در تناوب با حالات شادی نا آرام بودند، ظاهر شدند و سپس بیماری اخیر توسط کرپلین، “روان گسستگی آشفتگی- افسردگی” نامیده شد. اما حالت افسردگی این روان گسستگی ، انواع دیگر افسردگی ها را پوشش نمی دهد و فقط می توان آن را به عنوان یک زیر- گروه افسردگی ها در نظر گرفت، بنابراین باید گفت که اصطلاح افسردگی از چنین چهارچوبی فراتر می رود و وهله ی غمگینی و کاهش تنود روانی که رفتار و زندگی فرد را زیر تأثیر می گیرد، متمایز می کند.
گر چه غمگینی معادل افسردگی نیست اما بی تردید، افسردگی شامل حالت غمگینی است که بر زندگی روزمره ،فعلیت، ارزشیابی خود، قضاوت و کنش های ابتدایی مانند خواب و اشتها اثر می گذارد. غمگینی می تواند واکنشی نسبت به یک رویداد رنج آور باشد و هنگامی مرضی محسوب می شود که از لحاظ شدت و طول مدت، با در نظر گرفتن، اهمیت این رویداد، جنبه ی افراطی پیدا کند و بخصوص وقتی بدون علت موجه، در چهارچوب افسردگی قرار می گیرد و وجود عوامل آمادگی و آسیب پذیری فردی را القا می کند. این عوامل می توانند ژنتیکی، روان شناختی، زیست شناختی یا محیطی باشند و در اغلب موارد با در هم تنیدگی آنها مواجه هستیم.
اصطلاح افسردگی در کودک و بزرگسال دارای معنای مشابهی نیست. افسردگی کودکانه نیز محتوای مشابهی ندارد و بر حسب سنین مختلف، نشان دهنده ی تجربه های متفاوتی است : در حالی که پاره ای از مؤلفان افسردگی را به منزله ی وهله ی بهنجاری از تحول دانسته اند، پاره ای دیگر، آن را به عنوان پدیده ای مرضی تلقی کرده اند و گروهی نیز اعتقادی به واقعیت بالین

ی آن نداشته اند. نکته ای که بر اساس برسی فرآیند تحول مفهوم افسردگی در کودک آشکار می شود این است که حتی پیش از بازشناسی و پذیرش واقعیت بالینی این مفهوم، نظریه های متعددی درباره ی آن ارائه شده اند و در نتیجه با کمیابی وافر جدول بالینی، حداقل به شکلی که برای بزرگسالان تدارک می شود، و فراوانی چشمگیر مرجع های نظری در این قلمرو مواجه هستیم. بدین ترتیب، به رغم آن که در حال حاضر، مفهوم افسردگی در کودک پذیرفته شده است اما معنا و نشانه شناسی آن از دیدگاه مؤلفان مختلف بسیار متفاوت است و حتی در مورد مسأله ساده ای مانند دئرجه ی فراوانی افسردگی، اختلاف نظرهای گسترده ای وجود دارد.
در خلال این فصل کوشش خواهیم کردتا با در نظر گرفتن دیدگاه های مختلف دلایل عدم تجانس چهارچوب بالینی را ارائه دهیم.
2 تعریف افسردگی
ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، طبقه بندی آن باز هم مشکل تر است و پیشنهاد طرحی علت شناختی که بتواند مورد پذیرش همه ی متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیر ممکن به نظر می رسد. در سطوری که در پی می آیند به برخی از تعاریف عمده ی افسردگی اشاره می کنیم :
– در معنای محدود پزشکی ، افسردگی به منزله ی یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است.
– در سطح معمول بالینی، افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه ی خلق افسرده است و بر اساس بیان بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالت های بر انگیختگی نشان داده می شود.
– افت گذرا یا دوام تنود عصبی- روانی که به صورت یک مؤلفه ی بدنی (سردردها، خستگی پذیری، بی اشتهایی، بی خوابی، یبوست، کاهش فشارخون و جز آن) و یک مؤلفه روانی (احساس به پایان رسیدن نیرو، کهتری، ناتوانمندی، غمگینی و جز آن) نمایان می شود.
– سقوط غیر قابل توجیه تنود حیاتی : این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار می شود، در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است،متجلی می شود.
– حالت روانی ناخوش که با دلزدگی، یأس و خستگی پذیری مشخص می شود و در بیشتر مواقع با اضطرابی کم و بیش شدید همراه است.
در یک جمع بندی کلی متوجه می شویم که مفهوم افسردگی به سه گونه ی متفاوت به کار رفته است :
– به منظور مشخص کردن احساس های بهنجار غمگینی، یأس،ناامیدی و جز آن، و بروز آن ها به عنوان نشانه ی یک اختلال؛
– به منظور توصیف اختصاری یک نشانگان که شامل نشانه های عاطفی، شناختی، حرکتی، فیزیولوژیکی و غدد مترشحه است؛
– برای مشخص کردن اختلال های افسرده وار در چهارچوب اختلال های روانی که دارای پاره ای از علل و گونه ای از تحول هستند و به پاره ای از درمانگری ها پاسخ می دهند.

آشکارا مشاهده می شود که تعریف های مختلف افسردگی به نشانه های بسیار متنوعی اشاره دارند که می توانند به گونه های مختلف با یکدیگر ترکیب شوند و گاهی بازشناسی افسردگی از خلال این ترکیب ها بسیار مشکل است،بخصوص اگر جنبه ی پنهان داشته باشد و یا جلوه های بدنی به خود گیرد. اما به هر حال می توان این نکته را پذیرفت که افسردگی در عین حال با نشانه های روانی و جسمانی همراه است و نشانه های جسمانی گاهی چنان بر جدول بالینی سایه می افکنند که مانع بازشناسی افسردگی می شوند. برای آن که بتوانیم تصور درستی از این نشانه شناسی متنوع داشته باشیم مهمترین آنها را در جدول 12-1 (اقتباس از هوبر، 1993) ارائه می دهیم.

جدول شماره 12-1 :فهرست نشانه های جدول های بالینی افسردگی
رفتار، حرکت
شکل ظاهری جنبه ی هیجانی جنبه ی روان شناختی نباتی جنبه ی خیالبافی
شناختی جنبه ی انگیزشی
حالت وضعی:
بدون نیرو، خمیده، بدونتنش، کندی حرکات، ناآرامی، اضطراب عصبی، مالیدن دست ها به یکدیگر
حالت چهره:
غمگین، نگران، آویزان بودن گوشه های دهان، چین های عمیق، بی حالتی یا متغیر و تنیده بودن چهره
شیوه حرف زدن:
آهسته، یکنواخت، کند
کاهش عمومی فعالیت:
تا حد بهت زدگی، تغییرات اندک در سطح فعالیت، کاهش طیف عمل، وجود مشکلات در حل مسائل زندگی روزمره.

احساس کوفتگی، ناتوانی، غمگینی، ناامیدی، فقدان، رهاشدگی، تنهایی، گنهکاری، خشم، اضطراب و نگرانی، بی احساسی یا احساس فاصله در برابر جهان پیرامونی نا آرامیدرونی، تحریک پذیری، تنش، برانگیختگی، گریه، خستگی، ضعف، اختلال های خواب ، تغییر پذیری احساس آرامش در خلال روز، حساسیت نسبت به تغییرات جوی، کاهش اشتها و وزن، کاهش لیبیدو، دردها و ناراحتی های نباتی (سنگینی سر، دردهای معدی، اختلال های هضمی).هنگام تشخیص باید به فشار خون، گلیسمی، کمبود آهن و کمبود یا افزایش سروتونین و آدرنالین توجه شود. بازخوردهای مفی نسبت به خود(شخص خود، استعدادها و ظاهر خود) و نسبت به آینده (مثل تصور یک راه بن بست، یک آینده ی تاریک) ، بدبینی و انتقاد دائم از خود، عدم اطمینان نسبت به خود، خود بیمار پنداری، فقدان تخیل، کندی فکر،مشکلات تمرکز، نشخوار فکری ادواری، انتظار تنبیه و فاجعه، افکار هذیانی مانند ارتکاب گناه، بی کفایتی، مسکینی، سطح خواسته های نامنعطف، افکار منفی درباره ی زندگی بی نتیجه و بی هدف، افکار انتحاری. انتظار شکست، کناره گیری و اجتناب از مسئولیت های خود، احساس فقدان کنترل و ناتوانی، احساس فزونی خواسته های دیگران، فقدان تمایل به پیشرفت، کناره گیری تا حد انتحاری یا افزایش وابستگی به دیگران.

3شکل گیری افسردگی در جریان تحول
نشانه شناسی افسردگی در خلال تحول متغیر است. این تغییر پذیری از یک سو به عوامل تحول وابسته است و از سوی دیگر، بر ناهمگرایی های گسترده ی دیدگاه های متخصصان.
در سطوری که در پی می آیند به بررسی این نشانه شناسی بر اساس دو محورتوصیفی و زمانی خواهیم پرداخت.
3-1 افسردگی های دوره ی اول کودکی
الف) نکات کلی
کشف “افسردگی اتکایی” در نوزاد از دو زاویه، یکی از برهه های مهم تاریخ روان پزشکی و روان شناسی مرضی محسوب می شود. این مفهوم همراه با توصیف مفهوم “در خود ماندگی” زودرس از سویی به استحکام مبانی روانپزشکی کودک که تا آن زمان بسیار سست و شکننده بود منتهی شد و قلمرو مشاهدات بالینی و درمانگری های خاص و گسترده ای را در برابر آن گشود و از سوی دیگر، بر اساس برانگیختن پرسش هایی مانند چگونگی روابط مفهوم افسردگی اتکایی با حالات افسردگی که بعدها و بخصوص در خلال بزرگسالی متجلی می شوند، به منزله ی یکی از مفاهیم بنیادی آسیب شناسی روانی به معنای اعم، قلمداد گشت. و از این زاویه، می توان گفت که بین ماههای نخستین زندگی و جریان بعدی آن، پیوندی را به وجود آورد.
از زمان اشپتز تا کنون، شناخت ما از حالت های افسرده وار نوزاد،بخصوص در زمینه ی شکل های پنهان یا فاقد صراحت کافی و همچنین شرایط علت شناختی آنها مانند تأثیر افسردگی های مادرانه، پیشرفت های شایانی کرده است.
ب) افسردگی نوزاد به منزله ی یک واقعیت شایع بالینی
گر چه افسردگی های پنهان یا فاقد صراحت کافی آشکارا فراوانترند با این حال باید بر این نکته تأکید شود که افسردگی اتکایی، آنچنان که به طور معمول پنداشته می شود، در چهارچوب بالینی نادر نیست.
1 افسردگی اتکایی
جدول بالینی افسردگی اتکایی نوزاد که توسط اشپتز توصیف شده است از زاویه ی نشانه شناسی صریح، شرایط بروز آن در نوزاد 6 تا 18 ماهه ای که ناگهان از مادرش جدا می شود و همچنین از زاویه ی فرآیند تحول اختلال، بی تردید دقیق ترین چهارچوب تشخیصی را فراهم آورده است. با این حال باید متذکر شد که آنا فرویدو برلینگهام (به نقل از مازه،1988) نیز بر اساس مشاهدات خود در خلال آخرین جنگ بین الملل در شیرخوارگاه ها مستد، بر شدت واکنش های ناامیدانه ی کودکان خردسالی که در جریان بمباران های شهر لندن از مادران خود جدا شده بودند، تأکید فراوان داشته اند.
مع هذا آنچه به گونه ای بسیار جالب توسط اشپیتز توصیف شده، در واقع حالتی است که “مشابه جدول بالینی افسردگی بزرگسالان است”. به عبارت دیگر با یک حالت خمودگی گسترده همراه با امتناع از تماس یا بی تفاوتی نسبت به اطرافیان مواجه هستیم که بتدریج چند هفته پس از یک وهله ی ناله و زاری، در آویختن و چسبیدن به بزرگسال و سپس اعتراض و فریاد بروز می کند. روان

بی اشتهایی همراه با کاهش وزن و بی خوابی نیز مشخص کننده این جدول بالینی است که اشپتز در چهارچوب آن، چند نکته ی اصلی مانند توقف تحول، واپس روی اکتساب های حرکتی و عقلی، و حساسیت مفرط نسبت به عفونت ها را نیز قرار می دهد.
نکته ی مهم این است که این داده ها از مشاهدات اشپتز درباره ی نوزادانی به دست آمده اند که در شیرخوارگاهی وابسته به یک مؤسسه اصلاح و تربیت زنان جوان بزهکاربه سر می بردند. این

نوزادان که سن آنها بیش از شش ماه بوده است، حداقل، “پس از شش ماه روابط خوب با مادر” از حضور وی محروم شده و نتوانسته بودند “در جانشین های مادرانه ای که به آنها عرضه شده بود، به روابطی که برایشان رضایت بخش باشد” دست یابند. بنابراین با یک حالت “محرومیت مادرانه” یعنی حالتی واکنشی که ناشی از فقدان رابطه با مادر و از دست دادن وی به منزله ی یک “تکیه گاه” است، مواجه هستیم و از اینجاست که اشپتز اصطلاح افسردگی اتکایی را برای توصیف این حالت ابداع کرده است.
اگر قبل از یک دوره ی بحرانی که بین پایان ماه سوم و ماه پنجم جدایی قرار دارد، مادر به کودک بازگردانده شود و یا امکان دستیابی به جانشینی قابل قبول برای کودک فراهم آید، افسردگی به سرعت از بین می رود، البته کودک نسبت به جدایی های احتمالی بعدی حساس تر خواهد شد. در غیر این صورت یک حالت رنجوری بیش از پیش مضطرب کننده در سطح جسمانی (همراه با مرگ احتمالی بخصوص به دلایل عفونی) و در سطح روانی (تشدید تأخیر روانی- حرکتی، بی حالی و سستی ) گسترش می یابد که عواقب جبران ناپذیری را در پی دارد. این حالت با آنچه اشپتز با اصطلاح “بیمارستان زدگی” مشخص می کند، مطابقت می کند.
2تصریح های جدید در قلمرو نشانه شناسی افسردگی زودرس
گر چه توصیف ها سنتی که در سطور پیشین مطرح شدند هنوز ارزش خود را حفظ کرده اند اما در دهه های اخیر، مؤلفان توانسته اند بر اساس توصیف گونه های بالینی دیگر، به نشانه شناسی افسردگی زودرس ظرافت و غنای بیشتری بخشد.
شیوه های بیان نشانه شناختی می توانند به صورت اختلال های رفتار غذایی و بویژه روان بی اشتهایی و نشخوارگری، توقف رشد، تأخیر تحول روانی-حرکتی و همچنین بروز رفتارهایی که با عادات پیشین نوزاد متفاوتند آشکار شوند و تنها با یک ارزشیابی عمیق بالینی، بخصوص در قلمرو شکل های پنهان یا فاقد صراحت کافی، می توان عناصر سه گانه ی نشانگان افسرده وار نوزاد را بازیافت :

• بی حالتی خلقی
بی حالتی خلقی نوعی حالت بی تفاوتی خاموش در رفتار قبل از بروز بحران ،معمولأ شاهد افزایش تدریجی اضطراب و بروز “دفاع هایی” بدون شکایت یا زاری است. این نوع افسردگی نوزاد به صورت یک بی خلقی کلی است که در آن آشکارا شاهد غلبه ی حالت بی تفاوتی بر حالت غمزدگی و درماندگی – حالت هایی که در آغاز قطع رابطه ی عاطفی متجلی می شوند- هستیم.
• سکون حرکتی
کندی افسرده وار که همواره به درجات متفاوت وجود دارد قبل از بروز بحران ،معمولأ شاهد افزایش تدریجی اضطراب و بروز “دفاع هایی” رفتار یکنواختی را ایجاد می کند که با تنوع و تحرک رفتار نوزاد بهنجار متضاد است و بر اساس بی حالتی چهره، وقفه ی تحرک بدنی، کاهش نوآوری های روانی – حرکتی و تضعیف پاسخ حرکتی نسبت به محرک ها و خواسته های برونی متمایز می شود. و افزون بر این نشانه ها، با گرایش به تکرار که در سطح نخست نشانه شناسی افسرده وار قرار دارد، مواجه می شویم.
• فقر تعاملی- کناره گیری

مشاهده ی نوزاد افسرده در موقعیت تعاملی، سقوط و نزول ابتکارها و پاسخ به محرک های محیط آشکار می کند. بررسی فیلم هایی که چگونگی تعامل نوزاد افسرده را نشان می دهند و مقایسه ی شیوه های ارتباطی وی در وهله ی افسردگی با وهله های قبل و بعد از بروز اختلال، بوضوح نارسایی های ارتباطی در وهله ی افسردگی را برجسته می سازند.
افزایش سردرگمی و یأس اطرافیان در برابر بی تفاوتی نوزاد نیز به تشدید واکنش های وی می انجامد. جدا از دگرگونیهایی که در سطح مبادله های بدنی و یا صوتی کودک افسرده ایجاد می شوند، تغییرات بسیار مهمی نیز در سطح نگاه رخ می دهند : نگاه این کودکان ، سرد، خشک و ثابت است، هنگامی که بزرگسال به آنها نزدیک می شود و یا آنها را در آغوش می گیرد سر خود را بر می گردانند و از تماس چشمی اجتناب می کنند و حالت “مراقبت” ظاهری با کندی حرکتی و بدنی آنها متناقض است.
3 افسردگی های ناشی از محرومیت های جزیی و افسردگی مادرانه
در سطوری که در پی می آیند به موقعیت های بالینی دیگری که به وجود آورنده ی افسردگی زودرس هستند، اشاره خواهیم کرد.

• افسردگی های ناشی از محرومیت های جزیی و افسردگی مادرانه
نخست باید بر این نکته تأکید کرد که پاره ای از افسردگی های زودرس در شرایطی متجلی می شوند که با شرایط بروز افسردگی اتکایی متفاوت است. بدین معنا که گاهی بدون وقوع جدایی بین مادر و نوزاد، کودک با محرومیت مادرانه مواجه می شود که می تواند ناشی از در اختیار نبودن مادر به دلایل متفاوت باشد:مانند از سر گیری فعالیت حرفه ای، مشکلات خانوادگی و یا کاهش سرمایه گذاری مادر بر نوزاد، محرومیت هایی که می توانند به بروز حالت افسردگی در وی منجر شوند.
تأثیر افسردگی مادر در بروز حالت افسردگی در کودک خردسال نیز عامل مهم دیگری است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اما افسردگی مادر را نمی توان فقط به افسردگی هایی که دارای نشانه های بالینی آشکارند محدود کرد بلکه باید گفت که افسردگی های واکنشی (مانند افسردگی به علت مرگ یکی از نزدیکان یا قطع یک رابطه ی عاطفی معنادار) ، افسردگی های ناشی از تولد یک نوزاد معلول و جز آن نیز می توانند به ایجاد کمبود، فقدان، غمزدگی، کاهش تدریجی تماس و فعل پذیری کودک خردسال منجر شوند.
پژوهش های متعددی چگونگی تعامل بین مادر افسرده و نوزاد را بررسی کرده اند. پاره ای ا

ز پژوهشگران، مسأله را از دیدگاه تجربی مورد نظر قرار داده اند و بر جنبه های رفتاری این تعامل ها متمرکز شده اند. پاره ای دیگر از محققان، تعامل های مادر افسرده و فرزند وی را بر اساس مشاهداتشان در چهارچوب بالینی، توصیف کرده اند. اما به رغم روش های پژوهشی متفاوتی که در این تحقیقات به کار رفته اند، می توان سه روی آورد کلی را متمایز کرد:
– بررسی توصیفی فرزندان والدین افسرده؛
– بررسی مقایسه ای فرزندان والدین افسرده و فرزندان والدینی که از سلامت روانی برخوردار بوده اند؛
– و بررسی تحول کودکانی که مادران آنها در جریان بارداری یا بلافاصله پس از وضع حمل، دچار افسردگی شده اند.
بررسی های گروه نخست، به طور عمده بر مطالعه ی فرزندان والدینی که دچار “اختلال آشفتگی- افسردگی” بوده اند متمرکز است. آنچه از مجموعه ی این تحقیقات حاصل شده این است که اختلال افسردگی یا حالتهایی که می توانند به منزله ی معادل های افسرده وار تلقی شوند، با فراوانی چشمگیری در فرزندان این بیماران مشاهده می شوند. بی تردید تفسیر این نتایج مشکل است، زیرا باید هم سهم تعیین کننده های ژنتیک در اختلال آشفتگی- افسردگی و هم سهم دگرگونی هایی که بر اساس این بیماری در محیط خانوادگی ایجاد می شوند، مورد نظر قرار گیرند.
تحقیقات گروه دوم یعنی تحقیقاتی که وضعیت روانی فرزندان والدین افسرده و فرزندان والدینی را که از سلامت روانی برخوردارند، مقایسه کرده اند، به طیف وسیعی از اختلال های روانی در کودکان گروه نخست، دست یافته اند :
– اختلال های تحول شناختی (کوهلر، 1977)؛
– اختلال های سازشی (که لر، 1986)؛
– اختلال های رفتاری (راتر و دیگران، 1984، کوپر،1977)؛
– اختلال هایی که بیشتر جنبه ی مرضی دارند مانند افسردگی، اضطراب و جز آن (وایسمن،1984، که لر،1986).
به رغم احتیاط هایی که در مقایسه ی این تحقیقات بسیار متفاوت باید رعایت شوند، می توان به تجانس گسترده ی نتایج آنها اشاره کرد : اختلال های روانی (صرفنظر از ماهیت بیماری) در فرزندان والدین افسرده به طور معناداری بیشتر است و چنین کودکانی، گروهی را تشکیل می دهند که در معرض خطر ابتلا به اختلالهای روانی قرار دارند.
گروه سوم پژوهش ها به بررسی چگونگی تحول(در خلال چندین سال) نوزادانی پرداخته است که مادران آنها در جریان بارداری یا پس از آن دچار افسردگی شده اند. از مجموعه ی این پژوهش ها (قدسیان،1984؛ ول کایند،1980 و دیگران) می توان نکات زیر را استخراج کرد :
– افسردگی مادر در بروز اختلال های رفتاری کودک مؤثر است.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه مقاله تجزیه و تحلیل سیستم کارگزینی و حسابداری شرکت روغن نباتی لادن با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله تجزیه و تحلیل سیستم کارگزینی و حسابداری شرکت روغن نباتی لادن با word دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله تجزیه و تحلیل سیستم کارگزینی و حسابداری شرکت روغن نباتی لادن با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله تجزیه و تحلیل سیستم کارگزینی و حسابداری شرکت روغن نباتی لادن با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله تجزیه و تحلیل سیستم کارگزینی و حسابداری شرکت روغن نباتی لادن با word :

تجزیه و تحلیل سیستم کارگزینی و حسابداری شرکت روغن نباتی لادن

فصل اول : مقدمه
1-2-مقدمه :
تهیه مستندات برای هر اقدامی در همه زمینه ها همواره مفید بوده است . در زمینه تهیه یک سیستم نیز نباید همه چیز در قلب و یاد تهیه کننده باقیمانده و در نهایت در آنجا به فراموشی سپرده شود .سیستمی که دارای مستندات صحیح و اصولی باشد همواره نفرات دیگر با مطالعه مختصر می توانند براحتی ادامه دهنده کار نفر قبل باشند .

و اما در ارتباط با این مستندات لازم است بیان نمایم که بر اساس اطلاع یکی از دوستان در شرکت «لادن» که کار حسابداری آنان بطور دستی انجام می شد و مشکلاتی در این زمینه نیز داشتند تصمیم گرفتیم که به اتفاق موضوع را بررسی و در صورت امکان نسبت به تهیه سیستم مورد نیاز آنان اقدام نمائیم . لذا پس از چند تماس تلفنی و هماهنگی لازم مراجعات متعددی به شرکت مزبور داشته و در نهایت اقدام به تهیه سیستم بشکلی که در صفحات آتی نوشته و شرح داده شده است نمودیم .

فصل دوم : شناخت سیستم موجود
2-1-قبل از محاسبه
ما در تاریخ 14/8/84 به کارخانه روغن نباتی لادن رفتیم. البته با هماهنگی قبلی که توسط یک آشنا انجام شده بود ما به آنجا رفتیم. البته قبل از مصاحبه ما با صحبت کردن با کارکنان شرکت سعی کردیم با خصوصیات اخلاقی مدیریت محترم آشنا شویم و همچنین سؤالاتی که مد نظر ما بود را طرح کردیم و سعی کردیم در طراحی سؤالات از سؤالاتی استفاده کنیم که ما را به هدف برساند تا جایی که توانستیم سعی کردیم از سؤالاتی که مربوط به ما نمی شود خودداری کنیم که مبادا مدیریت در هنگام مصاحبه از ما رنجوده خاطر شود.در هنگام مصاحبه ما با ظاهر آراسته و با خواندن

سؤالات از قبل آماده شده به شرکت رفتیم و سؤالات را طبق اصول مصاحبه از سؤالات اسان شروع کردیم و سعی کردیم جناب آقای رئیس را خسته نکنیم. ایشان تا جایی که سعی داشت یا به طور ناخداگاه مصاحبه را از آنچه را که هدف بود با سؤالات خود در مقابل سؤالات ما دور می ساخت و دیگر مشکلات شرکت را جهت مکانیزه کردن با ما طرح سعی کردیم طبق گفتار استاد

تمام مراحل مصاحبه را یادداشت برداری و ضبط کنیم که مبادا بعداً دچار مشکل شویم.

2-2-بعد از مصاحبه
بعد از انجام مصاحبه و بدست آوردن پاسخ سؤالات خود را با دوستان به گفتگو نشستیم و انتظارات شرکت را در مکانیزه کردن آن و توانایی خود مورد بررسی قرار دادیم. که آیا می توانیم انتظارات شرکت را برطرف کنیم که ما موفق به انجام این کار شدیم و طبق اصول مکانیزیون شروع به کار کردیم و بعد از اخذ قرار داد و گرفتن قسمتی از مبلغ قرارداد شروع به کار کردیم.

2-3-شرح و وضعیت سیستم موجود :
سیستم موجود شرکت همانگونه که بیان شد یک سیستم دستی بود که با مشکلات زیادی مواجه بود . تعداد نفرات نسبتاً زیاد و اشتباهات متعدد که بعضاً برای پیدا کردن و رفع یک مشکل روزها وقت صرف می شد این مشکلات از ناخوانا بودن اعداد نوشته شده توسط کارمندان گرفته تا گزارشات غلط و نامنظم ادامه داشت .

2-4-شرح فعالیت افراد و امکانات موجود :
بخش مالی شرکت سه اتاق داشت شامل یک نفر رئیس امور مالی یک نفر رئیس حسابداری و 6 نفر کارمند حسابداری بود که همواره کارهای آنان عقب افتاده بود و به روایت یکی از همان کارمندان روزهای آخر تیرماه که می بایست حسابهای سال قبل بسته شود چیزی شبیه روزها و شبهای خاصی است که مرخصی ها لغو و تا دیروقت کارمندان مشغول کار بودند و حتی فرصت حمام رفتن و خواب و استراحت را هم نداشتند .

2-5-مشکلات و نیازمندیهای سیستم موجود :
فکر می کنم تنها قسمتی که راجع به آن هرچه گفته شود کم است این قسمت می باشد ولی اگر بخواهیم جمع بندی کنیم مشکلات شامل موارد زیر می باشند :
الف-نامرتب بودن و عدم اطمینان از صحت محاسبات و اسناد و مدارک مالی .
ب-بکارگیری انرژی نیروی کار و هزینه زیاد برای پرسنل مالی

ج-برخوردهای نامطلوب که بین مسئولین شرکت و کارکنان مالی غالباً پیش می آمد و همواره روحیه پرسنل بدلیل اشکالات متعدد و عقب بودن کارها و فعالیت بیش از حد آنان بد و نامطلوب بود .
د-عقب بودن کارهای جاری و ملزم نبودن کارمندان به رعایت برخی از اصول و قواعد کاری

فصل سوم : امکان سنجی
3-1-راه حل و چگونگی روش پیشنهادی :
پیشنهاد کننده تهیه نرم افزار رئیس امور مالی بود که به تایید مدیر عامل شرکت نیز رسیده بود و کار بررسیهای اولیه از آبان سال 84 آغاز گردید و پس از انجام مرحله شناخت سیستم موجود که حدود یک ماه طول کشید (و طی 8 جلسه مراجعه به شرکت) گزارش به مدیریت شرکت ارائه نمودیم و در آن راه حل و روش پیشنهادی ما طراحی و تهیه یک نرم افزار و تبعیت شرکت از گردش کار مورد نیاز سیستم بود . در سیستم پیشنهادی ما که خیلی ساده نیز در نظر گرفته شده بود

موظف بودند اسناد مالی را مرتب و پشت سرهم وارد سیستم نمائید و گزارشات تفصیلی ، معین و کل را خود سیستم چاپ می نمود . اشکالات اسناد باید بموقع برطرف می گردید تا بتوانند سند بعدی را وارد کامپیوتر نمایند و همچنین دیگر نیاز به نوشتن دفاتر کل و معین نداشتند .

3-2-معایب و محاسن سیستم جدید :
سیستم جدید محاسن متعددی داشت و یا به روایتی دیگر کلیه مشکلات مورد نظر آنان را پاسخگو بود ولی معایبی هم داشت که مثلاً کارکنان موظف می شدند آموزشهایی در زمینه کارکردن با سیستم جدید پیدا نمایند و از طرفی تعدادی نیز بیکار می شدند که در گفتگویی که با مدیریت شرکت بعمل آمد هماهنگ شد در پایان یک دوره آموزش کامپیوتر و نحوه کار با سیستم برای پرسنل گذاشته شوند و کسانی که تمایل ندارند در بخش دیگری از شرکت که شدیداً با کمبود پرسنل مواجه بودند بکار گرفته شوند . همچنین ضرورت داشت که کارها قانونمند انجام گردد .

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل و طراحی
4-1-شرح و مشخصات سیستم پیشنهادی
سیستم پیشنهادی ما که شرح کامل و مفصل آن در صفحات بعدی آمده است یک سیستم مکانیزه خواهد بود که ضرورت دارد اسناد حسابداری توسط آن به کامپیوتر داده شود و در نهایت گردشی و تراز حسابها توسط سیستم گرفته شده و ارائه گردد و در صورت نیاز کاربر گردش و تراز بر روی چاپگر نیز چاپ گردد جزئیات و چگونگی این سیستم و همچنین روش پیاده سازی آن در صفحات بعدی به تفصیل بیان شده است .

4-2-توضیح نمودار CPM
در نمودار CPM همان طور که مشاهده می کنید هیچ گونه مسیر بحرانی وجود ندارد و کار آسانی را در پیش گرفتیم که مسیر بحرانی نداشت این یکی از خوبی های این پروژه بود. وگرنه ما باید یک مسیر طولانی را به دو مسیر کوتاه تقسیم می کردیم و یک نفر به عنوان تحلیلگر اضافی استخدام می کردیم که همه اینها خود مشکلاتی را نیز در بر داشت و هزینه را نیز بالا می برد.

a – تجزیه و تحلیل و طراحی
b – نوشتن برنامه ها
c – تست برنامه ها با Data های متنوع
d – مستندسازی
e – آموزش کار با سیستم به پرسنل
f – اجرای برنامه با داده های واقعی و کنترل آن

4-3- نمودارهای DFD
نمودارمفهومی:

4-4- نمودار سطح سیستم :

4-5-توضیح نمودار Gantt
این نمودار به ما تمامی زمانی که هر یک فعالیت طی می کند تا سیستم تکمیل شود نشان می دهد و توسط این نمودار ما توانستیم بگوئیم که هر فعالیت ما در چه زمانی و در چه موقعیتی می تواند شروع شود تا ما بتوانیم فعالیت دیگرمان را نیز شروع کنیم که ببینیم این فعالیت پیشنیاز دارد یا خیر. نمودار cantt نمودار خوبی بود که ما توانستیم توسط آن نمودار CPM این سیستم را نیز بکشیم و طراحی کنیم.
زمان و نوع فعالیت 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
تجزیه تحلیل و طراحی
نوشتن برنامه ها
Test با data های متنوع
مستند سازی
آموزش کار با سیستم به پرسنل
اجرای برنامه با داده های واقعی و کنترل آن

A فعالیت a 3
B فعالیت b 5 A
C فعالیت c 1 B
D فعالیت d 1 A,b,c
E فعالیت e 1 D
f فعالیت F 1 E
a – تجزیه و تحلیل و طراحی
b – نوشتن برنامه ها
c – تست برنامه ها با Data های متنوع
d – مستندسازی
e – آموزش کار با سیستم به پرسنل
f – اجرای برنامه با داده های واقعی و کنترل آن

4-6-توضیح نمودار Top down sidign
ما پس از رسم این نمودار تمام برنامه ای که خروجی دارند را مشخص کردیم که بدانیم کدام برنامه خروجی دارد تا توسط آن بتواند نمودارها و فرم خروجی آن را بکشیم . تعیین خروجی ها به ما خیلی کمک کرد ما بتوانیم به برنامه نویس خود خروجی ها را بدهیم و آن برنامه نویسی کند و فرم خروجی آن را برای ما بکشد .

4-7- شرح ورودیهای سیستم
ورودیهای سیستم عمدتاً به دو بخش تقسیم می شوند . اول تعریف کدهای کل ، معین و تفضیلی و دوم وارد کردن سندهای حسابداری است که تعریف کدهای کل و معین و تفضیلی بستگی به نظر قسمت مالی شرکت داشته و خودشان با توجه به موجودیت های مالی که با آن سروکار دارند آنها را تعریف می نمایند و پس از تعریف آنها در ابتدای سال مالی بعد از آن از آنها استفاده می کنند .


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه مقاله جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب با word دارای 60 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب با word :

جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب

چکیده:
زن از دید اسلام و با توجه با ایات قرانی از پهلوی چپ مرد ساخته شده است و میتوان حقوق زن را در قوانین اسلامی و انهم در قران جستجو کرد از همه مهمتر سورهء حجاب، نساء و ; شاهد بر مدعایم است. اگر کسی این مطلب را باور ندارد میتواند با مراجعه با ایات و سوره های قرانی انرا بخوانند. زن از دیدگاه اسلام نصف مرد است و شهادت دو زن به اندازه یک مرد است. در اینجا سوال پیش می اید که ایا زن چشم ، گوش و عقل سالم ندارد که شهادت دوتایش به اندازه یک مرد است

و یا از میراث نصفش را صاحب شود. زن در اسلام باید در پرده حجاب باشد و بجز محارم اش با دیگران نباید حرف بزند. یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً
” ای پیامبر ؛ به زنان و دختران خود و مومنان بگو که چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسب تر است، تا شناخته شوند و دیگران چهره شان را بیبند و مورد ازار قرار بیگرد. سوره 59 .” جالب است ، اگر در اسلام مرد و زن برابر پنداشته میشد، چرا

مرد ها هم مانند زنان چادر به سر نکند تا پوشانیده شده و مورد ازار قرار نگیرد و یا چون مردان لازم به پوشانیده ان نمی بود. در واقع بیشتر ایه های حجاب را محمد برای مهار کردن عایشه ذکر نموده، چون عایشه صرف 9 سال داشت که مجبور به ازدواج با محمد 53 ساله که حیثیت پدرکلانش را داشت ، شد. یکی از دلایل که عایشه نسبت به محمد کینه داشت همین

بود که محمد با ازدواج کردن با من بر من ظلم روا داشته است.و بدون حضور محمد از خانه خارج میشد، چون دختر یکی از بزرگان اسلام یعنی ابوبکر بود. بنا محمد ناگزیر و برای ترس نشاندان به عایشه ایه های حجاب و نساء را سر هم بندی نمود. تا جاییکه اگر کمی از چهره زن معلوم شود ، مستقیم در جهنم با موی خود اوایزان میشود. بیبنم مناسبات چقدر غیر انسانی است. یک موجود کثیف باید خود را از همه پنهان نماید که در اسلام زن هم به همانگون امده است.

ملا عمر واقعا قانون اصیل اسلامی را پیاده کرده بود. که زنان را اجازه خارج شدن از خانه نمیداد؛ چون او بنابر گفته ایات قرانی عمل کرده است .که گواه این مطلب ایات سوره نساء و حجاب است. در اسلام زنان ناقص العقل است. “زنان ناقص العقلان است.” نهج البلاغه از گفتار امام علی. در اسلام به زن حق داده نشده که مانند مرد بتواند نماز جماعت بدهد. در حالیکه قبل از اسلام زنان دارای ازادی های نسبی درخور جامعه جاهل عرب انروز بوده است. نمونه ان خدیجه زن محمد است که به عنوان یک زن قبل از اسلام حق داشت که بیشیه تجارت را اختیار نماید و چون مردان در شهرهای مختلف برای تجارت برود. و

به عنوان یک زن حق داشت که از محمد خودش خواستگاری برای ازدواج کردن نماید. اسلام بزرگترین نمونه اش اینست که اسلام دختران را از زنده بگور کردن نجات داد ، حالیکه این پدیده در تمام جزیره العرب عام نبود و حتا در تمام سرزمین مکه نیز عام نبود و صرف مختص به چند قبیله بوده است. و دلیل این زنده بگور کردن ها هم جنگ های بدوی قبیایل عرب صحرا نیشین بوده است. اما ایات قرانی صریحا این موضوع را روشن میکند که زنان قبل از اسلام دارای ازادی های بود است که با امدن اسلام از ان فاقد گردید. در ایات از قران میخوانیم” لایرجن یرجون فی بیوتکم الجاهلیت” یعنی مانند دروان جاهلیت قبل از

 

اسلام از خانه های تان بیرون نروید. که این ایت نمایانگر اینست که زنان پیش از اسلام میتوانیست به عنوان یک انسان از خانه هایشان برای کارو; بیرون شود. ملا عمر هم از این قانون اسلام پیروی نمود. و همچینین در زمان خود محمد زنی که ادعای پیامبری داشت و بعد توسط محمد سرکوب شد، نشان دهنده این امر است که زنان دارای ازادی های بوده که حتا میتوانسته است به عنوان پیامبر خودش را قلمداد نماید. بعد توسط ایه های حجاب از ان گرفته شده و حتا حق بیرون شدن از منزل و یا نمایان شدن صورت، و یا به عنوان پیش امام جماعت برایش داده نشده. سوره بقره ایه 223 در مورد زنان میگوید”” زنان کیشتزار شمایند برای کشت به انها نزدیک شوید و هرگاه مباشرت انان خواهید و برای ثواب ابدی چیزی پیش بفرستید و از الله بترسید و بدانید که نزد او میروید.” اینست حقوق زنان از دید اسلام که در ان زن کیشتزار است که مرد ها میتوانند از هر دروازه ان که دلش خواست وارد شود و به میلش در ان کشت نمایید. در سوره نساء ایه 34 میخوانیم که:” لرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَلِهِمْ . یعنی مردان را بر زنان تسلط و نگهبانی است. و بواسطه انکه الله بعضی را به بعضی برتری داده است.” این است نمونه برتری مرد بر زن در نظام اسلامی.پس از ملا شینواری ، ملاعمر ، ولایت فقیه و ; گناه نیست چون انان قوانین اصیل اسلامی را رعایت کرده است. و یا در ادامه همین سوره نساء

امده که ” زنانیکه از مخالفت و نافرمانی انان بیمناکید، باید نخست پند بدهید و از خوابگاه یا از همبستر شدن با انان دوری کند در صورت نافرمانی انها را بزدن تنبیه کنید.” این است حقوق والای زن در قران و قوانین اسلام. در اسلام زن به عنوان جنس به سید خمس داده میشود. در اسلام زن به هدیه داده میشود . گواه مدعای من در این بحث ایه 33 سوره احزاب است. که الله زنهای را که محمد مهر انرا داده باشد بر او حلال نموده است. با امدن “دین مقدس اسلام” زنان به حقوق انسانی اش که محرومیت از کار و بیرون رفت از منزل است را بدست اورد و برعکس به عنوان برده ه در چهار دیواری خانه محصور ماند. ا

گر امروز کسی از حقوق و برابری زنان در اسلام حرف میزند در واقع میخواهد اسلام را پوش مدرن و عصری بدهد . این نوع مسلمان ها در واقع اسلام را به انحراف میکشد . انان ایات های قرانی و احادیث معتبر ” رسول خدا ” را نادیده میگیرد. در اسلام زن و دختر جز مایملک مرد و پدر خانواده محسوب میشود. همانگونه که یک پدر حق دارد گاو، خر و یا هر جنس دیگرش را بفروشد این حق را نیز دارد که دخترش را برخلاف میلش همانگونه که حکم ایات و احادیث است بفروش برسانند. این ایات قرانی به عنوان مشت نمونه خروار است از قوانین که اسلام در مورد زنان و بقیه مسایل زندگی دارد. اما زنان در طول تاریخ

مورد انواع ستم قرار گرفته است. در نظام برده داری و به همین گونه در اسلام به عنوان کنیز و کسی که بتواند هر وقت که دلت خواست با ان همبستر شوی ، مورد ستم قرار گرفته در نظام فیودالی به حیث “ناموس” حق فعالیت و کار را ندارد در نظام سرمایداری کنونی به عنوان جنس مورد خرید و فروش قرار میگرد تا جاییکه اصلا یک جنس بی ارزش قرار گرفته وصرف برای خوشگذرانی است. انواع و اشکال ستم جمسی و جنسی بر زنان ناشی از عقاید دینی و مردسالارانه نظام حاکم بر جامعه است و میباشد و نابودی ان مستلزم فعالیت و مبارزه پیگیر و همه جانبه زنان است.

 

حجاب و جایگاه زن
نکته ای که باید به آن اشاره کنم اینست که قبل از انقلاب اسلامی ایران، جهان آنچنان توجهی همانند بعد از انقلاب، به مسئله جایگاه زن در اسلام نداشت، و آن را زیر ذره بین نمی گذاشت.
آنچه گهگاه ذهن مردم غرب را بر آن می داشت تا به زن در ممالک اسلامی بیاندیشند داستان و افسانه های حرمسرا های خلفا و شاهان مشرق زمین ، با زنان فراوان محصور در آنها بود.
اینان مسئله حرمسرا را به آزادی تعدد زوجات در اسلام مربوط دانسته و نگرش خویش به زن در اسلام را از آن استنباط مینمودند، و جوامع اسلامی را به حرمسرا داری و بردگی زنان محکوم میکردند.
البته این نگرش هم آنچنان عمیق نبود و از نوشتن قصه های افسانه های شرقی و استفاده آنها در تولید فیلمهای سینمائی فراتر نمی رفت.
گرچه موضوع فوق، جایگاه قابل بحثی در مطلب امروز ما ندارد، اما بد نیست بدانیم که حرمسرا، بدلیل رعایت نکردن عدالت در آن، اصولا مغایر با قوانین اسلام و از این منظر باطل می باشد.
اما تعدد زوجات، که در بسیاری اقوام دیگر نیز بصورت سنتی یا تلویحی وجود داشته است، گرچه در اسلام صریحاً مجاز می باشد، اما چنان شرائطی بر آن فرض شده، که آنرا در عمل تقریباً غیر ممکن می سازد.
بد نیست بعضی علل مجاز دانستن تعدد زوجات بررسی شود:
طبق رسم بعضی از اسکیموها اگر یکی از آنها در شکار کشته می شد، همنوعانش زن و بچه او را می کشتند، زیرا هرکس فقط میتوانست، خوراک خود و خانواده ا ش را تهیه کند، لذا با کشته شدن یکنفر، یک یا چند نفر دیگر هم محکوم به فنا می شدند، تا تعادل بین دستاورد و مصرف قبیله بهم نخورد.
در سایر جوامع که مردهایشان بیشتر در جنگ و یا کارهای سخت کشته می شدند و زن و فرزند آنان، بی سرپرست و نان آور می ماندند، چنین رویه ای معمول نبود، اما در چنین حالتی، این زن بیوه و اطفال یتیم چه باید می کردند؟
برده یا خدمتکار کسی می شدند تا لقمه نانی و سرپناهی داشته باشند؟
دزد، جنایتکار، گدا و یا خود فروش میشدند تا خود را بر روی آب نگه دارند؟
به هر حال حاصل این واقعیت تلخ یک معضل اجتماعی بود که تأثیر منفی در جامعه بر جای می گذاشت.
اسلام این وضعیت را مورد توجه جدی قرارداده، بدینترتیب که: مسئله یتیم را با وضع قوانینی در راستای الزام رعایت حقوق ایتام ، و مسئله زن بیوه را هم با مجاز دانستن تعدد زوجات، تحت رعایت شرائط بسیار سختی که بر آن فرض نموده، حل نموده است.

بنابر این مشخص است که مجاز بودن تعدد زوجات بدلیل جلوگیری از معضلات اجتماعی و فساد می باشد، و با حرمسرا خصوصاً به طرزی که در تاریخ و قصص منعکس گردیده، و بیشتر بمنظور خوشگذرانی و نمایش قدرت بوده است، مغایرت کامل دارد.مسئله دیگری که این روزها جنجال بر انگیز شده، و حتی شهرت قانونمندی و آزاد اندیشی بعضی از کشورهای پیشرفته را نیز زیر سئوال برده است، مسئله حجاب است، که گاهاً تلویحاً چنین نمایش داده شده، که حجاب ابداع ج. ا. ایران و یا پرچم افراطیون و حتی تروریستها میباشد، در صورتیکه چنین نیست، زیرا؛

زنان، در ایران باستان هم از حجاب استفاده میکرده اند، و ساده ترین دلیل آن، لباسهای زنان عشایر و روستاهای ایرانست که نمادی از البسه ایران قبل از اسلام را دارد، مانند ابیانه و بسیاری دهات که در دامنه کوهستانهای ایران قرار دارند.
همچنین حجاب در میان پیروان بیشتر ادیان و جوامع و خصوصاً ادیان ابراهیمی و اقوامی که از آسیا تا افریقا و شرق اروپا زندگی می کرده و عملاً بزرگترین و قدیمی ترین تمدنها را تشکیل میداده اند، نیز به اشکال مختلف رایج بوده است

.
شاید لازم نباشد، تاریخ را زیاد به عقب ببریم!
اگر نظری به اروپای غربی تا اوائل و حتی اواسط قرن بیستم بیاندازیم، ملاحظه می کنیم که لباس خانمها نسبت به پوششی که امروز مورد استفاده قرار می گیرد، بسته و پوشاننده تر بوده است.

مقابله ای که امروزه در جوامع غربی با حجاب میشود، شاید مقابله بی حجابی مفرط در مقابل حجاب است، که بطور خودکار موجب تضاد گردیده و آنرا بحث بر انگیز نموده است، وگرنه استفاده از حجاب طی گذشت قرنها، تغییری نکرده که سئوال جدیدی خلق کرده باشد.

حالت ساده فوق، یعنی قرارگرفتن حجاب در برابر لباس سبک امروزی، زمینه سوء استفاده سیاسی از این موقعیت را فراهم نموده است، و می بینیم که عمل هم شده، که حجاب زنان مسلمان در چند سال اخیر، در جهان غرب خبر ساز شده و احزاب و رسانه ها بسیار بر سر آن بحثهای جنجالی کرده اند، که از آن میگذریم. جوامع غربی، چندیست حجاب را تا آنجا به محاکمه یکطرفه خود کشانیده اند، که زنهائی را از رفتن به دانشگاه یا محیط کار محروم کرده و دموکراسی سنتی خویش را بدینوسیله زیر سئوال برده اند.

اما اگر پنجاه سال قبل چنین مسئله ای در غرب مطرح می شد، توجه کمی را بخود جلب می کرد و همین موضوع صد سال پیش، تقریباً اصلاً مورد توجه نمی بود.
لباس پوشیدن امروزه که در برابرحجاب قرار گرفته، پدیده ایست که زائیده صنعت و یا بهتر بگوئیم تجارت مد میباشد، که در کنار صنعت تبلیغات، کار را فرا تر ازین نیز برده، که از مجال این بحث خارج است. اسلام حجاب را بصورت دستور شرعی با مشخصات و دلائل روشن مطرح کرده و رعایتش را واجب دانسته است، اما ساختار ظاهری حجاب در اقوام مختلف مسلمان اشکال مختلفی دارد، که بر پایه آداب و سنن قدیمی و عادات قومی آنها استوار است، گرچه فلسفه حجاب در اغلب این اقوام تا حدود زیادی برابر میباشد، که امیداست در فرصتی دیگر تحت عنوان صورت ظاهری و فلسفه حجاب آنرا بررسی کنیم.
با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران در کشوری بوقوع پیوسته، که مخالفت اصولی باحجاب در آن وجود نداشته، اما حجاب هم بعد از انقلاب اسلامی ایران مسیرجدیدی را پیموده و اشکال مختلفی را آزموده است.

اشکال مختلف حجاب بر حسب مقاطع زمان، اوضاع اجتماعی و موقعیت اقتصادی، با یکدیگر تفاوت داشته، و آنچه در حال حاضر مورد مصرف خانمهای شهرنشین می باشد، از تنوع رنگ و طرح فراوانی برخوردارست، که حالتی مطبوع به آن داده، که من خود اخیراً در ایران شاهد انواع لباس مد اسلامی بودم، که باید اقرار کنم که بسیار زیبا بودند.
البته حجاب مناطق روستائی که همان لباس پوشیدن باستانی ایرانست، که با قوانین اسلامی مسجّل گ

ردیده، همچنان بر جای خود باقیست، و تغییرچندانی نکرده، و خداکند که تغییرنکند، زیرا لباسهای محلی زنان ایران را میتوان از زیباترین البسه از ایندست دانست.

ضمناً بد نیست بدانیم که رعایت حجاب در اسلام، تنها مخصوص زنان نیست و مردان نیز ملزم به رعایت لباس مناسب و پوشیده میباشند.
حال میپردازیم به جایگاه زن در جمهوری اسلامی ایران.
زن در ایران نیز زن است و جایگاه خود را دارد، همانگونه که مرد مردست و جایگاه خود را دارد!
وقتی سخن از جایگاه این یا آن به میان می آید، این سئوال نیز پیش میاید، که مگر کسی جایگاه دیگری را اشغال یا خراب کرده، که حالا می بایست تکلیف جایگاه طرف دیگر معلوم شود؟شاید بتوان گفت بلی! اما نه اینکه مرد ایرانی جایگاه زن در ایران را غصب کرده باشد، بلکه این سؤالیست که بدلیل انحراف اطلاعات بوجود آمده، لذا غیر ایرانیان آنگونه که باید از جایگاه زن در ایران آگاه نیستند، و همانطور که در مبحث حجاب گفتیم، برداشتها بر پایه واقعیتها نمیباشد. در جامعه مدنی امروز جمهوری اسلامی ایران، حقوق سیاسی، قضائی و اجتماعی زن و مرد نسبتاً برابر است، و در جاهائی که تفاوتی هست، بدلیل نفس زن بودن یا مرد بودنست که شرائطی را جدا می سازد، که در سایر ملل نیز مصداق دارد. بدواً لازمست بدانیم که زن در جامعه ایرانی قبل و بعد از اسلام دوشادوش مرد به امور زندگی پرداخته و حضوری محسوس در صحنه تاریخ داشته است.

ساده ترین گواه این مدّعا، همیاری زنان با مردان در امور کشاورزی و تولیدات پشتوانه ای می باشد.
در زندگی سنتی قدیم ایران، که هنوز هم معمولست، خانمها را به هنرشان می سنجند، و وقتی می خواهند از خانمی تعریف کنند، میگویند از هر انگشتش هنری می ریزد، و این هنر در اغلب موارد بصورت تولیداتی مانند فرش و سایر هنرهای دستی بوده، که یا کمک پشتوانه ای هزینه زندگی بوده و یا اینکه بخش اصلی هزینه زندگی را نأمین می نماید.
در قانون اساسی ایران حق فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان برابر مردانست، و یک خانم هم میتواند حتی رئیس جمهور شود. بسیاری از نمایندگان پارلمان ایران زن هستند، اساتید دانشگاه، دانشمندان، قضات، اطباء و رؤسای بسیاری از ادارات و افسران پلیس را خانمها تشکیل می دهند. جالب اینست که در اغلب ادارات و مؤسساتی که کارهای دفتری دارند، حضور خانمها بیش از آقایانست، تعداد دانشجویان دختر در ایران بیش از دانشجویان پسر است، خانمها در کارخانجات و کارگاههای تولیدی، مشغول به کار هستند.
من خانمهائی را دیده ام که راننده اتوبوس وکامیون راه دور هستند.
خلاصه اینکه خانمها همه جا دوشادوش آقایان کار می کنند و هیچ محدودیتی هم ندارند و اتهام و یا انگ زدن به زنهای ایرانی، به خانه نشینی و دوری از فعالیتهای اجتماعی، افسانه ای بیش نیست.
بد نیست، به یکی دو نکته دیگر هم اشاره کنم؛ خانمهای ایرانی در جریان انقلاب دوشادوش مردان فعالیت نمودند، که تصاویر حضور آنان باقیست. اما از این مهمتر شرکت آنان در جنگ ایران و عراقست، که خانمها بعنوان نیروهای پشت جبهه، در شهر ها و روستاها نقش مهمی در جمع آوری و رسانیدن کمکهای مردمی به جبهه ها ایفا نمودند. سهم قابل توجهی از خدمات پزشکی به عهده خانمها بود.
اما زنان ایرانی از این هم فراتر رفتند و با دیدن آموزشهای سنگین نظامی، عملاً بخشی از دفاع از سرزمینشان را بعهده گرفتند.
لازم است اشاره ای هم به حقوق زن در خانواده ایرانی بشود، که این نیز جزو سئوالات آنهائیست که با ایران آشنائی ندارند. در اینباره هم اخبار انحرافی زیادست، و یکی از دستاویزهای آن، بودن حق (اصولی) طلاق با مرد میباشد، که طرفداران حقوق زن را بر می انگیزد، تا شعارهای آزادیخواهانه سر بدهند.

اشاره به ریزه کاریهای حقوق مدنی و قضائی در اینمورد، از تخصص من بدور است، اما میدانم که طلاق که حقش با مرد است به این سادگیها و بدون رأی مراجع قضائی انجام نمیگیرد!
ظرافتی دیگر اینکه، در اسلام حق قبول ازدواج با زنست و بدون هیچگونه تداخل حقوقی و قضائی دیگران انجام میگیرد، خلاصه اینکه تا عروس خانم ((با اجازه بزرگترها)) بله نگوید، داماد حقی ندارد.
و آخرین مطلب اینکه؛ علیرغم همه تصورات و واقعیات، آمار طلاق در ایران از غرب کمتر است.

نقش جایگاه زن در اسلام
وضعیت کنونی جوامع بشری و جوامع اسلامی
ستم و تبعیض نسبت به زن یک تراژدی تاریخی و جهانی است . خرید و فروش زن ، زنده به گور کردن دختران در بین عرب جاهلی ، بردگی و اسیری، زندانی حرمسراهای دربارها ، قربانی برای خشنودی خدایان ، انداختن در رود نیل برای آمدن باران ، قتل و سوزاندنشان پس از مرگ شوهر در بین هندوان ، دفن دختران زنده با فراعنه مرده که پس از مرگشان نیز خلاصی از چنگال شومشان نداشته باشند، ربودن، تجاوز، قتل و ضرب و شتم نمونه های معروف این ستم تاریخ است . در دنیای امروز غالباً از زن به عنوان وسیله ای برای زراندوزی استفاده می کنند. صنعت و تجارت فیلم از پر درآمدترین کارها است و آنچه گوهر

این صنعت را تشکیل می دهد مسائل جنسی است . در اینجا ما از اسلام دفاع می کنیم . نه از وضعیت موجود مسلمین و مدعی هستیم که تصویر اسلام از زن بهتر است از تصویر سایر مکاتب قدیم و جدید و انسب به وضع طبیعی و تکوینی انسان و جامعه انسانی است . در بسیاری از مکاتب به زن به عنوان یک موجود ناقص نظر می شود. در تورات آمده است (( منزهی تو ای پروردگار، سلطان جهان ، که من زن متولد نشدم)) در انجیل آمده است (( مرد تصویر خدا و جلوه ای از جلال اوست ، اما زن تجلی جلال مرد است )) این طرز نگرش از نظر اسلام محکوم است و طبق تعالیم قرآن هیچ جنسی بر جنس دیگری

هر هیچ نژاد و اهل زبان و جغرافیایی به نژاد و اهل زبان و جغرافیای دیگر برتری ندارد. تنها مالک برتری انسانها تقوا و عدالت است . اما در مقایسه کشورهای اسلامی با غرب از حیث عفاف و طهارت زن در بسیاری از کشورهای اسلامی به مراتب در جایگاه رفیع تری قرار دارد. و قابل قیاس با زن در غرب نیست . اما از حیث برخورداری از حقوق و مزایای اجتماعی و رشد علمی و دخالت در شئون جامعه زنان در غرب از وضعیت بهتری برخوردارند. البته برای زن مسلمان ضمن اینکه ((قسمت دوم مهم است)) مهمتر و غیر قابل اغماض است و دومی را به بهای از دست دادن اولی به هیچ وجه نمی خواهد . بدترین وضع یت زن در جوامعی است که از سوی با تاثیر از زنان غرب عفاف و اصالت خود را از دست داده اند و از طرف دیگر هیچ بهره ای از علم و فرهنگ و برخورداری از حقوق انسانی که در غرب تا حدی تامین است ندارد. اینها خسر الدنیا و الاخره هستند و این خاصیت یک جامعه خود باخته و مقلد است . تقلید فساد بسیار آسان است . اما تقلید علم و فرهنگ و پیشرفت اجتماعی و سیاسی کار دشواری است . متاسفانه بسیاری از دولتها و کشورهای اسلامی به این سو سیر می کنند . بهتر این است که در وهله اول آنچه را که داریم از دست ندهیم و در مرحله بعد برای دستیابی به آنچه که نداریم تلاش کنیم . بعضی از حاکمان در جهان اسلام مانند رضا خان و آتا تورک دیدند در غرب علم و فرهنگ وجود دارد . اما حجاب و عفاف اهمیت ندارد . برای تشبه به غرب تصمیم گرفتند اول عفاف را از زنان بگیرند . چون کار آسانی است، تابعه فکری برای علم و فرهنگ شود . این حالات در مورد افراد هم جاری است . آنچه برای فرد و جامعه مطلوب است حفظ اصالت و طهارت همراه با کسب علم و اعتلای شخصیت است و جامعه مطلوب این است که اکثریت قاطع زنان و مردان به این وضعیت رسیده باشند.
دیدگاه اسلام در مورد تفاوتهای زن و مرد
در ابعاد مختلف بین زن و مرد تفاوت دیده می شود که برخی از این تفاوتها طبیعی و حق می باشند و برخی دیگر مصنوعی و ناحق که باید برای رفع آنها تلاش نمود. این تفاوتها ناشی از طبیعت، شریعت و عادت و سمت می باشد. تفاوتهای طبیعی و تشریعی تبعیض نیست و برخلاف و طبیعتی اعراض نیست . اگر ساختمان جسمی و روحی زن تفاوتهایی با مرد دارد این شرط ضروری همسر بودن ، مادر بودن و زن بودن است. چه راز همه آنها را بفهمیم چه نفهمیم به شریعت نیز که کتاب تدوینی حق است باید اطاعت و انقیاد داشت. در اینجا باید دو کار کرد. یکی شناخت حقانیت شریعت و دیگر فهم درست از آن ، تفاوت زن و مرد در احکام شرعی تبعیض نیست . اینکه جواز قاضی شدن زن محل بحث فقهی است مشکلی ندارد. اینکه انسان قاضی نباشد. در دو محدودیت نیست . گر همه مردان قاضی هستند . مشکل زنان این نیست که قاضی نیستند ، مگر شغل

قحطی است . زن می تواند وزیر ، وکیل ، استاد دانشگاه، رئیس جمهور و غیره که شأنشان کمتر از قاضی نیست باشند. هیچ مشکل ارزشی هم در اینجا نیست. بلکه شرع بر اساس حکمتی که به طور کامل و قطعی برای ما روشن نیست حکمی داده است و مامور به اطاعت هستیم همچنین است سایر قضاوتهایی که در شریعت بین زن و مرد دیده می شود اما تفاوتهایی که صرفاً منشا اجتماعی دارند مقبول نیستند . این عادت در چاره ای از موارد در فهم از دین اثر می گذارد ، گاه از تفاوتهایی طبیعی و شرعی برداشت و استفاده نادرست می شود. از تفاوتهای طبیعی ، نقص وجودی زن و از تفاوتهای

شرعی که متناسب با ساختار شخصیتی متفاوت زن و مرد است . تفاوتهای ارزشی فهمیده می شود. اما چنانچه گفتیم تفاوتها نه دلالت بر نقص وجودی و نه نقص ارزشی دارند بلکه فقط موجب تمایز دو جنس و شخصیت آنها می باشد بنابراین در مورد طبیعت ، شناخت ، و در مقابل فهم نادرست از شریعت تصحیح فهم و در مقابل عادات و سنن نادرست نیز انکار و ترک لازم است .

برخی در تلاش اند حتی تفاوتهای بدنی را رفع یا تقلیل دهند . از دیدگاه اسلام این تفاوتها طبیعی است و لازمه زن و مرد بودن است . به فرض زنان بتوانند با ورزش و تدابیر دیگر بدنشان را مانند مردان کنند . باز نشان دهنده ی عدم تفاوت نیست اگر زن و مرد با هم شروع به ورزش کردن کنند . باز آن قاصد باقی می ماند. در ورزش با سخت افزار و ورزش هایی مثل بوکس، کشنی، وزنه برداری و مانند آن زنان علاقه کمتری نشان می دهند و تفاوت دارند اما در ورزشهایی مثل شنا، دوچرخه سواری، تنیس روی میز و امثال آن زنان علاقه مند تر و موفق ترند . چه لزومی دارد که زن و مرد در این امور یکسان باشند. این نظریه به ضرر زدن است که در واقع مرد را کامل می داند و زن را ناقص و به زن توصیه می کند که به هر طریقی شده که تو باید خود را مثل مرد کنی تا کامل شوی. در حالی که کمال زن در زن بودن است و زن بودن به مشخصات جسمی و روحی

زن است. دیدگاه اسلام آن است که زن را به خودی خود موجود کاملی می داند و نمی خوا هد از زن موجودی شبیه مرد بسازد، کسانی که تفاوتها را نادیده می گیرند و ذکر آنها را توجیه وضع موجود تلقی می کنند و به تکرار اشکالات (کلیشه ای ) می پردازند گرفتار خطا می باشند . ذکر تفاوتها برای توجیه تبعیض ها نیست بلکه برای شناخت بهتر زن است . نادیده گرفتن تفاوتها خام اندیشی است.

مواجهه درست با مسئله زن

طرح مسئله زن در جوامع اسلامی اغلب به صورت دفاع از مواضع اسلامی در مقابل انتقادات و تهاجماتی است که از سوی غربیان به اسلام و جوامع اسلامی می شود. اگر اشکالی هست در فهم یا در نیت این مهاجمین است که باید به رفع آن اقدام کنند .آنگاه در مقابل این تهاجمات در مقام والای زن در اسلام تاکید می گردد و به آیاتی از قرآن و پاره ای از احادیث استفاده می شود و به برخی نمونه ها اعلاء چون حضرت مریم و آسیه و در قرآن ، و خدیجه و فاطمه سلام الله علیها در تاریخ اشاره می گردد و بدین ترتیب مسئله حل شد تلقی می گردد. این نوع برخورد دفاعی و انفعالی با مسئله مشکلی را حل نمی کند . این شیوه در دفع این شبهات نیز ناکام است . اشکال کنند کاری به معنای باطنی قرآن ندارد. بلکه به ظاهر دین و قرآن (بسنده) می کند و از طرفی هم وضعیت موجود زن در جهان اسلام و جایگاهی کنونی بالفعل در خانواده و جامعه دارد اهمیت دارد. مواجهه صحیح با مسئله این است که بیاییم مسئله را درک کنیم و به رسمیت بشناسیم و تا مسئله برای خودمان جدی نباشد به دنبال راه حل جدی نمی رویم.
راههای حل مسئله از دیدگاه اسلام :
1- از دیدگاه اسلام بین زن و مرد در انسانیتشان تفاوتی نیست و تفاوت در جنسیت پس از اشتراک در ذات و نوع است یا به تعبیر دیگر آنها دو صنف از یک نوع هستند یعنی حقیقت و گوهر آنها یک چیز است و در انسانیت هیچ یک بر دیگری تقاضایی نیست و اسلام تنها مالک و تفاوت را در ارزش تقوا می داند.
تعبیر قرآن کریم در این موضوع ( یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباَ و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم من الله علیم خبیر) ای مردم همه شما را تحت از مرد و زن آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید . بلکه بزرگوارترین شما نزد خداوند با تقواترین مردم اند و خداوند کاملاَ آگاه است.
2- با وجود وحدت در ذات و تساوی در ارزش بین زن و مرد تفاوتهایی است که موجب تفاوت در پاره ای از احکام و لوازم می باشد . این تفاوتها را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد.

2-1 تفاوتهای طبیعی که خود بر دو قسم می باشند: الف زیستی biological ب روانی psychological
2-2 تفاوتهای اجتماعی : social که محصول جامعه انسانی و رفتارها و مناسبات بین آدمیان است . حال در مقابل تفاوتهای اجتماعی زن و مرد در نقشهایی که ایفا می کنند و بهره وری از انواع مزایا در معشیت اجتماعی موضوع اسلام چیست؟ مشی غالب جوامع بر قبول این تفاوتها است ولی در مقابل این تفاوتها است ، ولی در مقابل برخی از فمنیستهای عصر حاضر هیچ نوع تفاوتی را بر نمی تابد به نظر آنها ساختار جوامع بشری یک ساختار طبیعی نیست ، بلکه در ابعاد مختلف بر پایه پدر سالاری((patriarchy ))و غلبه و تسلط مردان شکل گرفته است . در مقابل اینها اسلام و همچنین عقل سلیم هم نه تبعیضهای ناروا علیه زن را می پذیرد و نه تفاوتهای زن و مرد را نادیده می گیرد . دین مبین به طرز بسیار زیبا به احیاء حقوق زن ومرد پرداخته است و حقوق هر یک از زن و مرد را به لحاظ مسئولیت و مشکلاتی که در زندگی بر عهده دارند تقسیم بندی نموده است . نه راه افراط را برای هر یک از زن و مرد در پیش گرفته نه راه تفریط.
3-2: تفاوت در پاره ای از احکام دینی که ناشی از وحی است .

آیا قوانین اسلامی با رشد و فعالیت اجتماعی و شخصیتی زن منافات دارد؟
در مساله تعامل تقوا و رشد و شخصیت زن سه مقوله قابل بررسی است 1- تقوا را بی اهمیت تلقی کنیم که در این صورت به لحاظ عملی کار آسانی است اما پیامدهای زشت دیگر را به همراه دارد .
2- عفاف و طهارت زن را با اهمیت تلقی کنیم و او را از حقوق طبیعی و اجتماعی مثل تحصیل ، کار ، ورزش و غیره محروم کنیم. که البته ممکن است تقوا حفظ شود اما به قیمت نازل بودن و معطل ماندن شخصیت زن و کشتن استعدادهای وی و عقب ماندگی جامعه ها می شود.

3- جمع بین عفاف شکوفای شخصیت و برخورداری از مواهب و مشارکت فعال در تحرک چرخ جامعه که این هم خواستگاه عقل و علم است و هم خواستگاه دین . راههای اول و دوم آسان است اما راه سوم برنامه ریزی علم و سرمایه و پویایی در قانون گذاری.

ارتقاء سطح نظام تعلیم و تربیت و دانشگاه و امکانات و محیط امن برای کار و رفت و آمد و غیر آن می خواهد که جامعه موظف است این بها را به خاطر آن هدف و ارزش گرانبها بپردازد.

مشکل اصلی در دید منفی به زن و راهکارهای اسلام
منشا مشکلات به دو بخش تقسیم می شود1- بخش فردی 2- بخش اجتماعی
در بخش فردی منشا نابرابری یا اعتقادات غلط درباره ارزش انسانی زن است که بر طبق آن گمان می شود زن در درجه نازل تری قرار دارد یا اخلاق غیر مهذب است که به دلیل عدم تربیت صحیح از یک سو و غلبه فیزیکی از سوی دیگر مرد حقوق زن را نادیده می گیرد و البته جمع بین اعتقاد غلط و اخلاق نادرست هم بسیار است .
در بخش اجتماعی می توان از سه عامل آداب و رسوم نادرست قوانین خیر عادلانه و فساد اداری یا فعل در اجرای قانون نام برده از دیدگاه اسلام ریشه همه این وجوه ضعف و عقب ماندگی از فرهنگ اصیل است راه احقاق حقوق زن را شناخت عامل فوق و مقابله با آن می داند و برای رفع موانع فوق حرکت هماهنگ و همزمان را لازم می داند. در دیدگاه جدید اگر تحت به اصلاح اداری و سپس به اصلاح قانون پرداخته شود ثمرات قابل توجهی را به بار می آورد و باید توجه شود که با فعل پیشرفته ترین قوانین اگر تغییر در فرهنگ عمومی وضعیت زنان ایجاد نشود . تغییر قابل توجهی صورت نمی گیرد تغییر در زیر ساختهای اعتقادی ، اخلاقی و فرهنگی یک برنامه دراز مدت است و چیزی نیست که بتوان در کوتاه مدت ولو با انقلاب به آن نائل شد . لذا برای این امر مهم برنامه ریزی سنجید شناخت دقیق فرهنگ جامعه و تعالیم بین یافتن روشهای درست تعلیم و تربیت و تدبیر و سختکوشی مداوم لازم است موفقیت زن در یک جامعه وابسته به میزان رشد فرهنگی آن جامعه و یک شاخص برای سنجش میزان رشد فرهنگی هر جامعه است .
راهکار اسلام برای سلامت جامعه وفرد:
یک اصل محوری در بینش اسلامی : اهمیت عظیمی است که اسلام برای طهارت روحی و عفت عمومی قائل است . در این راستا طهارت و پاکدامنی زن یک اصل اساسی و غیر قابل انعطاف محسوب می شود از این دیدگاه اسلام کسانی راه افراط و تفریط را در پی گرفته اند مثل مقدس نماهای جاهل و در مقابل اینها افرادی که برای زن هیچ حد و مرزی قائل نیستند من جمله در حقوق زن اینها هر دو از نظر اسلام محکوم است . حقیقت امر این است که از نظر اسلام بین حق زن و مرد در تحصیل علم و در برخوداری از سایر تسهیلات زندگی و امتیازات اجتماعی فرقی نیست به عنوان مثال: حدیث معروف نبوی تحصیل علم را یکسان بر مرد و زن مسلمان واجب می شمارد. اما در کنار این امر آنچه اسلام بر آن تاکید داشته است . حفظ سلامت و طهارت زن است نه محرومیت زن از این مزایا محدویتهای که در این باب است برای حفظ سلامتی روحی و معنوی زن است که مستلزم سلامت مرد و در نتیجه سلامت کل جامعه است اسلام در مقابل برای محدویتهای که برای زن قائل شده تا به وسیله آن به هدف بزرگتر یعنی سلامت جامعه برسیم هم برای جامعه و هم برای مرد در قبال زن حقوقی را معرفی کرده که عبارتند از اینکه اسلام برای مردان هم محدودیتهای قائل شده که این محدودیتها در راستای سلامت جامعه است مثل پرهیز از تحریکات جنسی و غیره همچنین جامعه باید با در اختیار گذاشتن امکانات لازم برای تحصیل ورزشی و تفریحات برای زنان محدودیتهایی که آنها متقبل شده اند را جبران کند.

شیوه درست و امید بخش در حل مسئله زن این است که مسئله زن را به عنوان یک معضل نظری و یک شکل اجتماعی به رسمیت بشناسیم دفع شبهات و دفاع از معارف دین بخشی از این طرح و یک گام در این مسیر است . گام دیگر شناسایی و معرفی مشکلات فردی و اجتماعی بالفعل زنان که ریشه های فکری و فرهنگی و اخلاقی دارد می باشد . اینجا محور بحث عمل جامعه و طرز تلقی مردم از زن است که گاه رنگ دینی دارد ، گام سوم ارائه راه حل برای رفع این مشکلات و بالاخره گام نهایی اقدام عملی فردی و اجتماعی و دولتی در اجرای راه حل ها است. با برداشتن گامهای چهار گانه هم در موقعیت زن

پیشرفت حاصل می شود و هم زمینه بسیاری از شبهات در مورد دین رفع یا حداقل تقلیل می یابد حال سئوالی که مطرح می شود این است که افراد و گروههای مختلف در طرح مسئله زن چه اهدافی را دنبال می کنند؟ جواب می گوئیم که در عصر جدید جنبشهای بسیاری در جوامع مختلف برای دفاع از حقوق زن و پایان دادن به تبعیضات در مورد زن پدید آمد که توانست در بعضی از جوامع تا حدودی هم دیدگاهها را در مورد شخصیت زن تغییر دهد و هم مقداری از تبعیضات نسبت به زن را تقلیل دهد لکن این تحولات در همه جوامع واقع نشد و در آن جوامعی که تحولی ایجاد شد همه جانبه نبود . پاره از

برداشتهای نادرست از اسلام هم درباره زن و بسیاری از رفتار های نادرست رایج بین مسلمین موجب شده است که برخی گمان کنند حقوق زن در اسلام مورد اهتمام نیست و ادعا کنند که در پاره ای از احکام اسلامی در مورد زن تبعیض دیده می شود و این ایده موجب تبلیغ نادرست و تشویش اذهان شده است در کنار این مطلب و تحت پوشش دفاع از حقوق زن کسانی نیز برای مقابله با اسلام و مسلمین به ویژه مبارزه با حرکتهای اسلامی در دهه های اخیر استفاده از این حربه را کارساز یافته و برای تامین اهداف سیاسی و گاه مذهبی خود از آن استفاده می کنند.

حل مشکلات زنان و راههای پیشنهادی اسلام
ابتدا باید روشن کنیم که به دنبال چه راه حلی هستیم و اصلاً چه وضعی را مطلوب می دانیم . چنانچه گفتیم زن مسلمان و جامعه اسلامی به دنبال راه حل اسلامی برای مسئله زن است . راه حلی که به رفع ستم و تبعیض و رسیدن به حقوق عادلانه رشد ابعاد مادی و معنوی شخصیت زن که عبارت است از تحصیل تقوی و طهارت همراه با کسب کمالات علمی و اجتماعی وضعیت زن در غرب امروز جاذبه توهمی پیدا کرده و به عنوان راه حل موفق مورد قبول بسیاری از مردم واقع شده است . در حالی که تصویر اسلامی از زن شناخته شده است و جامعه نمونه عینی هم وجود ندارد،رسالت جامعه اسلامی معرفی و ساختن چنین الگویی است . در این راه مشکلاتی وجود دارد که با تعارف و شعر و شورا حل نمی شود با نادیده گرفتن هم از بین نمی روند. باید مشکلات را شناخت بیان کرد و راه حل طلب کرد. سخنان شعاری، کلی ، خطایی درباره مقام والای زن بدون پیشنهاد هیچ گونه تغییر و تحولی در نظر و عمل نسبت به بهبود وضع زنان کاری بی اثر و فقط خود را راضی کردن است و دوره این گونه سخنان هم گذشته است اگر زن دارای مقام چنین و چنان است باید در عمل و عینیت جامعه در برخورد با شخصیتش موثر باشد مقام والایی که هیچ گونه ظهور جز در آشپزخانه نداشته باشد و زن را در حد یک مملوک حفظ کند وجودش کالعدم است این مقام والا باید ثمره اش در جایی ظاهر شود بحث در ارزش جایگاه اجتماعی زن است نه فقط در شرافتش پیش خدا.
حل این مشکل دو مرحله دارد. 1- مرحله نظری یا فکری 2- مرحله عملی ، در مقام بحث نظری باید نخست به شناخت و نقد وضع موجود و ریشه یابی مشکلات پرداخت آنگاه برای رسیدن به وضعیت مطلوب تلاش نمود مساله اصلی در این باب پاسخ به شبهات مربوط به دین نیست بلکه اول باید تصحیح فهم عمدی و فهم دینی خود و تصحیح عمل خود بپردازیم آنگاه اگر اشکالی باقی ماند پاسخ دهیم . مشکلات در باب زن مربوط به دین نیستند . اما بسیاری بین دین و فرهنگ و سنن جاری در بین مردم تفکیک نمی کنند و بیشترین مشکلات به ترتیب عبارتند از 1- فکری و فرهنگی 2- مشکل در اجرای قوانین موجود3- نقص خود قوانین، در مرحله عملی: اصلاح اداری و اجرای قوانین اولویت فوری دارد.
یکی از مهمترین عوامل موثر در بازیافت موقعیت زن : دخالت زنان در امور و نشان دادن توانائیهای خود در رشته های مختلف علمی، هنری و مدیریتی است نه فقط بحث کردن راجع به حقوق زن اگر زن یک کتاب ارزنده در تعلیم و تربیت بنگارد و با یک اثر هنری بیافریند و یا یک سازمان را خوب مدیریت کند که به مراتب بیشتر از شخصیت زن دفاع کرده است . تا اینکه کتابی در مورد شخصیت زن بنویسید : مطالعه کتاب را ممکن است مردم نپذیرند اما واقعیت عینی را نمی توانند انکار کنند . وقتی زن هنرش را عرضه می کند کسی نمی تواند انکار کند: سخن گفتن از بو مشک و بوئیدن مشک فرق بسیار است.
بسیاری از زنان مستعد و عالِم وقتی به تحقیق می پردازند سعی می کنند راجع به زن بنویسند و سخن بگویند به نظر می رسد این بهترین انتخاب نیست اگر به جای این توانایی خود را در عرصه های مختلف تحقیقی و علمی به منصه ظهور رسانند . در این امر موفق تر خواهند شد . اگر زنان توانائیهایشان را ارتقاء دهند حضور و تاثیر سازنده در جامعه داشته باشند بر قدر و منزلتشان افزوده خواهد شد این موثر ترین نحوه دفاع از حقوق زن است . البته در کار احساس مسئولیت و همکاری مردان در تحقق این امر شرط ضروری است.
زن در ادیان الهی


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه تحقیق تاریخچه کانی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه تحقیق تاریخچه کانی با word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه تحقیق تاریخچه کانی با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه تحقیق تاریخچه کانی با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه تحقیق تاریخچه کانی با word :

تاریخچه

مصریان قدیم شش هزار سال قبل از میلاد در صحرای سینا فیروزه را به خاطر رنگ زیبایش استخراج می‌کردند. انسانهای دوران نوسنگی، سنگ آتشزنه را که دارای سطح شکست تیز است، به عنوان چاقو و سرنیزه، جهت تراشیدن چوب و تهیه نوک تیز کمان به کار می‌برند. علاوه بر تفریت که دارای سطح شکست منحنی شکل است برای تهیه تبر و از سنگ آتشزنه و پیریت جهت تهیه آتش استفاده می‌کردند.

دوره نوسنگی زمانی پایان یافت که انسان توانست در نتیجه آزموده‌های گوناگون از مس و قلع آلیاژی به نام مفرغ یا برنز تهیه کند. در طی عهد برنز بشر قرنها تجربه اندوخت تا سرانجام حدود 1000 سال قبل از میلاد مسیح به کشف و تهیه آهن توفیق یافت. به روایت دیگر حدود 2700 سال قبل عصر مفرغ آغاز شد که در این عصر انسان ابزار خود را از این آلیاژ تهیه می‌نموده است. حدود 3000 سال پ.م مصریها از ذوب سیلیس، شیشه تهیه نمودند و قرنها پیش از میلاد مسیح چین‌ها در فسیلها از کائولن ابزار چینی می‌ساخته‌اند. در طول تاریخ اطلاعات بسیاری در رابطه با چگونگی شکل گیری، جنس، ساختمان و سایر خصوصیات کانیها بدست آمده است.

سیر تحولی و رشد

در باخترزمین اینگونه ادعا می‌شود که یونانیها نخستین ملتی بودند که جنبه علمی کانیها را بررسی کردند مثل تالس ملطی که 485 سال پیش از میلاد به خاصیت کهربایی کانیها اشاره کرده و تمیش تکلس (527-549 ق.م) که دست به استخراج معادن زد. یک کتاب سنگ‌شناسی که به ارسطو (322-384 ق.م) نسبت می‌دادند بعدها معلوم شد که در سده هشتم نوشته شده، ولی کتابی از شاگردش یتوفر است (288-372 ق.م) بجا مانده بنام راجع به سنگها که شاید بتوان گفت اولین کتاب علمی کانی‌شناسی است

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
پروژه مقاله خانه سینمای تهران با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله خانه سینمای تهران با word دارای 165 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله خانه سینمای تهران با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله خانه سینمای تهران با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله خانه سینمای تهران با word :

رساله ای که مشاهده می کنید حاصل تلاش چندماهه این جانب ، و تحقیق و پژوهش در سینمای کشور و جهان در این مدت کوتاه می باشد ، شاید از ادب نویسندگی به دور باشد که در مورد سینمای کشور و جهان رساله ای ، هر چند موجز نوشته شود . و از اتفاقات ریز و درشت این هنر سخنی به میان نیاید . در این چند ماهه که نگارنده مشعول پژوهش در سینمای کشور بود. شاید مهمترین اتفاق شیرینی که در سینمای کشور افتاد نمایش فیلم سینمایی « مارمولک » به کارگردانی کمال تبریزی بود ، که با استقبال بی نظیر مردمی روبه رو شد که مدتهاست با سینمای کشور قهر کرده اند . هرچند این نمایش در مدت کوتاهی توقیف شد اما حتی در همین مدت کوتاه اکران خود توجه دست اندرکاران سینمای کشور را به خود جلب کرد . که نشان داد اگر فیلمی با توجه به نیازهای مردم ساخته شود نه تنها با استقبال مردمی رو به رو می شود بلکه رکود فروش در گیشه های کشور را می شکند .
اما اتفاق ناخوشایندی که در این مدت بر سینمای کشور اتفاق افتاد درگذشت « بزرگ ، کودک سینمای ایران » ـ زنده یاد حسین پناهی بود . که در واقع تمام مقدمات ذکر شده توسط نگارنده برای یادآوری نام آن کودک سینمای ایران بود . بهتر دیدم که نظر نزدیکان او را در رابطه با این هنرمند فقید جویا شوم . که برای این منظور با یکی از سایتهای فارس زبان با لادن پارسی و بهروز پارسا از منتقدان فیلم و تلویزیِون ایران انجام دادند . که نظر شما را به آن جلب می نمایم .
حسین پناهی هم رفت. معمولا این اتفاق زیاد می افتد. آدم ها، هرکدام به شکلی از ادامه راه بازمی مانند. بعد زمان می گذرد و تبدیل به یاد و خاطره می شوند. و احتمالا این تلخ ترین قسمت موضوع است. اما بعضی خاطره ها مثل نقش های بیستون بر اعماق روح آدمی حک می شود. مثل خاطره حسین پناهی،
حسین پناهی پیش از هر چیز دیگر کودکی شاعر بود. ساده چون آب روشن و زلال. با رفتن او فقط یکی از آدم های روی زمین کم نشد، بلکه چیزی از شاعرانگی جهان کم شد.
(( اینجا اتاقی است ، تاریک با پرده ای سپید و کوچک در انتهای آن که با نوری سحر انگیز روشن می شود . و سایه ای حقیقی صدساله را پیش روی چند نفر از حاضران می گستراند . شاید هم سایه ای از حقیقتی دو هزار ساله که افلاطون از آن سخن می راند
اینجا چند نفر خسته و شوریده و خسته به نظاره نشته اند . تا شبح واقعیت تخلیشان را بر پرده ببینند . و بعضی به تاثیر ، به کنار دستی شان میگویند ، این جا اتاق رویا سازی است . جایی که تصویرها و صداها در هم میآمیزد تا معجزه یک قرن ، پس از هزاران بار، بار دیگر روی می دهد.
این جا مرکز تلاقی ذهن است . از علم و تکنولوژی تا هنر ، از فلسفه و سیاست تا اقتصاد ، ار کژاندیشی و بی مایگی تا خلاقیت ، از دوستی تا دشمنی ، این جا خلاصه آدمی جاری است .
این جا خاطرات گذرا نیستند . حرکات نامیرانید . و اصوات تا ابد می مانند . و این همه برای توصیف نام انسان کافی است . این جا اتاقی است تاریک با پرده ای سپید و کوچک در انتهای آن .)) 1
سینما پدیده ای است که فرا تبار شناسی آن ، باب تاثیر دو سویه ای را بر زندگی برونی انسان گشوده است . در فرآیند بزرگنمایی فریمهای کوچک تا ابعاد محصور کننده و غول آسای پرده جادواییاش حد میانه ای را می توان فرض کرد . که حتی از دیدگاه بصری منطبق با سازوکار و زندگی انسان است .
در ادامه به تاریخچه فرهنگ نمایش و چگونگی پدید آمدن نمایش در جوامع مختلف می پردازیم .
آغاز نمایش در هر سرزمینی را باید در آداب و رسوم . مناسک مذهبی همان قوم و در فعالیتهای انسانی برای تنازع بقا جستجو کرد .
انسان بدوی که در بیان افکار و عواطف خود ناتوان بود . حرکت را به کمک طلبیده و از طریق حرکات موزون سعی در بیان افکار و عواطف خود کرد و برای درک لذت و به عنوان نیایش و سخن گفتن با خدایان خود شروع به انجام حرکات موزون ( رقص ) می کند .
بنابراین اولین هنرهای نمایشی در درون همین مراسم جادوئی و حرکات موزون است که شکل می گیرد .
شاید بتوان گفت یکی از شرایط ضروری برای پیدایش تئاتر فراهم آمدن درک نسبتاً پیچیده ای از جهان است که در آن امکان داشتن نظر گاهی عینی و بیطرفانه از مسائل انسانی وجود داشته باشد . مثلاً یکی از علایم این فرایافت ، ظهور یا بروز یک برخورد کمدی با مسائل است زیرا برای آنکه در راه خیر و سعادت مردم از معیارهای مضحک را برگزینیم ، نیاز به بینشی عینی و بیطرفانه داریم . علامت دیگر گسترش حس زیباشناختی است . مثلاً هنگامی که فرایافت های انسان از جهان خود تغییر می کند ، اغلب از اجرای آیین و توسل به اسطوره ها برای رسیدن به خوشبختی صرف نظر می کنند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
X