ايران رساله
پروژه مقاله در مورد بررسی بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه مقاله در مورد بررسی بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان با word دارای 36 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه مقاله در مورد بررسی بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان با word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه مقاله در مورد بررسی بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان با word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه مقاله در مورد بررسی بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان با word :

بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان

چکیده:
این مقاله سعی بر آن دارد تا به بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان بپردازد.
بر همین اساس ابتدا به سابقه تاریخی ایجاد شهرهای جدید پرداخته شده و چند تعریف از شهرهای جدید ارائه گردیده است. در ادامه سابقه احداث شهرهای جدید بطور مختصر بیان گردیده و سپس عوامل لزوم شهرهای جدید بصورت کلی بیان می گردد. شهرهای جدید بر اساس وسعت، فاصله جمعیت نوع و سطح فعالیتها در چندین الگوی کلی که شامل شهرهای جدید مستقل، شهرهای جدید اقماری و شهرهای جدید پیوسته می باشد طبقه بنید شده که به بررسی اجمالی آنها پرداخته شده و در پایان نتیجه گیری خواهد شد.

بر اساس سه الگوی فوق در مناطق مختلف دنیا الگوهای دیگری از شهرهای جدید احداث شده اند که در پیوست شماره 1 به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.
در پیوست شماره 2 سابقه ایجاد شهرهای جدید در ایران در چهار دوره مورد مطالعه قرار می گیرد و سپس اهداف عمده شهرهای جدید پس از انقلاب اسلامی توضیح داده شده و در پایان این قسمت نیز نتیجه گیری در مورد شهرهای جدید ایران انجام خواهد گرفت.

مقدمه
پس از انقلاب کشاورزی ایجاد شهرها، دومین انقلاب عظیم در فرهنگ انسان بود. این امر، روند اجتماعی برجسته ای بود که بیشتر موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان با محیط و انسانهای دیگر گردید. در حقیقت، تغییر در واکنشهای انسانها نسبت به هم و نسبت به محیط، به تحول اجتماعی و دگرگونی فضایی امکان داد که نمود عینی آن بصورت یک پدیده نو که اصطلاحاً «شهر» نامیده می شد، نمایان گردید. بنابراین، پیدایش شهرها را باید نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی انسان بحساب آورد (نظریان، 1374، ص 9)

فرایند تشکیل و توسعه شهرها در سراسر جهان، پیوسته و بر اساس روابط متقابل محیطهای طبیعی و فرهنگی بوده است. با اینکه پیدایش شهرها باعث رشد فرهنگ و تمدن و روابط اجتماعی میان انسانها گردید و مسیر زندگی او را به نحو دلخواه تغییر داد اما با توجه به تحولاتی که در طول تاریخ، بخصوص، در صد سال اخیر در ارتباط با استقرار حکومتها، دولتهای مرتبط با اقتصاد صنعتی و سرمایه داری جهان، موجب دگرگونی در روند تمدن و فرهنگ عمومی شهرنشینی، عملکرد شهرها، توسعه و گسترش آنها و دگرگونی فضای پیرامون آنها گردیده است. در دنیای امروز یک حرکت انفجاری و فزاینده در شهرنشینی بوجود آمده است و جمعیت و تعداد شهرها روز به روز در حال افزایش می باشد و این امر سبب پیدایش عوارض و مشکلات فراوانی در زندگی شهرنشینی

انسانها گردیده است. این معضلات بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته نمود بیشتری یافته است. زیرا در اینگونه کشورها اختلاف سطح درآمد بین شهر و روستا، عدم برنامه ریزی صحیح برای توزیع اصولی امکانات و منابع بین شهرها و فضای پیرامونشان، عدم توجه اصولی و منطقی به برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای، عدم توجه به توسعه و رشد صحیح و متناسب

شهرها و غیره، موجب پیدایش شرهای بزرگ ناموزون و نامتناسب و بدون توجه به نظام سلسله مراتب شهری در این کشورها گردیده است و این مسائل باعث بروز بسیاری از معضلات شهری شده است که از جمله آنها می‌توان به افزایش جمعیت و تراکم شدید جمعیت شهرنشینی، انواع آلودگی های زیست محیطی، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، بروز انواع مشکلات اجتماعی و فرهنگی، افزایش شغلهای کاذب، افزایش بیکاری، حاشیه نشینی و ; اشاره نمود. (داداشپور، 1381، ص 5)
با توجه به مسائل و مشکلات فوق، انواع راهکارها و راه حلها جهت غلبه بر آنها و ایجاد تعادل و توازن در رشد شهری و ارتباط منطقی بین شهرها و فضای پیرامون ارائه و اجرا گردیده اند که یکی از آنها، ایجاد «شهرهای جدید» بعنوان راهکار اساسی جهت حل معضلات شهرهای بزرگ و ایجاد تعادل در توزیع امکانات و توازن در نظام سلسله مراتبی شهرها بود که با دیدگاههای متفاوت و معیارهای مختلف در نقاط گوناگون جهان طراحی و احداث گردیدند.

کشور ایران نیز بعنوان یک کشور قدیمی که مدنیت و فرهنگ شهرنشینی در آن بسیار پرسابقه است و از اثرات منفی مشکلات و معضلات شهری مذکور در امان نمانده است. رشد شهرنشینی و افزایش سریع جمعیت شهری تبعات منفی ناشی از آن از مهمترین مسائل و مواردی است که در سطح ملی و منطقه ای اذهان عمومی و برنامه ریزان شهری و شهرسازان و حتی مسئولین کشوری را به خود مشغول کرده است.
در ایران نیز، ایجاد شهرهای جدید بعنوان یکی از راه حلهای اساسی و مناسب جهت رفع و کاهش معضلات شهری کلانشهرها مورد توجه قرار گرفته و در اطراف تعدادی از شهرهای بزرگ طراحی و اجرا گردیده اند. (داداشپور، 1381، ص 7 الی 15)
مقاله حاضر شهرهای جدید را مورد بررسی قرار می دهد.

بیان موضوع:
بحث شهرهای جدید یا نوشهرها، سابقه در تاریخ شهرنشینی بشر دارد چنان که، فرایند پدیده ای تحت عنوان شهرهای جدید را می توان در اواخر دوره باستان یا در قرون وسطی نیز ملاحظه کرد. در این دوران، در پهنه وسیع امپراطوری های بزرگی همچون ایران و رم، این پدیده بخوبی قابل مشاهده و بررسی می باشد.

اما طرح ایجاد شهرهای جدید به شکل کلاسیک و مدرن را، می توان به اوایل قرن بیستم، یعنی زمانی که به واسطه انقلاب صنعتی، تغییرات گسترده و همه جانبه ای در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بخش بزرگی از جوامع بشری بوجود آمد، نسبت داد. یکی از نمادهای بارز این دگرگونی ها را می توان رشد روزافزون جمعیت شهری شهرنشینی و گسترش دامنه فیزیکی شهرها دانست.
با گذشت زمان، این گسترش، یک سری مسائل و مشکلاتی را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و زیست محیطی ببار آورد که مسؤولان و برنامه ریزان شهری را بر آن دانست تا در جهت رفع آنها چاره اندیشی کنند که یکی از مهمترین تدابیری که در جهت رفع این موانع و مشکلات اندیشیده شد طرح ساخت شهرهای جدید یا نوشهرها بود.
بیش از نیم قرن است که نظریه شهرهای جدید، (بصورت مدرن و جدی) به اشکال مختلف در نظامهای سرمایه داری، سوسیالیستی سابق و جهان سوم به تناسب ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و خصوصیات طبیعی آنها بکار گرفته شده است؛ نظریه شهرهای جدید در کشورهای سرمایه داری غرب، برای اجرای راهبرد عدم تمرکز، مهار و رشد شهرهای بزرگ، جذب سرریزهای جمعیتی، توزیع فضایی بهینه جمعیت و صنعت و ساماندهی فضایی پایتخت و مادرشهرها بکار گرفته شد که نتایج گوناگونی ببار آورده است.
در کشورهای سوسیالیستی سابق، نظریه شهرهای جدید، برای اجرای راهبرد ایجاد قطب رشد، جلوگیری از رشد شهرهای بزرگ، استفاده از منابع داخلی، توزیع فضایی جمعیت و صنعت، توسعه نواحی عقب مانده و آمایش سرزمین بکارگرفته شده که نتایج گوناگونی ببار آورده است؛ بطوریکه این نظریه در شوروی سابق موفق بوده و بعنوان نظریه تمرکززدایی پذیرفته شده است؛ اما در

لهستان و مجارستان چندان موفق نبوده، بطوریکه مجارستان به سوی سیاست توسعه شهرهای کوچک و میانه روی آورده است. در جهان سوم، این نظریه برای اجرای راهبرد عدم تمرکز، آمایش سرزمین، ایجاد قطب رشد، توسعه ناحیه ای، انتقال مراکز اداری، ساماندهی فضایی شهرهای بزرگ، ایجاد قطب سرویس دهی به نواحی روستایی، ایجاد مراکزی برای یکپارچه سازی روستاها و تجدید ساخت شهرهای تخریب شده بکار گرفته شد و نتایج گوناگونی ببار آورده است. (زیاری، 1378، ص 73 – ص 74)

امروزه، رشد سریع شهرها و گسترش بی حد و مرز قطبهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی، بخصوص رشد غول آسای شهرهای بزرگ، نشانگر استقبال روزافزون توده های مردم از پدیده شهرنشینی است. علی الخصوص که سکونت در شهرهای بزرگتر، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که این پدیده زمینه‌ای است برای بروز بحرانهای اجتماعی و اقتصادی از یک طرف و ایجاد مسائل مربوط به محیط زیست و بالاخره مسائل فرهنگی و انسانی از طرف دیگر (بخشنده نصرت، 1378 ص 385)

جدا شدن روستائیان از روستا و روی آوردن آنها به شهرها در نتیجه کمبود امکانات رفاهی، زیستی و بخصوص اشتغال در مناطق روستایی، موجبات اصلی رشد سریع شهرهاست. (گیتی اعتماد و دیگران، 1363، ص 56)

شهرهای جدید در نظام های اجتماعی – اقتصادی جهان و با توجه به تحولات نظریه ای، بسیار دگرگون شده اند و هنوز تعریف جامع و جدیدی ارائه نشده است، اما می توان تعاریف ذیل را برای آنها پذیرفت:

چند تعریف برای شهرهای جدید:
1)ایجاد شهرهای جدید عملی ارادی است که فرض را بر وجود یک منبع قدرت یا سازمانی می گذارد که تأمین کننده مکان و منابع برای توسعه شهر و اعمال کنترل مداوم بر آنست تا شهر به اندازه بادوامی برسد.

2)شهرهای جدی، اجتماعهای برنامه ریزی شده ای هستند که در پاسخ به اهداف از پیش تعیین شده ایجاد می شوند.
3)شهر جدید، اجتماعی خوداتکاست با جمعیت و مسافت مشخص، فاصله ای معین از مادرشهر، برنامه ریزی از پیش تعیین شده، اهداف معین و همچنین برخوردار از تمام تسهیلات لازم برای یک محیط مستقل

4)معمولاً شهرهای جدید برای تمرکززدایی کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در ناحیه شهری شهرهای بزرگ طراحی می شوند تا با وجود جاذبه نزدیکی به شهرهای بزرگ تشویق به خروج از مادرشهر شوند تا اسکان به همراه اجرای برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی فراهم آید؛ بدین ترتیب جذب سرریزهای جمعیتی، ساماندهی فضایی مادرشهر و ناحیه شهری، بهبود وضعیت محیط کار، زندگی سالم و اجتماعی کامل میسر شود. در واقع مفهوم شهر جدید، مفهوم اجزای یک شهر در ارتباط ارگانیک با یکدیگر است (داداشپور، 1381، ص 5)

مسابقه احداث شهرهای جدید:
اگر منظور از طراحی شهرهای جدید و ایجاد نظامی از پیش فکر شده برای نحوه استقرار کاربری های شهری و نحوه ارتباط بین آنها در کل مجموعه و نیز نحوه ارتباط این نظام در چارچوب های وسیع تر ناحیه ای و ملی فرض کنیم، این امر سابقه طولانی دارد. بطور کلی شهرهای جدید در بیشتر دوره های تاریخی، بویژه از زمانی که شهرنشینی شروع گردید، در اقصی نقاط دنیا طراحی و احداث گردیده اند. احداث این شهرها در مواردی به مثابه برنامه ای برای تحقق بخشی از

سیاسیت حکومتها بوده است که در این زمینه می توان از شهرهای جدید بابلی و آشوری در بین‌النهرین، موهنجودارو، (Mohenjo-Daro) در ایندوس، کاهن (Kahen) در مصر، اولین توس (Olynthus) و پرینس (Perience) در یونان و تعدادی مراکز شهرهای جدید در آفریقا را نام برد (داداشپور، 1381، ص 9).

در قرون وسطی گروههای مذهبی و پادشاهان، شهرهای جدید بسیاری را ساخته اند در عصر رنسانس نیز معماران و برنامه ریزان، چنین شهرهایی را ایجاد کرده اند که از آن میان می توان از «اسکارموزی» نام برد. همچنین پس از کشف آمریکا توسط «کریستف کلمب» در سال 1492 میلادی در ساحل جنوبی جزایر اسپانیولی شهر جدیدی ساخته شد. در ایران نیز پادشاهان در گذشته های دور، شهرهای جدید متعددی ساخته اند که از آن میان می توان از تخت جمشید و نیشابور را نام برد (زیاری، 1378، ص 7)

در دولتشهرهای یونان (City-Staes) نیز، اهداف اصلی از طراحی شهر، ایجاد سکونت گاهی به اندازه جمعیتی مشخص و ایجاد نظامی که دربرگیرنده کلیه فعالیتهای مذهبی – سیاسی و اقتصادی شهروندان باشد، بوده است.
شهرهای دفاعی دوره رنسانس گویای تفکر طراحان جهت نظامی برای شکل گیری شهر است. طراحی شهرهای آرمانی در قرن نوزدهم از سوی تخیل گرایان به بحث ایجاد سکونتگاههای مطلوب و تخیلی بشر دامن زد.

در حقیقت، نیاز به ایجاد شهر جدید در دوره های انتقالی برای تحول جامعه است که می تواند با مبنای اقتصادی تغییر یافته تطابق داشته باشد؛ بنابراین شهرهای جدید پیش نمونه هایی برای تجدید ساختار و نوسازی شهرهای بزرگ هستند. (داداشپور، 1381، ص 11)
بطور کلی طرح ایجاد شهرهای جدید به شکل کلاسیک و مدرن را می توان به اوایل قرن بیستم، یعنی زمانیکه به واسطه انقلاب صنعتی، تغییرات گسترده و همه جانبه ای در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی بخش بزرگی از جامعه بشری بوجود آمد، نسبت داد.

یکی از نمادهای بارز این دگرگونی ها را می توان رشد روزافزون شهرنشینی و گسترش دامنه فیزیکی شهرها دانست. با گذشت زمان، این گسترش، یکسری مسائل و مشکلات و معضلاتی را در ابعاد مختلف اقتصادی. اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی ببار آورد که مسئولان و برنامه ریزان را بر آن دانست تا در جهت رفع آنها چاره اندیشی کنند که یکی از مهمترین تدابیری که در جهت رفع این موانع و مشکلات اندیشیده شده طرح ساخت شهرهای جدید یا نوشهرها بود.

از اولین طرحهایی که در این زمینه ارائه گردید و شاید بتوان گفت که اساس نظریه های بعد از خود قرار گرفت، طرح دانشمند انگلیسی بنام «ابنزر هاوارد» بود. این طرح که بعدها به «باغشهرهای هاوارد» معروف گردید، از افکار و ایده های کسانی چون «توماس مور» (طراح شهر خدا)، «جان بلی» (نظریه پرداز شهرهای صنعتی) و مهمتر از همه از ایده «لئونارد داوینچی» (مبتکر تقسیم میدان به ده شهر اقماری) تأثیر پذیرفت. هاوارد، فلسفه طرح باغشهرهای خود را اینگونه بیان می کند. «طرح باغشهرها، برای نزدیکتر شدن انسان به طبیعت و بهره گیری از محیط آرام و بانشاط آن و فرار از فضای آلوده و شلوغ شهرهای بزرگ و دوربودن از عواقب ناگوار آن می باشد. (محمدی، 1373، ص 37)

بعد از نظریه باغشهر هاوارد، نظریه های زیادی در رابطه با طراحی و احداث شهرهای جدید با اهداف متفاوت، ارائه شده اند که هرکدام در زمان خود از عوامل گوناگونی تأثیر پذیرفته اند.
بطور کلی، علل و عوامل موثر در شکل گیری نظریه های مربوط به ایجاد شهرهای جدید را می توان در دو دسته عوامل انسانی و عوامل طبیعی تقسیم بندی نمود:

الف-عوامل انسانی: در زمینه عوامل انسانی می توان به تغییرات اقتصادی. اجتماعی و سیاسی جامعه همچون تغییر در الگوهای تولید، توزیع و مصرف، شیوه اسکان و دگرگونی در بینشها و نگرشها (ایدئولوژی)، همچون تغییرات ساختار حکومتی و غیره اشاره کرد.
ب-عوامل طبیعی: در زمینه عوامل طبیعی نیز می توان از فاکتورهایی چون: زلزله، سیل، آتشفشان و ; نام برد. (داداشپور، 1381، ص 33)

عوامل لزوم احداث شهرهای جدید:
1)کاهش هزینه های ناشی از ایجاد شبکه های حمل و نقل
2)ایجاد شهرهای مطابق با اصول شهرسازی، در قالب طرحها و برنامه ریزی های ملی و منطقه ای
3)جلوگیری از تخریب زمینهای کشاورزی. باغها و فضای سبز اطراف شهرها
4)جلوگیری از ایجاد شهرکهای خوابگاهی

5)پیشگیری از تمرکز و ایجاد تأسیسات زیربنایی و کاهش هزینه های آن در کلان شهرها
6)جلوگیری از تخریب محیط زیست و پالایش شهرهای بزرگ
7)ایجاد واحدهای مسکونی ارزان قیمت به منظور بهره مند شدن اکثر افراد جامعه از یک حداقل فضای مسکونی
8)جذب سرریز جمعیت از طریق ایجاد کانونهای اشتغال در شهرهای جدید
9)جلوگیری از افزایش بی رویه و غیرمنطقی قیمت مستغلات

10)جذب سرمایه های سرگردان و جلوگیری از ایجاد مشاغل کاذب
11)جلوگیری از ایجاد آلونک نشینی در اطراف شهرهای بزرگ
12)تعدیل ناهنجاری های اجتماعی و آثار ناشی از آن در شهرهای بزرگ
13)رعایت فاصله شرعی بین محل سکونت و محل اشتغال

14)تسهیل در وضع مقررات ساخت و ساز فضاهای مسکونی در شهرهای بزرگ
15)نقش حوادث طبیعی در لزوم شکل گیری شهرهای جدید
16)تأمین نیازمندیهای مسکونی شاغلان مراکز نظامی و صنایع دفاعی
17)تثبیت امنیت مرزها و نواحی مرزی

18)نقش مراکز پرجمعیت و متراکم شهری در بروز انقلاب ها و حرکات سیاسی
19)نقش حاشیه نشینان و مهاجران در ایجاد بحرانها و ناآرامی های شهری و منطقه ای

گونه شناسی و طبقه بندی شهرهای جدید
شهرهای جدید بر اساس وسعت، فاصله جمعیت، نوع و سطح فعالیتهای اقتصادی در چندین الگو طبقه بندی می شوند: 1) شهرهای جدید مستقل 2) شهرهای جدید اقماری 3) شهرهای جدید پیوسته

شهرهای جدید مستقل
چگونگی مکانیابی یک شهر جدید مستقل بیشتر گزینشی است و این انتخاب به عملکردهای مشخص اقتصادی آن منطقه که ناشی از نوع و مقدار اولیه آن است بستگی دارد. در واقع شهرهای جدید مستقل، طیف گسترده و متنوعی از شهرهای جدید را دربرمی گیرد که با توجه به تنوع کارکرد و تأثیری که در ارتباط با فضاهای ناحیه ای می گذراند، باید طوری مکانیابی شوند که اولاً با ناحیه ای که در آن هستند پیوند منطقی داشته باشند؛ ثانیاً؛ فاصله آنها از شهرهای بزرگ

باید به اندازه ای باشد که سفر روزانه از این شهرها را به شهرهای مجاور تشویق نکند. شهر جدید مستقل باید اقتصادی قوی داشته باشد تا بتواند علاوه بر تأمین شغل ساکنان خود، امکان کار را برای افراد دیگر نیز فراهم کند؛ بعلاوه این شهر باید هویت خاصی برای ساکنان خود و د

شهرهای جدیدی مستقل در کشورهای سوسیالیستی با اهدافی کاملاً متفاوت با اینگونه شهرها در اروپای غربی و آمریکا بوجود آمده اند. در شوری سابق مانند سایر کشورهای سوسیالیستی، هدف از ایجاد این شهرها، تسهیل در طرح ریزی سرزمینی با ایجاد یک فضای مناسب زندگی برای کارگرانی است که در بخش صنعت کار می کنند و نیز برای تقویت پایه های اقتصادی ناحیه نفوذ بکار گرفته می شوند. بنابراین بیش از 800 شهر جدیدی که در شوروی سابق از سال 1917 تا سال 1973 ساخته شده، 350 شهر جدید مستقل در نواحی توسعه نیافته ایجاد شده است.
در انگلستان شهرهای جدید مستقل برای رفع تمرکز در انباشتگی های مسکونی و با هدف ط

رح ریزی سرزمینی و موازی با سیاست عدم تمرکز و جلوگیری از مهاجرتهای روستایی به مادرشهر و در مواردی برای ایجاد قطبهای اقتصادی احداث شده است. در آفریقا شهرهای جدید مستقل برای بهره برداری از منابع یا صنایع، قطب سرویس دهی به نواحی روستایی و نیز تجدید ساخت

شهرهای تخریب شده احداث شده است. آخرین مورد از شهرهای جدید مستقل، پایتختهای جدید است که به دور از فضاهای شهری برای تسریع در پیشرفت اقتصادی ناحیه ای که در آن قرار دارند، رقابت سیاسی بین شهرهای بزرگ برای پایتخت شدن مانند کانبرا و واشنگتن، بنا به هر دو دلیل قبلی مانند برازیلیا و سرانجام بدنبال اصلاحات و تعدیلهایی که از نظر ارضی حاصل شده است، بنا شده اند که باید نقشی در مقیاس حمل و ناحیه ای ایفا کنند (زنجانی، 1368، ص 28)

شهرهای جدید اقماری
شهرهای جدید اقماری، اجتماعهای برنامه ریزی شده یا در درون حوزه کلانشهرها هستند که با شهر مرکزی پیوندهای عملکردی مستحکمی را حفظ می کنند. به همین سبب وجود ارتباطات مناسب امری حیاتی است و زمان جابجایی نباید از 30 تا 45 دقیقه تجاوز کند. وسعت این شهرها بین 400 تا 6 هزار هکتار و بیشتر است. شهرهای جدید اقماری از نظر شکل، تراکم و شیوه زندگی اصولاً تداوم الگوی سکونتی حومه نشینی بشمار می روند. تراکم خالص این سکونتگاهها بین 12 تا 37 نفر در هکتار است. در این شهرها نیاز به ایجاد توازن در تأمین مشاغل نیست، زیرا این شهرها از بازار کار کلانشهر بهره مند می شوند و نیز از نظر خدمات عمده به مغازه ها، تخصصهای ویژه و

تسهیلات فرهنگی و تفریحی همواره به شهر مرکزی وابسته باقی می مانند. اصول حاکم بر شهرهای جدید اقماری تراکم زیادی است؛ بنابر این اصل، هر نقطه شهر اندازه بهینه ای دارد که برای آن، اشتغال اضافی، شهر بزرگ به جوامع جدید منتقل می شود تا تمرکز شهر بزرگ کاهش یابد و رشد آن مهار گردد. عموماً شهرهای جدید اقماری که برای جذب جمعیت اضافی طراحی می شوند، شهرهای خوابگاهی می نامند؛ ولی این شهرها غالباً نه فقط مسکن بلکه تا حدودی اشتغال ساکنان خود را نیز تأمین می کنند. گرچه شهرهای جدید اقماری از نظر سیاسی مستقل هستند ولی نتوانسته اند چهارچوب جامعی برای زندگی بوجود آورند. مشخصات شهرهای جدید اقماری با شهرکهای حومه ای که فقط سکونتگاه یا خوابگاهی هستند، تفاوت دارد.

در شهرهای جدید اقماری امکانات گسترده ای برای جذب نیروی کار حتی از شهر بزرگ وجود دارد و با وجود وابستگی به مادرشهر، تا حدودی مستقل هستند، اما شهرکهای حومه ای بیشتر تأمین کننده نیروی کار برای شهرهای بزرگ هستند. هرچند که نظریه رسمی ایجاد شهرهای جدید اقماری را برای اولین بار «لئونارد داوینچی» برای جلوگیری از ازدیاد جمعیت شهر میلان (ایتالیا) مطرح کرد، اما نظریه ایجاد چنین شهرهایی را در سال 1898 میلادی ابنزر هاوارد با عنوان باغشهرها ارائه داده بود. (وزارت مسکن و شهرسازی، 1357، ص 49 و 50)

در رابطه با ابعاد شهر، هرچند که شهرهای بزرگ دارای مشکلات عمده ای هستند، ولی در اینکه این مشکلات به دلیل اندازه های بزرگ یا فقر، جدایی طبقات اقتصادی مردم، ساخت مالی نهادها و سازمانهای محلی و شهرداری، سیستم اقتصادی یا عوامل دیگر می باشد جای بحث فراوان است. هرچند مدیریت شهرهای بزرگ نیازمند بودجه های فراوانی است، ولی بدلیل سرویس دهی بیشتر و تولیدات اقتصادی، مقرون به صرفه اند.

ایده شهرهای اقماری بیش از تمام ایده های دیگر، خاصه در رابطه با توسعه های منطقه ای. قابل قبول بوده و بمرحله اجرا درآمده اند. شهرهای اقماری پس از ساخته شدن به رشد خود ادامه می دهند و نمی توان رشد آنها را پس از ایجاد متوقف شده محسوب داشت. (شیعه، 1376 ص 72 و 73)

شهرهای جدید پیوسته:
این اصطلاح را «هاروی پارلوف» برای توصیف شهرهایی که در محدوده شهرهای موجود احداث می شوند بکار برد. در واقع این الگو در جوار مادرشهر و مجتمع های بزرگ برای رفع مشکل انباشتگی های مسکونی آنها ایجاد می شود؛ بنابراین هدف از ایجاد آنها، ساماندهی فضایی و تراکم زدایی از مادرشهر است. این الگو بدلیل قرارگرفتن در محدوده شهرهای بزرگ تراکم شدید جمعیتی دارد و خیلی سریع توسعه می یابد. (حدود 140 نفر یا بیشتر در هکتار). در توسعه این شهرها مسائل اجتماعی و محیط شهری پیرامون آنها نیز نقش مهمی دارد؛ زیرا نقش این شهرها سرریزپذیری جمعیت شهر بزرگ مجاور است.

نظریه شهرهای جدید پیوسته با انباشتگی مسکونی که نتیجه شهرسازی استکهلم است، در کشورهای اسکاندیناوی با تکیه بر اصل تراکم زدایی و اصلاح ساختار شهری پایتخت و شهرهای بزرگ آنا مطرح شد؛ از این رو آنان این نظریه را در توسعه پایتخت و شهرهای بزرگ بکار گرفتند. گذشته از کشورهای اسکاندیناوی، اصول مشابهی تا به امروز در هلند بکار گرفته شده است.
هلندی ها در آمستردام محله های جدید را در رابطه با شبکه متروی شهر طراحی کردند که از استکهلم نشأت گرفته بود. همچنین در روتردام محله های جدیدی مانند پندرخت، هوخ نیلت، کاپله و غیره طرح ریزی شده در سوئد این طرح برای شهرهای جدید ولینگی (Vallingy)، فارستا (Farsta)، شرهولمن (Sharholman) نیز اجرا شد. در دانمارک طرح ایجاد این شهرها در سال 1957 مطرح و نیز طرح شمار مقدماتی در سال 1961 برای کپنهاک جهت ساماندهی فضایی پایتخت طراحی و اجرا شد (زیاری، 1378، ص 43)

این شهرها در «ایران» بویژه تهران و اصفهان ایجاد شده اند. بطوریکه می توان گفت بیشتر شهرهای جدید ایران در این طیف قرار می گیرند.
همانطوریکه قبلاً گفته شد شهرهای جدید مستقل، اقماری و پیوسته سه الگوی اصلی تقسیم بندی شهرهای جدید هستند. بر ساسا این سه الگو، الگوهای دیگر شهرهای جدید در سایر نقاط دنیا و ایران احداث شده اند که در پیوستهای 1 و 2 آنها را بررسی خواهم کرد. انشاءالله.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دوشنبه هجدهم 5 1395
(0) نظر
برچسب ها :
X